تبليغاتX
Generated Image *ناشنیدنی ها را بشنوید* - درد دلی با شما
یکشنبه سی و یکم تیر 1386 ساعت 16:18
به نام الله که عادل است و عدالت را دوست دارد!
خواستم از عدالت بنویسم،گفتم "رطب خورده کی کند منع رطب" هنوز نمی توانم در خانه عدالت را جاری سازم آنوقت بیایم در مورد عدالت در کشور بنویسم!!
دوست داشتم بنویسم، اما در چه مورد نمی دانم و می نویسم.
سهام عدالت دارد توزیع می شود.اولویت اول وابستگان به بهزیستی و کمیته امداد امام (ره). آیا همین کافی است؟؟؟؟
در خیابان دخترکی را می بینم که آدامس می فروشد و در کنارش مشق های زبان انگلیسی اش را می نویسد، آیا به او نیز سهام عدالت می رسد؟؟؟ آیا به او 3 لیتر سهمیه بنزین می رسد؟؟؟
سهام عدالت به کارش می آید؟؟ او الان که جوان است سرمایه می خواهد، سالی 50 هزار تومان،غذلی یک هفته ما هم نمی شود!!!
آنقدر خودمان را مشغول کردیم که یادمان رفته است هستند کودکانی که هر روز صبح از کنارشان عبور می کنیم؛ اما دیگر نظری نمی افکنیم!!!!
آنقدر سرمان به 3 لیتر سهمیه بنزینمان گرم شده است که خودمان را نیز از یاد برده ایم.
حیف... حیف از آن مردان دهه 60!!! اگر می دانستند ما آینده را اینگونه می سازیم هیچ گاه برایمان کشته نمی شدند! گناهشان چه بود که رفتند؟؟؟ غیر از آزادی من و تو می خواستند؟؟؟ غیر از زندگی راحت تو دلیل دیگری برای رفتنشان داشتند؟؟؟
به یاد می آورم آن روزی که کسی می گفت:« رفتند که رفتند، حالا ما باید تاوانشان را پس بدهیم؟؟؟، مختار بودند که بروند یا بمانند؛ دیوانگیشان به ما ربطی ندارد.» از آن روز خیلی نمی گذرد شاید 3 سال پیش بود ...
اما امروز 3 سال گذشته است... 3 سال ... دولتی جدید با آرمان هایی انقلابی تر،آرمان هایی که دیگر به شهیدان پشت نمی کند. هنوز آن فرد هست، با همان عقیده پوچ.
آن شخص مهم نیست مهم اینست که 70 میلیون نفر پشتوانه شهدایند. آن شخص در بین 70 میلیون نفر گم می شود؛ مگر نه؟؟؟
این ها را نوشتم اما هنوز در فکر آن دخترکم، دختری مظلوم که پشتوانه اش خداست،
چه خوب است ما به خدا کمک کنیم!!!
نوشته ام درد دل بود، درد دلی که هیچ کجایش به هم نمی خورد و اصلا به هم مربوط نبود.مهم اینست که خواننده بفهمد..... و بدان که مردم ایران فهیمند.
شخصی که دوست دارد این حرف هایش شنیده شود!!
www.nashenidani.blogfa.com
نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع: