تبليغاتX
Generated Image *ناشنیدنی ها را بشنوید*
یکشنبه سی و یکم تیر 1386 ساعت 16:18
به نام الله که عادل است و عدالت را دوست دارد!
خواستم از عدالت بنویسم،گفتم "رطب خورده کی کند منع رطب" هنوز نمی توانم در خانه عدالت را جاری سازم آنوقت بیایم در مورد عدالت در کشور بنویسم!!
دوست داشتم بنویسم، اما در چه مورد نمی دانم و می نویسم.
سهام عدالت دارد توزیع می شود.اولویت اول وابستگان به بهزیستی و کمیته امداد امام (ره). آیا همین کافی است؟؟؟؟
در خیابان دخترکی را می بینم که آدامس می فروشد و در کنارش مشق های زبان انگلیسی اش را می نویسد، آیا به او نیز سهام عدالت می رسد؟؟؟ آیا به او 3 لیتر سهمیه بنزین می رسد؟؟؟
سهام عدالت به کارش می آید؟؟ او الان که جوان است سرمایه می خواهد، سالی 50 هزار تومان،غذلی یک هفته ما هم نمی شود!!!
آنقدر خودمان را مشغول کردیم که یادمان رفته است هستند کودکانی که هر روز صبح از کنارشان عبور می کنیم؛ اما دیگر نظری نمی افکنیم!!!!
آنقدر سرمان به 3 لیتر سهمیه بنزینمان گرم شده است که خودمان را نیز از یاد برده ایم.
حیف... حیف از آن مردان دهه 60!!! اگر می دانستند ما آینده را اینگونه می سازیم هیچ گاه برایمان کشته نمی شدند! گناهشان چه بود که رفتند؟؟؟ غیر از آزادی من و تو می خواستند؟؟؟ غیر از زندگی راحت تو دلیل دیگری برای رفتنشان داشتند؟؟؟
به یاد می آورم آن روزی که کسی می گفت:« رفتند که رفتند، حالا ما باید تاوانشان را پس بدهیم؟؟؟، مختار بودند که بروند یا بمانند؛ دیوانگیشان به ما ربطی ندارد.» از آن روز خیلی نمی گذرد شاید 3 سال پیش بود ...
اما امروز 3 سال گذشته است... 3 سال ... دولتی جدید با آرمان هایی انقلابی تر،آرمان هایی که دیگر به شهیدان پشت نمی کند. هنوز آن فرد هست، با همان عقیده پوچ.
آن شخص مهم نیست مهم اینست که 70 میلیون نفر پشتوانه شهدایند. آن شخص در بین 70 میلیون نفر گم می شود؛ مگر نه؟؟؟
این ها را نوشتم اما هنوز در فکر آن دخترکم، دختری مظلوم که پشتوانه اش خداست،
چه خوب است ما به خدا کمک کنیم!!!
نوشته ام درد دل بود، درد دلی که هیچ کجایش به هم نمی خورد و اصلا به هم مربوط نبود.مهم اینست که خواننده بفهمد..... و بدان که مردم ایران فهیمند.
شخصی که دوست دارد این حرف هایش شنیده شود!!
www.nashenidani.blogfa.com
نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
شنبه سی ام تیر 1386 ساعت 20:46
درحاليكه محمد ستاري فر، رئيس اسبق سازمان مديريت در دولت سابق در مناظره با فرهاد رهبر بر عدم وجود هيچگونه ديني به معلمان و پرستاران در سالهاي 82 و 83 تأكيد كرده بود، اسناد رسمي مكاتبات وي با طهماسب مظاهري وزير وقت امور اقتصاد و دارايي، مغاير با اين ادعا و حاكي از بدهي چند صد ميليارد ريالي در ابتداي سال 83 است.
محمد ستاري فر در برنامه گفتگوي ويژه خبري و مناظره با فرهاد رهبر ادعا كرده بود: «سال 82 خودم در سازمان بودم در پايان سال حتي يك ريال حسب تكاليف قانوني دولت ديون وجود نداشت كه به سالهاي بعد منتقل شود، سال 83 هم دقيقا همين گونه بود و حتي يك ريال تكاليف قانوني دولت به بودجه سال بعد منتقل نشد.
دولت نهم براي اجراي ارتقائ 40 درصدي رديف شغلي معلمان كه سپس آن را به 65 درصد رساند ، 120 ميليارد تومان براي خود تكليف ايجاد كرد سپس اين حكم را براي پرستاران و استادان دانشگاه كه شامل 1100 نفر بودند تعميم داد.
طبق گزارش ذيحسابان رسمي دولت، و نامه فاطمي زاده خزانه دار كشور دولت در سال 83 ديوني نداشت.»
اين درحاليست كه رئيس اسبق سازمان مديريت در تاريخ 25/1/1383 در نامه اي به شماره كلاسه 10190/101 خطاب به مظاهري بر پرداخت مطالبات 850 ميليارد ريالي كاركنان سازمان هاي آموزش و پرورش استان ها كه در تاريخ 3/12/1382 ابلاغ شده بوده، تأكيد كرده است.

در بند ديگري از اين نامه نيز درخواست قرار دادن تنخواه گردان لازم براي پرداخت حقوق و مزاياي فروردين ماه كاركنان آموزش و پرورش استان ها، 300 هزار ريال كمك غيرنقدي به هريك از كاركنان و مطالبات سال 1382 آنها شامل: حق التدريس، كمك هاي غيرنقدي، پاداش پايان خدمت بازنشستگان، معادل يك ماه مرخصي و پاداش مناطق محروم، مطرح شده است.
در پايان اين نامه نيز تأكيد شده كه وجوه پرداختي از محل تنخواه گردان سال جاري (83) در تخصيص اعتبار سه ماهه اول منظور شود.
نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
شنبه سی ام تیر 1386 ساعت 20:43
هم زمان با شكل گيري ائتلاف بزرگ در ميان اصولگرايان براي انتخابات مجلس هشتم، برخي جريانهاي كم وزن سياسي و با سابقه منفي در زمينه التزام به اقتضائات ائتلاف، به نام اصولگرايي آماده گل زدن به دروازه اصولگرايان مي شوند.
اين اقدامات كه نمونه هايي از آن پس از به نتيجه نرسيدن سهم خواهي ها، در جريان اظهارات برخي سخنرانان يك همايش سياسي در تهران با مضمون مخالفت با گروه شش نفره شوراي مركزي جبهه متحد اصولگرايان و موافقت با گروه پنج نفره مرضي الاطراف بروز يافت، نگراني هايي را در ميان طيف غالب اصولگرايان پديد آورده است.
همچنين يك سايت وابسته به اين جريان نيز كه طي روزهاي اخير نسبت به تخريب طيف وسيعي از اصولگرايان از جمله رئيس جمهور، رئيس مجلس و برخي وزرا اقدام كرده است، در خبري بدون نام بردن از پدرخوانده اين رسانه و اظهارات وي براي تفرقه انگيزي تحت پوشش مخالفت و موافقت با گروههاي شش و پنج نفره اصولگرايان، به دفاع از اين ايده پرداخت.
شوراي مركزي 6 نفره جبهه متحد اصولگرايان متشكل از 2 نفر به نمايندگي از گروههاي 14گانه پيروان خط امام و رهبري، (صدر و بادامچيان) 2 نفر به نمایندگی از ستادهای حامیان احمدی نژاد(مصلحي و محصولي) و 2 نفر نمايندگان اصولگرايان تحولخواه و جمعيت ايثارگران (فدايي و زاكاني)، در حال تهيه ليست انتخاباتي مجلس هشتم براساس رايزني و بررسي مصاديق با توجه به شاخصه هاي توافق شده هستند.
گفتني است جرياني كه خط تفرقه در ميان اصولگرايان و گل زدن به دروازه خودي را دنبال مي كند، اغلب متشکل از نظاميان سابقي است كه با ورود به عرصه سياست نيز تاكنون موفقيتي كسب نكرده و همچنان در توهم قدرت به سر مي برند.
نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
جمعه بیست و نهم تیر 1386 ساعت 17:14
موسویان دارای کد کلاسیک نبوده و قرارهای مشخصی برای مسایل جاسوسی نداشته است، لذا با توجه به این موضوع و بر اساس قوانین موجود، مجازات سنگینی متوجه وی نبوده است.
بر اساس اطلاعات خبرنگار "الف"، یک نهاد امنیتی در گزارشی در خصوص پرونده حسین موسویان معاون مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام آورده است، بر خلاف شیوه های معمول سازمانهای جاسوسی دنیا، موسویان دارای کد کلاسیک نبوده و قرارهای مشخصی جهت انتقال اطلاعات نداشته است و لذا با توجه به این موضوع و بر اساس قوانین موجود، مجازات سنگینی متوجه وی نبوده است.
بر اساس این گزارش، موسویان در یکی از مکالمات تلفنی خود بر تسریع طرف غربی بر صدور قطعنامه در سازمان ملل تاکید کرده و لذا اتهام اقدام علیه امنیت ملی نیز متوجه وی خواهد بود.
سابقه خبر:
بر اساس اطلاعات دریافتی، ماجرای دستگیری موسویان از این قرار بوده که وی در سال گذشته 50 روز مسافرت خارج از کشور داشته است و ملاقات های زیادی با افراد تحت پوشش طرف های اروپایی و دیپلمات های غربی داشته که برخی از آنان به طور قطع از افراد سرویس های امنیتی غرب بوده اند و با این حال موسویان به راحتی با آنها صحبت کرده است. بنا براین گزارش؛ از جمله اتهامات دیگر معاون آقای حسن روحانی این بوده که یک سری اسناد محرمانه در اختیار وی بوده که باید آنها را تحویل مقامات مربوطه می داد ولی این کار را نکرده و آنها را تحویل نداده است.
هم چنین باید گفت که طرف های مقابل مذاکرات هسته ای ایران و اروپا، در جریان مذاکرات هسته ای، اطلاعاتی داشته اند که در زمان های قبل از مذاکره با مراجعه به موسویان آنها را دریافت می کرده و از نقاط ضعفی که ایران داشته مطلع شده و مذاکره کننده ارشد هسته ای، این اطلاعات را به آنها منتقل می کرده است. مهمترین اتهام موسویان، درباره یک سری اسنادی بوده است که در اختیار انگلیسی ها قرار داده و در نهایت به دست سرویس امنیتی MI6 انگلیس افتاده بوده است.
این اسناد در مورد پایگاه های نظامی امنیت ایران در اروپا بوده که طی بخشنامه ای به آنان توصیه هایی شده بود که در زمان حمله احتمالی آمریکا به ایران چه اقدامات و تصمیم های باید اتخاذ کنند. این گزارش که سه نسخه بوده است؛ یکی در اختیار آقای حسن روحانی، دیگری در اختیار آقای علی یونسی و آخری هم در دست حسین موسویان بوده است. بعدها مشخص شد که نسخه ای که در دستان موسویان بوده در اختیار انگلیسی ها قرار گرفته است.
