آیت الله مشکینی امروز از تهران تشیع و فردا در قم به خاک سپرده می شود.فردا شاید من هم به تشیع جنازه رفتم آخر او را خیلی دوست داشتم(چرا هنوز هم او را دوست نداشته باشم؟؟؟)
هنوز از تشیع جنازه میرزا جواد تبریزی (که پسرش همرزم پدرم در جبهه بود) چندی نگذشته بود که آیت الله فاضل لنکرانی(که نوه اش همکلاسی ماست) نیز به دیار باقی شتافت.
این بار نوبت مجاهدی دیگر بود،این بار باید مشکینی می رفت.
هنوز طنین خطبه هایش را به یاد دارم، با آن صلابت و شجاعت در گفتارش انسان را به وجد می آورد.آن قدر مردم دوستش داشتند که یک بار در خطبه هایش به طور تلویحی از آموزش و پرورش انتقاد کرد،به دو هفته نرسید که مدیر آموزش و پرورش استان عوض شد(مدیر سابق اکنون مدیر مدرسه ماست!).
آن یار انقلابی امام(ره) و مقام معظم رهبری(مدظله العالی) پس از برگزیده شدنش به عنوان رییس مجلس خبرگان رهبری(همین راه یافتن به خبرگانش نشان دهنده علاقه اش به نظام بود زیرا وی از تهران کاندید شد تا نیروهایی که انقلابی نیستند-نمی خواهم لفظ ضد انقلاب را ببرم-نتوانند در کار رهبری کار شکنی کنند و با توصیه ایشان از قم نیز شخص دیگری به مجلس راه یافت که خود نیز فردی انقلابی بود) هیچ گاه سعی در مخالفت و کارشکنی در کار رهبری نکرد و با جد از ایشان دفاع کرد.
در طول جنگ نیز با اینکه از ایشان سن و سالی گذشته بود اما در جبهه ها حضوری فعال داشتند و همیشه در خدمت سرداران و فرماندهان بودند و به ایشان کمک های فراوانی می نمودند(گواه این مدعا حضور سردار پاسدار رحیم صفوی در هنگام مرگ ایشان در بیمارستان است.)
امروز قم سیاه پوش شده است و حرم حضرت معصومه منتظر در جای دادن پیکری درون خود است.نمی دانم وی را کجا به خاک می سپارند اما او را هر جا که بگذارند در جوار بی بی خواهد بود.
مشکینی نیز رفت،من بعد باید بنویسیم «آیت الله مشکینی(ره)».هر چه خاک اوست بقای رهبرمان باشد.
امیدواریم دیگر مردی انقلابی از میان ما نرود.
والسلام