گفتنی است الف چندی پیش از جلسه محسنی اژه ای، وزیر اطلاعات با اعضای کمیسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی درباره پرونده حسین موسویان خبر داده بود. در اواخر این جلسه، یکی از نمایندگان عضو کمیسیون اصل 90، از محسنی اژه ای پرسید، وقتی وزارت اطلاعات از اقدامات آقای موسویان مطلع شد آیا مسوولین بالاتر وی در مجمع تشخیص مصلحت را از این موضوع با خبر ساخت؟ و اگر این اقدام انجام شده، عکس العمل مجمع چه بوده است؟ محسنی اژه ای در پاسخ گفت: وقتی اقدامات حسین موسویان برای ما محرز شد، موضوع را در جلسه ای با آقای روحانی، رییس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام در میان گذاشتیم. لیکن بعد از این جلسه، انتقال اطلاعات از سوی آقای موسویان شدت بیشتری به خود گرفت که تعجب کارشناسان اطلاعاتی کشور را موجب شد و عکس العمل بعدی ما را موجب شد. وزیر اطلاعات در پاسخ به برخی اخبار مطرح شده مبنی بر اینکه موسویان بعد از آزادی با وثیقه در محل کارش ـ مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع ـ حضور می یابد، گفت: چندی است که وی در این مرکز حضور نمی یابد و به فعالیتهای جنبی در منزلش می پردازد.
محسنی اژه ای در مورد میزان وثیقه آزادی موسویان نیز گفت: وثیقه 200 میلیون تومانی را قاضی پرونده مشخص کرده و اگر بنده هم در آن جایگاه قضاوت قرار داشتم همین میزان وثیقه را تعیین می کردم.
نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
جمعه بیست و نهم تیر 1386 ساعت 17:11
پس از پخش تصاوير اعترافات هاله اسفندياري، كيان تاجبخش و رامين جهانبگلو كه به بررسي گوشه هايي از روش هاي نوين امريكا و سرويس هاي جاسوسي اين كشور در تدارك انقلاب هاي نرم در كشورهاي درحال توسعه مي پرداخت، پروژه جديدي براي كاستن از تبعات اين اعترافات از سوي امريكا كليد خورده است.
ارتش امريكا به فاصله كوتاهي پس از پخش قسمت دوم مستند "به اسم دموكراسي" مدعي دستگيري يك تروريست شده كه با نيروهاي واحد قدس سپاه پاسداران در ارتباط بوده است.
در اين خبر كه طي اطلاعيه اي از سوي ارتش امريكا براي بنگاههاي خبري دنيا ارسال گرديده، هيچ اشاره اي به هويت فرد بازداشت شده، به چشم نمي خورد.
با اين حال ارتش امريكا مدعي است: نيروهاي ائتلاف همچنين در يک رشته حمله در بغداد سه نفر را به قتل رسانده و چهل و چهار نفر را نيز که با القاعده در ارتباط بوده اند بازداشت کرده اند.
در اين اطلاعيه با اشاره به اينكه فرد بي نام و نشان دستگير شده مظنون به تسهيل انتقال سلاح و نيرو از ايران به عراق است، افزوده شده است: اين شخص که در خرنبات شمال شرقي بغداد بازداشت شد با اعضاي رده بالاي نيروي قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران در ارتباط بوده است. وي همچنين متهم به مشارکت در انتقال سلاح از نوع است که قادر است در زره پوش ها نفوذ کند (EFP) صدها نفر از سربازان امريکايي توسط همين سلاح ها کشته شده اند.
واكنش انفعالي امريكا به ماجراي اعترافات 3 تن ا ز عوامل جاسوسي اين كشور، درحالي صورت مي پذيرد كه دستگيري اين افراد در ايران به فاصله اندكي پس از هلي برن نظاميان امريكايي در اربيل و بازداشت 5 ديپلمات ايراني، به وقوع پيوسته بود.
تاكنون شمار زيادي از مقامات امريكايي از جمله جرج بوش؛ رئيس جمهور اين كشور، خواستار آزادي بازداشت شدگان در ايران به ويژه هاله اسفندياري، مدير بخش خاورميانه مؤسسه وودروويلسون؛ از مراكز مشاوره دهنده به بوش، شده اند.
نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
جمعه بیست و نهم تیر 1386 ساعت 17:8
اقدام احمدی نژاد در برگزاری جلسه شش ساعته با اقتصاددانان که بیش از نیمی از آن صرفا به شنیدن نظرات منتقدان گذشت، با تحسین همراه با تعجب اقتصاددانان مواجه شده است.
در حالیکه پس از انتشار نامه 57 نفر از اقتصاددانان در انتقاد از سیاستهای دولت نهم، جریان رسانه ای مخالف دولت سعی در بهره برداریهای سیاسی و تخریبي عليه دولت داشتند، خبر پذیرش 57 اقتصاددان برای برگزاری جلسه مشترک با احمدی نژاد از سوی دفتر رئیس جمهور، اين فضا را تحت الشعاع قرار داد.
کارشناسان اقتصادی موافق و مخالف به تمجید این اقدام پرداختند و آن را «اولین گام عملی در جهت پذیرش نقد و احترام به منتقد در کشور» ارزیابی کردند.
رسانه های مخالف دولت در داخل البته تلاش داشتند تا این اقدام رئیس جمهور را با ترفندهای جنگ رسانه ای، بی فایده و شعاری نمایش دهند.
ابتدا رئیس دفتر خاتمی در دوران ریاست جمهوری و سخنگوی نیمه رسمی وی در این روزها، برای جلسه احمدی نژاد با اقتصاددانان زمان تعیین و تاریخ آن را 15 تیرماه اعلام کرد.
با تکذیب این خبر از سوی دفتر رسانه های ریاست جمهوری، روزنامه های زنجیره ای به انعکاس گسترده آن پرداختند و این نتیجه را در تیتر اول روزنامه های خود القاء کردند که رئیس جمهور اساسا قصد برگزاری این جلسه را ندارد.
به هر ترتيب اين جلسه با ارسال دعوتنامه براي هر 57 منتقد برگزار گرديد. در میان مدعوين که 51 تن از آنان در جلسه مذکور، حضور یافته بودند، چهره های آشنا در حوزه اقتصاد سیاسی به چشم می خورد. کسانی که پیش از این و در دولتهای گذشته هم در قالب نامه های 90،11،20 و ... نفره و همچنین مصاحبه های متعدد، انتقادهای تند وتیزی از سیاستهای دولتهای وقت ارائه كرده و حرکت اقتصادی آن ها را مغایر با اصول اساسی علم اقتصاد، و پیش فرضهای اقتصادی آنان را متناقض با شرایط موجود کشور می دانستند.
یکی از این چهره های اقتصادی که برخی رسانه ها نام «منتقدی برای تمامی فصول» را برای وی برگزیده اند، در زمان حاکمیت دولت موسوم به سازندگی در نامه ای سرگشاده ، سیاستهای تعدیل اقتصادی که آن ايام به گونه ای افراطی در کشور در حال اجرا بود را به باد انتقاد گرفت:
«بنام خصوصی سازی و آزادسازی بیشترین فشار بر تولیدكنندگان وارد آمد، وسیع ترین فرصت رانت جویی در اختیار بخش خصوصی غیرمولد قرار گرفت، پانزده هزار صنعتگر زندانی پیامد تدابیر طرفداران اقتصاد بازار، افزایش بهای ارز به افزایش بی سابقه مصرف كالاهای غیراساسی به زیان اكثریت مردم انجامید و...» جملات مزبور، گوشه ای از انتقادات این چهره منتقد سياستهاي اقتصادي دولت هاشمی رفسنجانی است.
نتیجه این نامه نگاریها برای این استاد دانشگاه البته چندان مناسب نبود و وی به دستور مقامات ارشد اجرایی وقت، با برخورد دستگاههای امنیتی مواجه شد.
این استاد دانشگاه که طرفدار اقتصاد دولتی و چپ نامیده می شود،در زمان حاکمیت دولت موسوم به اصلاحات نيز به انتقاد از سياستهاي اقتصادي ادامه داد. در این دولت اگرچه با وی برخورد امنیتی صورت نگرفت اما به انتقادات وی وقعی نيز گذارده نشد:
«ما از قبل با این آقایان (ستاری فر و برادران شرکا) رفیق بودیم،ارتباط داشتیم،حتی یکدیگر را به اسم کوچک و متواضعانه صدا می کردیم، مثلاً به ستاری فر می گفتیم «رئیس»!... همه این آقایان تا پیش از اینکه در دولت خاتمی مسئولیت بگیرند از لحاظ اقتصادی چپ بودند و هم عقیده بودیم. هم فکری علمی داشتیم... اما الان که می خواهند برنامه بنویسند، برنامه چهارم را از اساس راستگرایانه نوشته اند...
وقتی هم که می گوییم انتقاد داریم، حتی به ما وقت نمی دهند تا انتقاد ما را بشنوند.»
این جملات را این چهره اقتصادی– سیاسی مشهور، 3 سال پیش در مصاحبه با خبرنگار یک روزنامه صبح عنوان کرد.
از سوی دیگر یکی ديگر از چهره های مشهور اقتصادی نيز که از شخصیتهای محوری در جمع آوری امضاهای اقتصاددانان بود، نسبت به عدم توجه مسئولین اجرایی به نظرات کارشناسان گلايه می کرد:
«ما در سال 79 که قرار بود طرح ساماندهی اقتصادی را آماده کنیم و برای آن برنامه ریزی کنیم، حتی به ما وقت نمی دادند تا با رئیس جمهور جلسه داشته باشیم...»
این دو اقتصاددان و بسیاری از نخبگان دیگری که پیش از این فقط می نوشتند و می گفتند به همراه آنانی که در سالیان گذشته در «آن سوی میز» بودند و نمی شنیدند، هفته گذشته در حضور مقام ارشد اجرایی کشور در دولت نهم، بيش از 4ساعت گفتند و شنیده شدند و دو ساعت مخاطب قرار گرفتند و شنیدند...
اکنون، فارغ از اینکه انتقادات این اقتصاددانها بجا و یا نامربوط باشد و بدون توجه به این نکته که آیا این انتقادات با توجه به مقایسه عملکرد دولت نهم با سایر دولتها و حجم فعالیتها، منصفانه است یا خیر؛ به نظر می رسد حرکتي که از سوی مقام ارشد اجرایی کشور به عنوان یک سنت حسنه پایه گذاری شده والبته به دلیل بی سابقه بودن، منجر به تعجب همراه با تحسین رسانه های مخالف و حتی موافق دولت نیز گرديده، نباید در این مرحله و به این اشخاص محدود بماند.
تداوم این رویکرد از سوی سایر وزرا و مسوولین دولتی، علاوه بر آنکه آنان را با نظرات نخبگانی که بعضاً به دلیل عدم اقبال رسانه ها به آنان، سخنشان شنیده نمی شود، آشنا می کند و به گونه ای عملی احترام به نقد و منتقدین را در کشور فرهنگ سازی می کند، جریانات سیاسی- رسانه ای بهانه گیر را نيز در سوءاستفاده از بیان ابهامات و انتقادات احتمالی کارشناسان ناکام می گذارد.
بدیهی است که ناکامی این جریانات غوغاسالار رسانه ای در این زمینه هم، به پیشرفت مادی و اخلاقی کشور منجر خواهد شد و بیش از همه، این فضای نقد منصفانه و اطلاع رسانی شفاف است که از گزند آسیب آنان در امان خواهد ماند.
نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
جمعه بیست و نهم تیر 1386 ساعت 15:19

به اسم دموکراسی 
متن اعترافات این سه تن در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
جمعه بیست و نهم تیر 1386 ساعت 0:1

با آنكه دولت انگليس هدف اصلي از اخراج ديپلماتهاي روسي را خودداري مسكو از تحويل مظنون اصلي عامل قتل "ليتويننکو" عضو  سابق "كا.گ.ب"، عنوان مي كنند، منابع داخلي همسو با دولت پوتين از اين اقدام به پروژه اي انگليسي- امريكايي براي منزوي ساختن روسيه ياد كرده اند.
ليتويننکو، عضو سابق سازمان جاسوسي شوروي بود كه نوامبر 2006 (آذر85) در لندن به دليل مسموميت ناشي از يك ماده راديواكتيو (پولوتونیوم)جان سپرد.
مرگ مشكوك ليتويننکو، پس از آن روي داد كه وي به افشاگری در مورد قتل يک روزنامه نگار روسی به دست ماموران سرويس های اطلاعاتی روسيه دست زد. اظهارات بوريس برژونسکي از اعضاي حزب اقليت روسيه، درخصوص تصويب لايحه اي از سوي پوتين در سال 2006 مبني بر جواز ترور مخالفان روسيه در خارج از كشور حتي بدون مجوز دادگاه، به همراه يافته هاي پليس لندن درباره ملاقات كنندگان با ليتويننكو پيش از مسموميت، سبب شد، آندری لوگووا، يكي ديگر از اعضاء سابق كا.گ.ب به عنوان مظنون اصلي اين پرونده شناخته شود.
پس از گذشت 8 ماه از قتل ليتويننكو و خودداري روسيه از استرداد لوگووا به لندن، دولت انگليس، اقدام به اخراج 4 تن از ديپلماتهاي روسيه در اين كشور كرد. با اين حال منابع داخلي همسو با دولت روسيه، اين اقدام لندن را بهانه اي براي منزوي ساختن روسيه در ميان كشورهاي اروپايي دانسته اند.
تلاشهاي پوتين در ماههاي آخر رياست جمهوري براي افزايش سطح روابط با كشورهاي اروپايي به ويژه آلمان،‌ فرانسه‌،‌ ايتاليا و اسپانيا، با ناخشنودي امريكا و متحد هميشگي آن انگليس همراه بوده  و برنامه هاي بلند مدتي براي تخريب اين روابط از سوي اين دو كشور در حال اجراست.
برخي كارشناسان نيز خودداري لندن از استرداد 2 پناهنده اپوزيسيون، بيريزوفسکي‌ سرمايه‌ دار روسي‌ و احمد زاکايف‌ مسئول‌ چچني‌ را كه تحت حفاظت دولت انگليس در لندن به سر مي برند، از دلايل بحراني شدن روابط و فشار كم سابقه انگليس براي استرداد لوگووا، دانسته اند.
همچنين اختلاف نظر اساسي ميان امريكا و روسيه درخصوص استقرار سپر موشكي از سوي امريكا در اروپاي شرقي نيز، در اين بحران بي تأثير نبوده است.
از سوي ديگر روسيه نيز تدابيري تلافي جويانه در مقابل اقدام انگليس انديشيده است. ميخائيل‌ کامينين‌ سخنگوي‌ وزارت‌ امور خارجه‌ روسيه‌ در اين خصوص اعلام‌ کرد: مسکو به‌ زودي‌ 4 ديپلمات‌ انگليسي‌ رادر اقدامي‌ به‌ تلافي‌ تصميم‌ لندن‌ در اخراج‌ 4ديپلمات‌ روسي‌ در ماجراي‌ ليتويننکو اخراج‌ کرد و افزود به هیچ عنوان به کارداران انگلیس ویزا نمی دهیم.

نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 ساعت 20:53
ایراهیم نبوی که این روزها وبلاگش هیچ بازدیدی ندارد و کامنت ها همه اش خالی است(الان میگن مردم از ترس کامنت نمی گذارن!!) امروز وبلاگش رو آپ کرده و در مورد 18 تیر نوشته !!!
این نوشته که در اصل متن مصاحبه وی با منوچهر محمدی (فعال جنبش به اصطلاح دانشجویی) است پر است از عقاید سیاسی که ......
جالب است که وی احمد باطبی و غیره و ذلک را با چه گوارا و فیدل کاسترو مقایسه کرده است و در حرف هایشان صریحا گفته اند جمهوری اسلامی نــــــــــــــــه!!!!!!!
آیا این ها مرتد نیستند؟؟؟؟
وبلاگ ابراهیم نبوی رو هم نمی نویسم تا بازدیدش کم باشه پر رو نشه اما جالبه برای بالا بردن بازدیدش در فیلتر شکن های وابسته به صدای آمریکا مستقیما لینک داده که این کار نشون دهنده ....
خودتون بهتر می دونید اما به نظر من اصلا این شخص جاش تو جمهوری اسلامی نیست و باید تبعید بشه ولی با این حال چشم و گوش بسته هایی از این افراد حمایت می کنند.
==========================================
گفت‌وگوی ابراهیم نبوی با منوچهر محمدی

دلم می خواست برای حرف زدن در مورد 18 تیر بسراغ آفرینندگان این واقعه می رفتم، ولی واقعیت این بود که این کار را نکردم، چون آفرینندگان این واقعه لباس شخصی ها و نیروی انتظامی بودند و اگر من سراغ آنها می رفتم، احتمالا یا کتک سختی می خوردم یا زندانی می شدم.
به همین دلیل سراغ افراد دیگری رفتم. در روز 18 تیر اسامی مختلفی بر سر زبانها افتاد؛ نام احمد باطبی بر سر زبان افتاد، جوان دانشجویی که بخاطر چهره جذاب و عکسی روی جلد مجله اکونومیست، با پیراهن خونین و سربندی که او را شبیه چه گوارا کرده بود، به جرم خوش تیپ بودن، دستگیر شد، تا پای حبس ابد رفت و همچنان زندانی است.
نام مهران عبدالباقی نیز در نشریات خوانده شد که به اتهام شرکت در واکنش اعتراضی 18 تیر به زندان طولانی محکوم شده بود و فعلا آزاد است، و نام چندین نفر از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت که امروز پس از هشت سال هر کدام شان یک جای دنیا هستند، یکی در پاریس است و دیگری در واشنگتن و آن دیگری در بوستون یا لس آنجلس. اما من نمی خواستم با این افراد حرف بزنم، می خواستم با همان سه نفری مصاحبه کنم که در این روزها نام شان به عنوان رهبران جنبش دانشجویی مطرح است و همیشه نام آنها را می شنویم؛ می خواستم با امیرعباس فخرآور، منوچهر محمدی و حسن زارع زاده اردشیر مصاحبه کنم. با منوچهر محمدی و زارع زاده اردشیر مصاحبه کردم، اما گفتگوی من و منوچهر محمدی چنان طولانی شد و چنان جذاب که فکر کردم مصاحبه با زارع زاده را بگذارم تا وقتی دیگر. به همین دلیل در این برنامه مصاحبه مرا با منوچهر محمدی می شنوید یا می خوانید. هر قهرمانی با نشانه ای شناخته شده است، « چه گوارا» با کلاهی کج و پرچمی سرخ و چشمانی مغرور، « احمد باطبی» با سربندی برسر و موهایی آشفته و پیراهنی خونین در دست و چشمانی معصوم، « فیدل کاسترو» با ریشی بلند و سیگار برگی برلب، و « منوچهر محمدی» با کاپشنی زمستانی و ضخیم که آن را در سفر آمریکا خریده بود و در تمام روزهای گرم تابستان سال 1378 لحظه ای هم آن را از تن بیرون نیاورد. مصاحبه مرا با منوچهر محمدی که امروز در کالیفرنیاست می شنوید یا می خوانید.
این مصاحبه را برای برنامه هفته گذشته رادیو زمانه که در مورد 18 تیر بود، انجام دادم. صدای مصاحبه و متن کامل آن را هم در رادیو زمانه، برنامه هفته قبل می توانید بشنوید.
ابراهیم نبوی: سوال اول من این است که منوچهر محمدی معتقد است که جنبش ۱۸ تیر چه تفکری داشت؟ فلسفه‌ی منوچهر محمدی چیست؟
منوچهر محمدی: ما چیزی به نام رهبری در۱۸ تیر نداریم. از دیدگاه من رهبری مطرود و مردود است. همه‌ی مردم آنجا برای خودشان رهبر بودند. از بس که فشار بر دانشجویان وارد شده است، از بس که مردم در آن شرایط انسداد سیاسی حتی فرصتی برای نفس‌کشیدن را ندارند، حتی نفس‌کشیدن را جرم تلقی می‌کنند، اینها دنبال بهانه می‌گشتند...
ابراهیم نبوی: یعنی نفس‌کشیدن هم آن موقع جرم شده بود؟ توی آن شرایط خیلی سخت بود، نه؟
منوچهر محمدی: واقعا، ببینید، ما در شرایط سختی هستیم. شما فکر می‌کنید حتی در زمان خاتمی اگر آزادی نسبی وجود داشته، این آزادی نسبی... بله، آزادی بیان وجود داشت، ولی اما آزادی بعد از بیان وجود نداشت.
ابراهیم نبوی: جالب است، من می‌خواهم جوانها با فلسفه ی منوچهر محمدی آشنا بشوند، با اندیشه‌اش، با تفکراتش، با نگاهی که به هژمونی جنبش دانشجویی در راستای انقلاب دموکراتیک دارد. می‌خواهم این را برایمان توضیح بدهی.
منوچهر محمدی: من خشونت‌طلب نبودم، من از بدو می‌گفتم آقا ما به مبارزات مسالمت‌آمیز و دموکراتیک اعتقاد داریم، هرچند می‌دانستم که این مبارزات مسالمت‌آمیز ره به جایی نمی‌برد...
ابراهیم نبوی: خب پس چرا ادامه می‌دادی؟
منوچهر محمدی: بخاطر این که ما به مرور زمان نشان بدهیم که ما خشونت‌طلب نیستیم. ما می‌دانستیم این رژیم اصلاح‌پذیر نیست. اما حتا خاتمی هم که آمد، من خودم دوره‌ی اول به خاتمی رای دادم. اما با توجه به اینکه در دوره‌ی اول وقتی تناقض و دوگانگی را در صحبت‌های آقای خاتمی دیدم، خیلی سریع متوجه شدم و اصلا در داخل زندان هم تعیین کردم. اما یک عده متوجه نشدند و فکر کردند اینکه آقای خاتمی در دوره‌ی اول نمی‌تواند همه حرفهایش را بزند، به این دلیل است که در دوره‌ی دوم رد صلاحیت‌اش کنند. پس دوره‌ی اول یک خرده احتیاط می‌کند که دوره‌ی دوم از سد شورای نگهبان عبور کند و می‌خواهد دوره‌ی دوم کار را تمام کند، یعنی به شیوه‌ی دموکراتیک کار را تمام کند...
ابراهیم نبوی: یعنی چه جوری به شیوه دموکراتیک تمام بکند، چی را تمام بکند؟
منوچهر محمدی: یعنی بیاید از مردم کمک بکند و کار نظام ولایت فقیه را برای همیشه تمام کند و بگوید، آقاجان! مردم نمی‌خواهند.
ابراهیم نبوی: می‌خواهیم ببینیم الان که احمدی‌نژاد رئیس جمهور است،‌ ما باید چقدر وقت‌مان را بگذاریم برای نقدکردن احمدی‌نژاد و چقدر وقت بگذاریم برای نقدکردن خاتمی؟
منوچهر محمدی: اگر واقعا این حرفهایی که من الان می‌زنم پخش می‌شود، رویش کار می‌شود، من جواب بدهم.
ابراهیم نبوی: آره، پخش می شود.
منوچهر محمدی: ببینید! اساسا ما دو دوره‌ی اصلاحات را به اصطلاح دور تسلسل باطل را طی کردیم. این فرصتی بود. حال بازهم می‌خواهیم وقت مردم را بگیریم که آیا بفرض آقای احمدی‌نژاد می‌آید جان ما را نجات می‌دهد، یا بعد از احمدی‌نژاد یک اصلاح طلب دیگری می‌آید و ما را نجات می‌دهد. نه! دیگر تغییرات اصلاحی کاربرد ندارد، بلکه تغییرات ساختاری کاربرد دارد...
ابراهیم نبوی: آیا احمدی‌نژاد از نظر شما اصلاح‌طلب است؟
منوچهر محمدی: نه، نه! او یک دیکتاتور است. باید بفرض این دوره‌ی احمدی‌نژاد را تمام کنیم، یک اصلاح طلب دیگر بیاید، می‌گویند احمدی‌نژاد بفرض جواب نداده، بازهم مثل شیوه‌ی خاتمی یکنفر اصلاح‌طلب دیگر،‌ اما به شیوه‌ی دیگری بیاید. درست است؟
ابراهیم نبوی: به نظر شما دیکتاتور بهتر است یا اصلاح‌طلب؟
منوچهر محمدی: به نظر من اصلاح‌طلب بهتر است، اصلاح‌طلبی که بتواند با قدرت تمام عمل کند.
ابراهیم نبوی: اگر یک اصلاح‌طلب با قدرت تمام عمل نکند، یک دیکتاتور بهتر از آن است؟ منظورت این است؟
منوچهر محمدی: بله، بله. ولی ... همین است. ببینید، زمانی که در نظام یک بحران مشروعیت بوجود آمد، مشروعیت مردمی نداشت، خاتمی آمد تا اندازه‌ای آن سیاهی های جمهوری اسلامی را پاک کرد، یعنی چون خودش هم خوب عمل نکرد.
ابراهیم نبوی: ببینید، فرض می‌کنیم الان احمدی‌نژاد این مشروعیت را از بین برده، درست است؟ حالا مشروعیت نظام از بین رفته، می‌خواهیم چه کارش بکنیم؟
منوچهر محمدی: آهان... من می‌خواستم همین را بگویم.
ابراهیم نبوی: بگو!
منوچهر محمدی: الان یکسری هستند که می‌گویند آقاجان آمریکا نباید حمله بکند به ایران. من هم قبول ندارم که آمریکا نباید حمله بکند به ایران، چون ملت ایران بزرگترین ارتش‌اند. باید برای همیشه استیصال بشود برود کنار، آن هم به شیوه‌ی دمکراتیک.
ابراهیم نبوی: جمهوری اسلامی چه جوری استیصال می‌شود ؟
منوچهر محمدی: آهان، با یک طرحی...
ابراهیم نبوی: ببین، راحت راحت باش. طرحهایت را بگو، بگذار که طرحهایت را مردم بدانند. مردم الان طرح ندارند. طرح تو را باید بدانند. بگو عزیزم.
منوچهر محمدی: دنیای غرب خودش هزینه شده است برای حقوق بشر، بیشترین هزینه شده است، اما امروز به مسئله‌ی حقوق بشر هیچ توجهی ندارد. هروقت جنبش آزادیخواهی و دموکراسی‌خواهی شکل گرفته در ایران، فردا این تیم‌های اقتصادی اروپایی می روند ایران...
ابراهیم نبوی: خب، حالا چه کار باید بکنیم؟
منوچهر محمدی: با این دید می‌روند آنجا. ما می‌گوییم اولا اینها باید این رابطه‌های سیاسی را کاملا قطع کنند. رابطه‌های اقتصادی را قطع کنند.
ابراهیم نبوی: تو می‌توانی بگویی رابطه اقتصادی را غرب قطع کند؟
منوچهر محمدی: همه با هم بگیم. بفرض یک حرکتی می‌شود بیایند تجمع. چرا نباید در خارج از کشور یک تجمع هزارنفری ایجاد شود؟
ابراهیم نبوی: به نظر تو اگر یک تجمع هزارنفری ایجاد بکنیم، غربی ها رابطه‌ با ایران را قطع می‌کنند؟
منوچهر محمدی: بله! شما سالی دوبار بیایید یک تجمع ۲۰ـ ۱۰هزارنفری انجام بدهید.
ابراهیم نبوی: فکر می‌کنی چندسال این کار را بکنیم، غرب رابطه‌اش را با ایران قطع می‌کند؟
منوچهر محمدی: آیا طی ۲۸ سال این کار انجام شده؟ نه! همین مجامع غربی نگذاشتند. آنقدر شایعه انداخته‌اند که اگر بیایند توی تجمع، فیلمبرداری می‌کنند، توی فرودگاه دستگیر می‌کنند و چه می‌دانم،‌ فلان چیز می‌شود...
ابراهیم نبوی: یعنی تجمعاتی باید راه بیندازند بدون فیلمبرداری، بعد اعتراض بکنند.
منوچهر محمدی: اصلا فیلمبرداری باشد، باید مردم نترسند از فیلمبرداری...
ابراهیم نبوی: بله، پس مردم نباید از فیلمبرداری بترسند...
منوچهر محمدی: بله. مردم نترسند. اینها مثلا سالی دوبار می‌روند ایران و ممکن است برایشان مشکل ایجاد بشود. این شایعه‌ای است که انداخته‌اند. این را خود اطلاعات شایعه انداخته است.
ابراهیم نبوی: منوچهر! تو چرا نمی‌روی انگلیس و این حرفها را به خود انگلیسی‌ها بزنی. منوچهر، ببین...
منوچهر محمدی: آقای نبوی عزیز!
ابراهیم نبوی: جان!
منوچهر محمدی: من انگلیسی بلد نیستم. جناب آقای نبوی عزیز...
ابراهیم نبوی: خب آن جا که مترجم هست.
منوچهر محمدی: مترجم، خب شما برای من این کار را بکنید. اگر کسی است که حرف من را بشنوید، با تمام وجود خواهم گفت.
ابراهیم نبوی: هر کسی با یک چیزی شناخته می‌شود. مثلا احمد باطبی با پیراهنی که بالای سرش گرفته بود. همه‌مان یادمان هست. یا اکبر گنجی با زخمی که از بدنش نشان داده بود، یا محسن سازگارا با چهره‌اش. منوچهر محمدی با یک کاپشن زمستانی که از آمریکا خریده بود و همیشه در همه حرکتهای اعتراضی می‌پوشید، شناخته شده است. تصویری که تو از منوچهر محمدی داری چیست؟ تو یادت هست که تابستانها هنوز و همیشه اون کاپشن زمستانی را می‌پوشیدی؟ می‌خواهم بگویم که تو چه تصویری داری از منوچهر محمدی وقتی دارد یک جنبش را پیش می‌برد. تصویر خودت را در یک دقیقه بگو...
منوچهر محمدی: من دروغ نمی‌توانم بگویم. خیلی پاکم، اما کسی پاکی های من را درک نمی کنند. بخاطر جناح‌بندی‌های سیاسی که وجود دارد. خیلی پیام دارم، اما دل من حبسه،‌ دنیا نمی‌تواند صدای من را بشنود. یک: زبان انگلیسی بلد نیستم،‌ دو: بخاطر درگیری‌های جناحی نمی‌آیند به من کمک کنند، آن چیزی که توی ذهن و توی دل من است بیایند بیان کنند و همه را در راستای منافع ملی است.
نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 ساعت 13:52
اگر یادتان باشد در گذشته ای نه چندان دور با انتقاد تلویحی از هم میهن در مورد پوپولیست مطلب نوشتم اما این بار کاملا مطلب زیر را بخوانید و واقعا کلاه خود را قاضی کنید البته به دور از هر گونه فکر سیاسی،خواهش می کنم!!
===============================
- پوپولیسم از کلمه Peuple فرانسه آمده است. در روزگار ما که نسل جوان غالباً با زبان انگلیسی آشنایند شاید تعبیر پیپیلسم به گوش آشناتر بیاید که از همان کلمه انگلیسی مشتق شده . در فرانسه ترجمه کلمه مردم پوپل است و در انگلیسی people پیپل، و پیپلیسم، اصالت مردم است یعنی هرچه مردم بگویند، یعنی دنبال مرم رفتن، به دنبال رضایت عامه رفتن این واژه را به عامه گرایی و بعضاً عوام فریبی نیز ترجمه کرده اند. یعنی فرد پیپیلسم به دنبال کاری است که مردم از آن کار خوششان می آید و منطبق بر رأی و نظر مردم است.
2- پیپلیسم را اطوار و شیوه های گوناگونی است. گاه عوام فریبی در کسوت سلطنت و شکوه پادشاهی ظاهر می گردد. پادشاه با ایجاد دستگاه عریض و طویل و خدم و حشم و تاج و تخت مرصع چنان می کند که عوام از داشتن چنین پادشاه پرهیبت و ثروتی احساس غرور و خشنودی کنند و بگویند چه پادشاه پرثروتی که مایه مباهات ماست در مقابل دیگر بلاد! و همزمان فقر و فلاکت خویش از یاد می برد و از آن در می گذرد برای حفظ آبرو در مقابل دیگر ملل.
گاه عوام فریبی در لباس نخبه گرایی سر برمی آورد. رئیس دولت خود را نخبه و اهل مجالست با اساتید و دانشگاهیان جلوه می دهد. چند زبان خارجی می داند. لباس های فاخر می پوشد و ریش های خود را رنگ می زند و پیپ می کشد و کلمات آلمانی و انگلیسی می گوید تا مردم بگویند عجب رئیس جمهور «باکلاسی» است.
به عبارتی غالباً نخبه گرایی روی دیگر پیپلیسم و یکی از طرق جلوه آن است. نشست و برخاست با روشنفکران، برای کسب اعتبار نزد عوام است و در خود چیزی دیگر ندارد. و گاه البته پوپولیسم در قالب تشابه با فقرا و بر خاک نشستن و نان و پنیر خوردن و دست کارگران را بوسیدن است که مردم بگویند که فلانی از خود ماست و چون ما زندگی می کند. غرض آنکه از صورت باید گذشت و اگر کسی نخبه گرا بود دلالتی بر پوپولیسم نبودن او نیست و اگر کسی بر خاک نشست، ممکن است عوام فریب نباشد. باید از ظاهر و شکل خارج شد و حقیقت و ماهیت را بررسی کرد. در بحث از پوپولیسم، نباید پوپولیستی رفتار کرد و با خود واژه عوامفریبی، عوام را فریفت این حربه در کوتاه مدت کارآمد و در بلند مدت موجب رسوایی در دنیا و آخرت است.
3- اما واقعاً چه کسی عوام گرا و پوپولیست است؟ نمی دانم، اما می دانم کسی که پوپولیست است بعضی کارها را نمی کند از جمله:
- عموم مردم از چالش در عرصه بین المللی پرهیز دارند و بیشتر متمایل اند در حاشیه های امن به زندگی و تجارت در عرصه داخلی و خارجی مشغول باشند. ایجاد دردسر و ماجراجویی های بین المللی و بروز چالش مطابق میل عامه نیست و موجبات ناخشنودی آنان را فراهم می کند. یک عامه گرا نه سخن مي از انرژی هسته ای که موجب تحریم های بین المللی و خوراک جنگ رسانه ای است، مي گويد و نه از نابودی اسرائیل که تنش های فراوان بین المللی را برانگیزد و نه نفی هولوکاست که دشمن تراشی کند، اینها با عوام فریبی سازگار نیست.
- یک عوام فریب در عرصه فرهنگ داخلی، اهل تسامح و تساهل است. عوام به خصوص جوانان از نصیحت، موعظه، و مخصوصاً امر و نهی (بخوانید امر به معروف و نهی از منکر) فراری اند و دوست ندارند کسی به آنان بگوید چه بپوشند و چه نپوشند. عوام آزادی های بیشتری را در عرصه استفاده از ماهواره و اینترنت و انتخاب نوع پوشش می پسندند و علی القاعده اگر کسی به نحوی این آزادی های بیشتر موجودات را محدود كند، منفور و مثلاً اگر کسی با دست دادن با خانم ها زمینه گسترش این نوع روابط را فراهم کند، محبوب واقع خواهد شد. برعکس سخن گفتن از حفظ شئون سخت گیرانه شرعی در دانشگاه ها و لغو اردوهای تفریحی مختلط، اجرای طرح مبارزه با بدحجابی زنان و مردان و ارتقاء امنیت اجتماعی، سانسور کتاب ها و عدم مجوز به فیلم های غیراسلامی و موسیقی های پاپ عامه پسند (دقت دارید که موسیقی مدرن نیز پاپ است، پوپولیسم است و مخالفت با موسیقی پاپ به صراحت مخالفت با پوپولیسم است) عدم اجازه به چاپ رمان های بی محتوا و خلاصه مخالفت با تسامح و تساهل در عرصه فرهنگ عمومی به مذاق عوام خوش نمی آید.
- یک پوپولیست توجه خاصی به امر رسانه دارد. رسانه ها امروز از خود واقعیات مهم ترند. بسیاری جلسات و همایش ها و مصوبات واقدامات صورت می پذیرند تا رسانه ای شوند و الا خود به خود موضوعیت ندارد. پوپولیسم یک کار خود را، با ابزار رسانه، صدکار جلوه می دهد. عوام فریب، چند خبرگزاری دارد. تعداد زیادی روزنامه دارد که زنجیروار مخالفان را نقد و به تحجر و اخلال در کار و مانع تراشی متهم می کند و مدام از عوام فریب مذکور تعریف و تمجید كرده و او را با کلاس و نخبه معرفی می کنند و سیاست های او را به روز، مدرن متمدن و در مخالفت با تحجر و جهود قلمداد می کند.
اما کسی که پوپولیست نیست، برای رسانه ارزش اصالتی قائل نیست، خبرگزاری ندارد یا اگر دارد حداقل در آن خبرگزاری که با پول دولت او سرپاست به خود او ناسزا نمی گویند. روزنامه خاصی ندارد و اگر روزنامه ای از او حمایت می کند نه به خاطر پول و پست و مقام که به خاطر نزدیکی فکری است که البته آن هم هماره مدافع منتقد است و هرگاه تشخیص دهد به نقد می پردازد. سایت حامی این فرد غیر پوپولیست توسط عده اي اداره می شود که برای کسب اخبار همان فرد غیرپوپولیست، در زحمت مدامند. رسانه را جدی بگیرید کسی که رسانه را جدی نمی گیرد پوپولیسم را درنیافته است.
- کسی که عوام گراست از هرگونه اقدام اقتصادی که موجب نارضایتی مردم را فراهم آورد ولو آنکه همه کارشناسان به لزوم آن رأی دهند سرباز می زند اما کسی که پوپولیست نیست اگر عمل جراحی را برای دستگاه اقتصادي جامعه لازم بداند بدون ترس از رأی نیاوردن و شکوه بیمار، آه را به جان می خرد اما مشکل را از اساس حل می کند.
کسی که عوام گراست با طرح سهمیه بندی بنزین چندبار در کابینه دولت مخالفت می کند و بقیه را از عواقب وخیم این طرح در عرصه انتخابات آتی می ترساند، اما غیرعوام فریب، بنزین را سهمیه بندی می کند. برکسی پوشیده نیست که اجرای این طرح موجبات نارضایتی گسترده ای را ایجاد کرد. مخصوصاً آنکه با دیدی منصفانه اجرای این طرح نیز از مشکلاتی اجرایی رنج می برد و این بر دامنه نارضایتی ها افزود.
کسی که عوام فریب نیست این نارضایتی را می فهمد ولی طرح را اجرا می کند. رسانه ها حمله می کنند و او اجرا می کند. نمایندگانی که خود طرح را تصویب کرده اند و اصرار به اجرای زودهنگام طرح دارند، در اقدامی سیاسی طرح 3فوریتی لغو سهمیه بندی به صحن علنی می آورند، او باز طرح را اجرا می کند، خیابان ها خلوت می شود، هوا پاکیزه می شود، 4 میلیارد دلار صرفه جویی می شود، پیرقوم و مرشد جمع حمایت می کند، رادیو جوان مسخره می کند، اعتماد ایجاد بی اعتمادی می کند اعتماد ملی، تفرقه ملی درست می کند، شرق، غرب می زند، سازندگی تخریب می کند، هم میهن عکس بزرگ می زند، او باز طرح را اجرا می کند و ...
4- از سیاست دورم، ولی انصاف دارم که چمران گفت هرکسی انصاف ندارد، شرف ندارد. ضمن آنکه هنوز تفاوت پوپولیسم و دموکراسی را درنیافته ام اما انصاف باید داد چه کسی پوپولیست است؟! آری می توان بر زمین نشست و مردم را از آنچه نفس اماره آنان دوست نمی دارد نهی کرد. می توان نان جو و خرمای مانده خورد اما حد الهی را بر نزدیک ترین یار و شیعه خود اجرا نمود.
می توان لباس پاره و کفش با وصله پوشید و طلحه و زبیر را از خود راند، بلکه عقیل را که برادرت است و نابیناست و صورت فرزندانش به زردی گرائیده است با آهن تفتیده از آتش دوزخ ترساند. می توان لبخند زد و مهرورز بود اما سخنان تلخ گفت و مردم را به جهاد و جنگ فراخواند. می توان تا به صبح نان و خرما به دوش کشید و یتیمان کوفه را سیر کرد و صبح فریاد یا اشباه الرجال بر سر مردم فرود آورد. می توان چون مردم بود ولی هادی و ناصح آنها هم بود. چون مردم بود و کشاننده آنان به سوی حق هم بود. هرچند آنان را خوش نیاید. می توان پزشک بود و لبخند زد و مثل بیمار لباس پوشید. اما تیغ شفا بخش جراحی را در قلبش فرو برد و از درد او نترسید.
و از سویی می توان پادشاهی کرد و پول نثار مردم کرد و پسر خود را جانشین خلافت نمود. می توان برای مردم رفاه آورد و خوراک فراهم دید و رضایت به چنگ آورد و لشکر جمع کرد و علیه ولی حق جنگید، می توان قرآن به نیزه کرد و واقعاً عوام را فریفت و این پوپولیسم عجب معجونی است که قرآن را نیز بر سر نیزه می کند!
انصاف باید داد چه کسی پوپولیست است؟!
نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 ساعت 19:35
1+5 پس از گذشت نزديك به 2 ماه از عمل نكردن ايران به مفاد قطعنامه 1747 شوراي امنيت و عدم تعليق غني سازي اورانيوم بار ديگر دست به كار شده و درصدد اعمال تحريم هاي بيشتر عليه جمهوري اسلامي است. گفتگو درباره كيفيت اين تحريمها درحالي ادامه مي يابد كه مذاكرات لاريجاني- سولانا همچنان در جريان است و دور جديدي از توافقات نيز ميان ايران و آژانس براي حل مسائل باقيمانده شكل گرفته است.
در همين حال شان مك كورمك سخنگوي وزارت خارجه آمريكا، درباره نوع تحريم هاي پيشنهادي عليه ايران گفت: قصد ندارم درباره اقداماتي صحبت كنم كه احتمال دارد يا ندارد كه در آينده در رابطه با تحريمهاي مالي و غيره انجام گيرد اما اين موضوع كه تحريمهاي سازمان ملل در حال حاضر عليه برخي از بخشهاي دولت ايران اعمال شده، سري نيست.
مك كورمك افزود: از طرف ديگر آمريكا سرگرم كار كردن با شركاي خود در جامعه بين الملل است تا راههايي را بيابد كه از استفاده نامشروع شركتهاي ايراني از نظام مالي جهان چه در زمينه تروريسم و چه گسترش تسليحاتي، جلوگيري كند.
سخنگوي وزارت خارجه آمريكا گفت: بنابراين ما بصورت فعال در جبهه بين الملل كار مي كنيم تا مطمئن شويم موسسات بين المللي قانوني براي اهداف غيرقانوني استفاده نمي شوند.
سخنگوي وزارت خارجه آمريكا گفت: با اقدامات ما و كشورهاي ديگر، سطح اعتبار صادرات به ايران محدود شده و از همه مهمتر موسسات مالي جهان، بانكها، شركتهاي سرمايه گذاري همه تامل مي كنند كه آيا در ايران سرمايه گذاري كنند و با شركتهاي ايراني تجارت داشته باشند ؟
وی گفت: بسياري از سازمانها و شركتهاي وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامي كه اساساً در داخل ايران فعاليت دارد، بازوي خارجي آنها هستند. مثلاً سپاه قدس كه ما قبلا درباره نقش منفي آنها در عراق در رابطه با آموزش، فناوري و ساير كمكهايي كه به افراد يا گروههايي كه در رابطه با شبكه هاي شورشي و ساير شبه نظاميان هستند، صحبت كرده ايم. اينها مسوول بي ثباتي در عراق هستند.
و با اين حال مك‌كورمك، تأكيد كرد: واشنگتن خواهان آن است كه قدرت‌هاي جهاني درباره تشديد تحريم‌هاعليه ايران توافق كنند.
وي افزود: انتظار داريم قطعنامه جديد عليه ايران به طور نسبي، فشار به تهران را افزايش دهد.
وي تاكيد كرد: حاضران در نشست لندن فردا مذاكراتشان را به صورت تلفني براي تنظيم عناصرقطعنامه‌ تحريم ادامه خواهند داد.
سخنگوي وزارت خارجه آمريكا بدون اشاره به شكل تحريم‌هاگفت: قطعنامه‌ جديد همچنين از ايران درخواست خواهد كرد به مذاكراتي بپيوندد كه هدفش خاتمه دادن به بحران هسته‌اي است.
با اين حال آسوشیتدپرس و ریانووستی، اطلاعات بيشتري درباره تحريم هاي جديد منتشر كردند. اين دو خبرگزاري به پیش نویس قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد در رابطه با ایران اشاره كردند كه در آن، اعمال تحریم در رابطه با 10 شرکت دولتی ایرانی و 3 شرکت وابسته به سپاه در نظر گرفته شده است.
همچنین اعمال تحریم علیه 15 شخص حقیقی نیز مفروض است که شامل 8 مدیر ارشد شرکتهای دولتی و نیز 7 نفر در سپاه است. در بین این شرکتها، گروه صنعتی Ammunition and Metallurgy، مرکز تحقیقات هسته ای در کرج و بانک سپه نیز قرار دارند.
براساس این گزارش، اظهارنظرها پس از پايان بدون نتيجه نشست مقدماتي معاونين وزراي خارجه گروه موسوم به 1+5 كه ادامه آن به پنجشنبه موكول شده است، حكايت از آن دارد كه منظور غرب از تأكيد بر درپيش‌گرفتن راه‌حل ديپلماتيك در برابر ايران، همچنان افزايش فشار از طريق شوراي امنيت است و البته دراين ميان با تكرار اظهارنظرها مبني براحتمال حمله نظامي به تأسيسات هسته‌اي، جنگ رواني نيز بر ضد ايران ادامه دارد.
در همين راستا وزيرخارجه‌ فرانسه ادعا كرد: احتمالاً قطعنامه‌ دوم تحريم ازسوي شوراي امنيت كه مبتني برتحريم‌هايي اقتصادي عليه ايران است به زودي به تصويب شورا مي‌رسد.
فيليپ دوست بلازي درگفتگوبا تلویزیون LCI فرانسه، افزود:‌ پس از ارائه گزارش دبيركل آژانس بين المللي انرژي اتمي شانس زيادي وجود دارد كه ما به سرعت بتوانيم درباره‌ قطعنامه‌ دوم شوراي امنيت مبني براعمال تحريم‌هاي‌ اقتصادي برضد ايران توافق كنيم.
توني اسنو، سخنگوي كاخ سفيد نيز گفت: باتوجه به اينكه تهران درموعد مقررغني سازي اورانيوم را متوقف نكرده است، تلاشهاي ديپلماتيك براي متقاعد كردن اين كشور به متوقف كردن برنامه هسته‌ايش همچنان ادامه دارد.
وزيرخارجه ‌انگليس نيز پس از نشست لندن ضمن تاكيد بر درخواست از ايران براي بازگشت به ميز مذاكرات مدعي شد: مسيري كه ايران طي مي‌كند مسير خطرناكي است.
از سوي ديگر چین نيز بصورت تلويحي ازاعمال تحريم‌هاي جديد برضد ايران‌حمایت كرد.
کوئین گانگ، سخنگوی وزارت خارجه چین درجمع خبرنگاران درپاسخ به این سوال که آیا چین از تحریم‌ها علیه ایران حمایت خواهد کرد، گفت: موضع ما به شکل قاطعانه ای این بوده که از یک راه حل برای برنامه هسته ای ایران از طریق مذاکره و ابزار دیپلماتیک حمایت کنیم.
گانگ تصریح کرد: هیچ اهمیتی ندارد که چه تصميماتي در شورای امنیت اتخاذ می شوند، این اقدامات باید ازطریق ابزار دیپلماتیک و مذاکره به یک راه حل مناسب برای برنامه هسته ای ایران‌منجر شوند.
در مقابل دور جديد تلاشهاي 1+5 براي تصويب قطعنامه عليه ايران، علي لاريجاني تأكيد كرد: واكنش جمهوري اسلامي‌ايران در برابر رفتار كشورهايي كه درصدد تشديد مسئله هسته‌اي ايران هستند، متقابل خواهد بود.
بر اساس این گزارش، دبير شوراي عالي امنيت ملي، پيش از ديدار با رئيس‌جمهور آفريقاي جنوبي در گفت‌وگويي خبري در فرودگاه ژوهانسبورگ افزود: رفتارهاي تشديدكننده، عوارض پيراموني را به دنبال خواهد داشت و ديگران بايد بدانند كه اينگونه رفتارها يكطرفه نيست و به‌طور حتم با واكنش متقابل جمهوري اسلامي‌ايران روبرو خواهد شد.
لاريجاني با تاكيد بر سياسي‌شدن مسئله هسته‌اي ايران گفت: اين مسئله به طور ذاتي خيلي پيچيده نيست و ايران آماده است اختلافات موجود را از طريق مذاكرات سازنده و دقيق حل و فصل كند.
وي در عين حال گفت: طرفهاي مذاكره بايد از طرح درخواستهاي غيرمنطقي پرهيز كنند و به دنبال جستجوي يك راه حل عقلايي باشند.
دبير شوراي عالي امنيت ملي با اشاره به رايزنيهاي اخيرش با سران دولتهاي اروپايي و محمد البرادعي، دبيركل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي‌افزود: آنهايي كه از تيزبيني كافي برخوردارند، مي‌دانند كه رفتارهاي تند و تنش‌آفرين زمان دستيابي به راه حل را به عقب مي‌راند.
لاريجاني در واكنش به نشست معاونان وزيران خارجه 1+5 در لندن اظهار اميدواري كرد: آنها از رفتارهاي گذشته خود درس بياموزند و دست از رفتارهاي خصمانه خود بر ضد جمهوري‌ اسلامي‌ايران بردارند.
وي‌دربخش ديگري از سخنانش گفت: حضور آفريقاي ‌جنوبي در شوراي امنيت مي‌تواند تا حدودي به تقويت نقش اين كشور در حل و فصل مسايل هسته‌اي ايران كمك كند
نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 ساعت 19:30
پس از آن كه رسانه ها و شخصيت هاي سياسي سلفي كشورهاي حاشيه خليج فارس اهانت هاي فراواني به مقامات ارشد كشور و حسين شريعتمداري كردند و با واكنش منفعلانه وزارت امور خارجه روبه رو شدند، مدير مسئول روزنامه كيهان در يادداشتي با عنوان «شما را چه مي شود ؟!» به اين اتهامات پاسخ گفت.
به گزارش رجانيوز، بازتابهاي مقاله جنجالي كيهان به سرزمينهاي اشغالي نيز كشيده شد و در حالي كه رسانه هاي عربي تعداد تظاهركنندگان بحريني در مقابل سفارت ايران را هزاران تن مي خواندند، يك روزنامه صهيونيستي اين تعداد را كمتر از يكصد نفر برشمرد!
روزنامه صهيونيستي جروزالم پست نوشت: كمتر از يكصد تظاهركننده روز جمعه در اطراف سفارت ايران در بحرين گردهم آمدند تا به تفسيري كه در يكي از روزنامه هاي محافظه كار تهران چاپ شده بود، اعتراض كنند.
به نوشته اين روزنامه، در تفسير كيهان آمده بود كه بحرين بخشي از ايران است. تظاهركنندگان كه اكثر آنان را مسلمانان سني تشكيل مي دادند، پرچمهاي بحرين را در دست داشتند و در شعارهايشان خواستار اخراج سفير ايران از كشورشان و تعطيلي سفارت ايران در بحرين شدند. پليس سفارت را در محاصره خود گرفته بود تا تظاهركنندگان نتوانند به آن وارد شوند.
اين زورنامه در ادامه به نقش روزنامه كيهان در صحنه سياست ايران پرداخته و با غرض ورزي هميشگي صهيونيستها اضافه كرده است: تفسير جنجال برانگيز روز دوشنبه به قلم حسين شريعتمداري در روزنامه كيهان به چاپ رسيده بود. او سردبير اين روزنامه تندرو و يكي از مشاوران نزديك آيت الله خامنه اي رهبر معظم ايران است. شريعتمداري در اين مقاله نوشت: بحرين بخشي از ايران بوده است و مردمش هم مي خواهند كه دوباره بخشي از ايران باشند . ايران شيعه ادعاي ارضي بر بحرين دارد! بحرين در يك همه پرسي در سال1970 راي به استقلال از ايران و انگليس داد .در همين مقاله شريعتمداري از بحرين به علت حمايت از ادعاي ارضي امارات بر سه جزيره در خليج فارس هم انتقاد كرد.
در ادامه اين يادداشت آمده است: ايران اين سه جزيره را از آن خود مي داند، اگرچه خانواده اي كه بر بحرين حاكم است سني است، ولي شصت درصد جمعيت725 هزار نفري ان شيعه اند و25 درصد هم اصليت ايراني دارند. نخست وزير بحرين اظهارات شريعتمدراي را غيرمسئولانه خوانده است. سخنگوي سفارت ايران در بحرين هم اعلام كرده است مقاله كيهان تنها منعكس كننده نظر نويسنده آن است و موضع رسمي دولت ايران نيست. وزير خارجه بحرين گفته است: اميدوار است مذاكرات او و متكي اين مسئله را حل كند.
اين روزنامه صهيونيستي در انتها مي نويسد: شيعيان بحريني هم از هموطنان سني شان در اين مورد طرفداراي و از ايران بخاطر چاپ اين مقاله انتقاد كرده اند!
از سوي ديگر شريعتمداري در سرمقاله امروز كيهان، دليل انتساب نظر كيهان به مسئولان عالي رتبه نظام در رسانه هاي عربي را فقدان آزادي بيان در كشورهاي مورد اشاره دانست و نوشت: براي آنان قابل تصور نيست كه يك روزنامه در ايران مي تواند نظري متفاوت با نظر دولت داشته باشد. متن كامل اين يادداشت به شرح زير مي باشد:
يادداشت روز كيهان- دوشنبه 18/4/86- با عنوان «آواز كوچه باغي» عكس العمل گسترده و فراوان مقامات رسمي بسياري از كشورهاي عربي و مطبوعات و شبكه هاي خبري منطقه و برخي از كشورهاي غربي را در پي داشت و در اين ميان حاكمان شبه جزيره بحرين بيشترين و گسترده ترين واكنش ها را از خود نشان دادند و علاوه بر صدها گزارش و خبر كه در بسياري از آنها نگارنده به باد فحش و ناسزا گرفته شده بود، كاردار كشورمان در بحرين را احضار كرده و از وي درباره موضع رسمي جمهوري اسلامي ايران نسبت به مفاد يادداشت كيهان توضيح خواسته بودند و بعدازظهر جمعه نيز چند ده نفر مقابل سفارت جمهوري اسلامي ايران در شبه جزيره بحرين اجتماع كرده و رسانه هاي بحرين از قول آنان نوشتند كه در صورت عدم عذرخواهي رسمي ايران بايد سفير كشورمان از بحرين اخراج شده و روابط ديپلماتيك به حالت تعليق درآيد! و بالاخره، ديروز آقاي متكي وزير امور خارجه كشورمان به بحرين رفت و در كنفرانس مطبوعاتي مشترك با وزير خارجه بحرين از موضع رسمي جمهوري اسلامي ايران مبني بر احترام به «استقلال بحرين» خبر داد و...
اگر بخواهيم مجموعه واكنش رسانه هاي عربي و غربي- تفسير، خبر، گزارش، فحاشي ها و...- در قبال يادداشت كيهان طي چند روز گذشته را جمع آوري كنيم، بي ترديد اين مجموعه حجمي بيشتر از چند كتاب قطور خواهد داشت و سؤال اين است كه چرا مقامات رسمي و مطبوعات و رسانه هاي برخي از كشورهاي عربي تا اين اندازه از يادداشت مستند كيهان برآشفته اند و چرا به جاي پاسخ به اسنادي كه كيهان براي اثبات نظر خود ارائه كرده است، به فحاشي و ناسزاگويي روي آورده اند؟ در اين باره اشاره به چند نكته ضروري است.
1- در يادداشت كيهان اسناد غيرقابل ترديد و دلايل حقوقي و تاريخي مستندي كه از حاكميت بلامنازع و قطعي ايران بر جزاير سه گانه تنب بزرگ و كوچك و ابوموسي حكايت مي كند ارائه شده بود و از جمله به اسناد رسمي و غيرقابل انكاري اشاره شده بود كه نشان مي دهد شبه جزيره بحرين تا چند دهه قبل يكي از استان هاي ايران بوده است كه در جريان يك زد و بند ميان محمدرضا پهلوي و دولت هاي آمريكا و انگليس از اين كشور جدا شده است. آيا اين اسناد قابل انكار است؟! اگر دولت هاي عضو شوراي همكاري خليج فارس كه دبيركل آن با عجله نسبت به يادداشت كيهان موضع گرفته بود، سند قابل ارائه و دليل حقوقي محكمه پسندي در مقابل مفاد يادداشت كيهان داشته و يا دارند چرا به اين اسناد مفروض! اشاره نمي كنند؟ و اگر سند و دليل حقوقي قابل ارائه اي ندارند- كه ندارند- چرا به جاي ابراز شرمندگي و قدرداني از جمهوري اسلامي ايران كه علي رغم خيانت شاه در جداسازي بحرين از ايران، با نجابت و سعه صدر «استقلال بحرين» را به رسميت شناخته است، زبان به فحاشي دراز مي كنند؟! و...- بايد از حاكمان 6 كشور ياد شده پرسيد مگر مقامات رسمي شما هر از چندگاه عليه حاكميت قطعي ايران بر بخش هايي از سرزمين تعريف شده و شناخته شده ايران زمين، موضع نمي گيرند؟ و مگر ادعاي واهي حاكميت امارات- بخوانيد مجموعه اي از چند تجارتخانه- بر جزاير سه گانه ايران در خليج فارس را نشخوار نمي كنند؟ و حتي گستاخي را به جايي رسانده اند كه يك روزنامه چاپ عربستان- كه خاندان سعودي برخلاف تمامي موازين ديپلماتيك و حقوق بين الملل اصرار دارند اين سرزمين را به نام خانواده آل سعود، عربستان سعودي بنامند- ادعاي واهي و مضحكي را درباره اهواز مطرح نكرده بود؟ بنابراين چه شده است كه ادعاهاي پوچ و غيرمستند مقامات رسمي خود عليه ايران را مجاز مي دانيد ولي در مقابل نظر مستند و غيرقابل ترديد كيهان به عنوان يك روزنامه كه ربطي به مقامات رسمي جمهوري اسلامي ايران ندارد، برمي آشوبيد و- به زعم خود- زمين و زمان را به هم مي دوزيد؟! آيا ادعاي پوچ و اسرائيل پسند مقامات رسمي دولت هاي 6گانه شوراي همكاري خليج فارس عليه تماميت ارضي ايران جرم نيست؟ و ديدگاه مستند يك روزنامه درباره حاكميت قبلي و تاريخي ايران بر شبه جزيره بحرين، ذنب لايغفر است؟! عجيب است كه از يكسو ادعاي حفظ روابط حسنه و دوستانه شما با كشورهاي منطقه گوش فلك را كر مي كند و از سوي ديگر هر از چندگاه به طور رسمي! و از سوي مقامات حكومتي خود، ادعاهاي پوچ و مسخره عليه تماميت ارضي ايران بر زبان و قلم مي آوريد؟ ظاهراً فراموش كرده ايد كه سابقه هيچكدام از 6 كشور عضو شوراي همكاري خليج فارس به 100سال نمي رسد.
3- نه فقط براي ما كه براي تمامي صاحبنظران علت كم توجهي ايران به ادعاهاي پوچ سران شوراي همكاري خليج فارس و نيز، علت برآشفتگي آنان از بيان واقعيت هاي تاريخي منطقه روشن است. ادعاهاي شما نظير حاكميت امارات بر جزاير سه گانه ايراني به اندازه اي پوچ، بي اساس و خنده دار است كه با ارائه چند سند رسمي و قطعي، دود شده و به هوا مي رود و آنچه باقي ماند، شرمندگي شما و قدرت هاي استكباري است كه به نمايندگي از آنها سخن مي گوئيد، اما در سوي ديگر ماجرا ديدگاه ما درباره حاكميت ايران با اسناد غيرقابل انكار همراه است و دقيقاً به همين علت است كه شما براي فرار از واقعيات به جار و جنجال و بعضاً فحاشي روي مي آوريد. آيا غير از اين است؟
4- سؤال از سران 6 كشور عضو شوراي همكاري خليج فارس اين است كه چرا هربار دور هم جمع مي شويد و قطعنامه و بيانيه اي صادر مي كنيد، يكي از بندهاي آن تأكيد بر حاكميت امارات بر جزاير سه گانه است؟ اگر تاريخ و اسناد رسمي و بين المللي مورد نظر شماست كه تمامي اين اسناد از حاكميت ايران بر جزاير سه گانه و بحرين حكايت مي كند. بنابراين چنانچه از مراجعه به اسناد وحشت داريد- كه داريد- چرا خود اين پرونده را مي گشائيد؟
5- با توجه به نكته فوق بسيار بديهي است كه در دورترين افقهاي ذهن خود نيز تصور خروج جزاير سه گانه از حاكميت ايران را نداريد، بنابراين چرا هر از چند گاه اين ترجيع بند مسخره را تكرار مي كنيد؟ پاسخ اين سؤال براي تمامي ملت هاي مسلمان از جمله ملت هاي تحت حاكميت 6 كشور ياد شده روشن است. شما- با كمال تأسف- در اين ادعاي مضحك زبان آمريكا و متحدانش را در كام داريد و در بحبوحه مقابله جانانه ايران اسلامي با آمريكا و اسرائيل مي كوشيد جبهه ديگري عليه ايران اسلامي باز كنيد. راستي! شما دغدغه جنايات آمريكا و اسرائيل عليه ملت هاي مسلمان را نداريد؟ شما از قتل عام مردم مظلوم فلسطين، به خون غلتيدن مرد و زن و كودك عراقي، كشتار مسلمانان پاكباخته لبنان و... نگران نيستيد؟! اگر پاسخ مثبت است چرا نه فقط دست به كمترين اقدامي عليه آنان نمي زنيد، بلكه عليه ايران اسلامي كه با تمام توان در مقابل دشمنان اسلام ايستاده است موضع مي گيريد؟ مگر همين اجلاس دو هفته قبل رياض با حمله اسرائيل به نوار غزه و قتل عام مردم مظلوم فلسطين همراه نبود؟ چرا اين فاجعه در بيانيه پاياني اجلاس شما جايي نداشت؟! باور نكنيد كه ملت هاي مسلمان بهانه هاي مضحك شما را باور مي كنند.
6- مقامات و مطبوعات وابسته به حاكميت 6 كشور ياد شده روزنامه كيهان را به اخلال در روابط دوستانه كشورهاي منطقه و آسيب رساندن به وحدت مسلمين متهم مي كنند! و اين طرفه حديثي است تعجب آور و بايد پرسيد، شما كه مي كوشيد در جبهه واحد جهان اسلام عليه آمريكا و اسرائيل شكاف ايجاد كنيد وحدت شكن هستيد يا كيهان؟!
چگونه است كه يادداشت مستند كيهان درباره حاكميت ايران بر جزاير سه گانه و بحرين را تفرقه افكني مي ناميد اما، ادعاي پوچ و بي اساس خود درباره حاكميت امارات براين سه جزيره را ناديده مي گيريد؟! اگر يادداشت كيهان كه بر اسناد غيرقابل انكار تكيه دارد، وحدت شكن باشد، ادعاي پوچ شما كه صرفاً برخاسته از تحريكات آمريكا و اسرائيل است وحدت سوز خواهد بود. شما كه تحمل شنيدن واقعيات را نداريد چرا بر توهمات دامن مي زنيد؟!
7- مقامات كشورهاي ياد شده و برخي از رسانه هاي وابسته به آنها كوشيدند يادداشت كيهان را به ديدگاه و مواضع رسمي مقامات بلندپايه كشورمان نسبت دهند و حال آن كه كيهان در برخي از موارد ديدگاهي متفاوت با مواضع رسمي دولت دارد و اين نشانه آزادي بيان و عقيده در ايران اسلامي است. به عنوان مثال در ماجراي چالش هسته اي كشورمان، روزنامه كيهان از آغاز معتقد به خروج ايران از معاهده NPT بود و براي اثبات نظر خود دلايلي نيز ارائه مي كرد ولي مسئولان عالي رتبه نظام در هر دو دولت قبلي و كنوني با سعه صدر اين ابراز عقيده را تحمل مي كردند و در همان حال نظر خاص خود را دنبال مي كردند و اين به وضوح نشان مي دهد كه ديدگاه و نظر يك روزنامه- از جمله كيهان- الزاماً ترجمان ديدگاه مسئولان نظام نيست. اگر چه كيهان نيز مانند همه آحاد ملت، ضمن آن كه نظر خود را بيان مي كند در نهايت تابع نظر نظام است. در ماجراي اخير هم وزير امور خارجه كشورمان در بحرين نظري متفاوت با يادداشت كيهان را ارائه كرد.
انتساب نظر كيهان به مسئولان عالي رتبه نظام دليل ديگري نيز دارد و آن فقدان آزادي بيان در كشورهاي مورد اشاره است و براي آنان قابل تصور نيست كه يك روزنامه در ايران مي تواند نظري متفاوت با نظر دولت داشته باشد.
8- و بالاخره، اين نكته نيز گفتني است كه جمهوري اسلامي ايران با ايستادگي و مقاومت 28 ساله خود در برابر زورگويي و باج خواهي آمريكا و اسرائيل به عنوان خط مقدم و خاكريز اصلي جهان اسلام تلقي مي شود و اين واقعيت را تمامي ملت هاي مسلمان كه انقلاب اسلامي را محدود به ايران نمي دانند باور دارند، چرا كه اسلام، برخلاف نظر برخي از سران كشورهاي 6گانه شوراي همكاري خليج فارس، فراتر از عرب و عجم و فارس و ترك و كرد و اندونزيايي و... است و...
راستي مگر سران كشورهاي مورد اشاره فراموش كرده اند كه سرزمين مورد ادعاي صهيونيست ها از «نيل تا فرات» است و برخي از كشورهاي ياد شده نيز در اين محدوده قرار دارند؟! آيا مقاومت ايران اسلامي و بيداري برخاسته از آن در جهان اسلام، اسرائيل را به ذلت و زبوني امروز نينداخته است و رژيمي را كه داعيه از نيل تا فرات داشت مجبور نكرده است براي حفظ صهيونيست ها به دور خود ديوار بكشد؟ آيا جرج بوش بعد از واقعه 11 سپتامبر سخن از تغيير جغرافياي سياسي منطقه به ميان نياورد و برخي از همين كشورهاي عربي دچار اضطراب نشدند؟
اگر ايستادگي ايران اسلامي نبود... انصاف داشته باشيد
======================
هر چه باشد باید مدارک حسین شریعتمداری را قبول کنیم اما لحن نوشته ایشان کمی تند بود ولی من به شخصه حمایتم را از ایشان اعلام می کنم خوب نیست انسان ها را در چنین موقعیت هایی تنها گذاشت حتی اگر اشتباه کرده باشند.
نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 ساعت 19:23
>> دبيركل حزب منحله دمكرات كردستان که اخیرا با بخرانهای درون تشکیلاتی مواجه شده، اعلام كرد اين حزب آماده است تا با مقامات کشور مذاكره كند. وي افزوده حتی آمادگي ديدار و مصاحبه با روزنامه هاي كيهان و رسالت را نيز دارم!!
>> يكي از بساز و بفروش هاي معروف تهران كه سابقه سه دور نمايندگي مجلس را نيز دارد و هر دور، با يكي از جناح هاي سياسي كشور زدوبند داشته در گفتگو با يكي از راديوهاي بيگانه اظهار داشت، برخورد فيزيكي و زنداني كردن افراد معتاد فايده اي ندارد؛ به اين دليل كه معتادان افراد مريضي هستند و بايد ريشه تمايل و گرايش اين افراد به مواد مخدر بررسي شود!
>>پس از استعفاي رضاداد، در محافل سينمايي، شايعه استعفاي محمود اربابي مديركل نظارت وارزشيابي معاونت سينمايي وزارت ارشاد مطرح شده است. اربابي در ماه هاي اخير و در پي اكران فيلم نقاب مورد فشارهاي رسانه اي شديد قرار داشت.
>> در حالي كه خجسته، رئيس راديو، تغييرات ايجادي در راديو جوان را در راستاي اصلاح رويكردهاي مبتذل در اين راديو دانسته بود، تنها مدير ارزشي يكي از گروههای راديو جوان، از این مجموعه حذف شد!
>> پس از بازنشستگي استاندار سمنان، قرار است مددي مديرعامل سابق سازمان تامين اجتماعي استاندار سمنان شود.
>> گفته مي شود، جبهه مشاركت به مصطفي معين پيشنهاد داده در انتخابات مجلس از شيراز كانديدا شود. اين مساله سبب ناراحتي معين شده است. همچنين معين از اين كه حسن روحاني و شريعتمداري سرليست بنيادباران در انتخابات مجلس هشتم هستند و وي در اين فهرست جايي ندارد، سرخورده شده است.
>> هيات كودكان و نوجوانان ايراني شركت كننده در جشنواره فيلم جيفوني ايتاليا به نشانه اعتراض به نمايش فيلم ضد ايراني پرسپوليس، از شركت دراين جشنواره خودداري كردند.
>> سعيد حجاريان گفته است، نظام مي خواهد با دانشجويان بازداشتي اميركبير در مسئله هسته اي معامله كند! وي در باره اين اين معامله خطرناك توضيح ديگري نداد!
>> انتشار برخي اخبار اعتراضات راديكال جبهه مشاركت در روزنامه اعتماد ملي خشم مهدي كروبي را برانگيخته است. كروبي گفته است، اين مطالب باعث راديكال شدن اعتمادملي و راي نياوردن در انتخابات مجلس مي شود.
نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 ساعت 17:28
با نزديك شدن به پايان تعطيلات تابستاني مجلس، تعدادي از نمايندگان فراكسيون اقليت به دنبال ايجاد تغيير در طرح هاي مهمي نظير "سهميه بندي بنزين" و "ساماندهي تبليغات انتخاباتي" هستند.
فراكسيون اقليت با وجود آگاهي از عدم رأي آوري پيشنهادهايي درباره افزايش سهميه خودروها و يا عرضه بنزين به قيمت آزاد، درصدد ارائه اين پيشنهادها براي كسب وجهه و بهره برداري انتخاباتي از اين مسئله است.
همچنين تعداد ديگري از اين نمايندگان به دنبال ارائه طرحي 2 فوريتي براي اصلاح مصوبه مجلس درخصوص ممنوعيت نصب پوستر و الصاق پارچه و پلاكارد و بنر به در و ديوار و مراكز عمومي، مي باشند. زمينه سازي روزنامه هاي طيف دوم خرداد نيز براي طرح اين اصلاحيه ها همزمان با نزديك شدن به زمان بازگشايي مجلس، آغاز شده است.
اين درحاليست كه طرح ممنوعيت نصب پوستر و الصاق پارچه و پلاكارد و بنر به در و ديوار و مراكز عمومي، علاوه بر جلوگيري از اسراف و نازيبايي معابر شهري، ارتباط تنگاتنگ "قدرت" و "ثروت" و تأثير متقابل اين دو بر يكديگر را خنثي خواهد ساخت.
همچنين پروپاگانداي رسانه اي طيف دوم خرداد عليه اين طرح درحالي شدت گرفته است كه اين ممنوعيت تنها شامل نصب پوستر، بنر، پارچه و پلاكارد بر معابر عمومي بوده و انتشار پوسترها و بروشورها كه معمولاً حاوي اطلعات جزيي تر و آگاهي دهنده نسبت به تحصيلات و سوابق كانديداها دارند، منع قانوني ندارد.

نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  

یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 ساعت 16:29

رئيس جمهور در نشست «صريح، صميمي و علمي» با منتقدان اقتصادي كه بيش از 5 ساعت به طول كشيد، تصريح كرد: اساتيد اقتصاد دانشگاه ها بايد با توجه به قانون، راهكارهاي اجرايي خود را براي برون رفت از مشكلات و حل ريشه اي مسايل اقتصادي كشور ارائه كنند.
دكتر محمود احمدي نژاد، رئيس جمهور و شماري از اعضاي هيأت دولت عصر پنج شنبه به مدت 5/5 ساعت ميزبان منتقدان اقتصادي بودند كه چندي پيش در نامه  سرگشاده اي كه در رسانه ها منتشر شد، از عملكرد اقتصادي دولت گلايه كرده بودند.
در اين جلسه صميمي و كارشناسي، نزديك به 50 تن از اقتصاددانان منتقد كه اغلب از اساتيد و مدرسان دانشگاه هاي كشور و تعدادي نيز از كارگزاران و مديران عالي دستگاه هاي اقتصادي و اجرايي دولت هاي پيشين بودند، حضور داشتند.
همچنين در اين نشست كه در نهاد رياست جمهوري برگزار شد، علاوه بر مشاور ارشد و معاونان اول و اجرايي رئيس جمهور، وزراي اقتصاد و دارائي، كار و امور اجتماعي، رفاه، كشاورزي، بازرگاني، صنايع و دادگستري (سخنگوي دولت) و همچنين روساي بانك مركزي و سازمان مديريت و برنامه ريزي، دكتر احمدي نژاد را همراهي مي كردند.
رئيس جمهور در ابتداي نشست با منتقدان اقتصادي با بيان اينكه مقدمه هر هم انديشي براي پيداكردن راهكارهاي بهتر، سنجش وضع موجود يا عملكرد است، تصريح كرد: مقايسه عملكرد دولت بايد با قانون به عنوان سند بالادستي و يا با عملكرد دولت هاي گذشته باشد و نمي توان عملكردها را با آرمان ها و آرزوها مقايسه كرد.
د
كتر محمود احمدي نژاد همچنين در طول اين نشست 5/5 ساعته سوالات ذيل را مطرح و از اقتصاددانان كشور خواست تا پاسخ هاي خود را درباره آن ارائه كنند.
1. درآمد حاصل از فروش نفت را چگونه و كجا مصرف كنيم؟
2. درآمد هاي نفتي، ارزي هزينه شود يا ريالي؟
 3.آيا هيچ وقت قرار نيست درآمدهاي حاصل از فروش نفت وارد سيستم شود؟
4.با توجه به تعريف و وظايف بانك، چگونه بايد اين نهاد را اصلاح و متحول كرد؟
در اين جلسه، رييس جمهور درباره‌ي درآمد هاي نفتي اظهاركرد: بخش مهمي از ارز حاصل از فروش نفت براي سرمايه گذاري به بخش خصوصي واگذار و بخشي نيز صرف كارهاي عمراني مي شود؛ ضمن اينكه بايد احكام برنامه چهارم توسعه را نيز در نظر گرفت زيرا بايد معادل تورم به حقوق كارمندان افزوده شود و سطح تامين اجتماعي هم افزايش يابد.
ايشان در ادامه با اشاره به تأكيد برنامه چهارم توسعه در اجراي سياست باز اقتصادي گفت: طبق برنامه، كنترل قط بايد براساس تعرفه باشد و از طرف ديگر دولت حق ندارد صادرات را كنترل كند و به همين دليل به عنوان مثال وقتي قيمت تيرآهن در بازارهاي جهاني بالا مي رود، توليدات داخل به سمت صادرات سرازير مي شود كه افزايش قيمت ها از جمله در بخش مسكن را به دنبال دارد.
رييس جمهور با بيان اينكه متوسط رشد اقتصادي در برنامه سوم 4/4 درصد در نظر گرفته شده بود اما اين رشد براي برنامه چهارم 8 درصد در نظر گرفته شده است، پرسيد: كدام زيرساخت ها فراهم و مقررات عوض شده كه به يكباره بايد به رشد 8 درصدي در برنامه چهارم يعني حدود 2 برابر برنامه سوم برسيم.
دكتر احمدي نژاد با اشاره به بودجه هاي ارائه شده از سوي دولت نهم گفت: اگر مي خواستيم احكام برنامه ها اجرا شود هرسال بايد حداقل 22 هزار ميليارد تومان به ميزان بودجه افزوده مي شد كه بيش از 50 درصد اين افزايش، هزينه اي است.
رئيس جمهور با بيان اينكه دولت خود را موظف به اجراي قانون برنامه چهارم مي داند، تصريح كرد: طبق قانون برنامه چهارم توسعه، سود بانكي بايد به زير 10 درصد برسد.
دكتر محمود احمدي نژاد با اشاره به اينكه دولت در تلاش براي اجراي قانون است اما عده اي مي گويند نرخ سود بانكي را دستوري نمي شود كاهش داد، گفت: قانون برنامه چهارم دستور است؛ آيا مي توان تفسير جدايي  كرد؟
رئيس جمهور در ادامه نشست با منتقدان اقتصادي با بيان اينكه شيب رشد واردات رو به كاهش است، افزود: با تشويق ها، حمايت ها و پيگيري هاي دولت، نسبت واردات به صادرات نيز در حال اصلاح است.
ايشان با عنوان اينكه اگر زيرساخت ها مناسب نباشد، افزايش نقدينگي تورم زا است، گفت: در سال هاي 84 و 85 افزايش رشد اقتصادي و نقدينگي را داشتيم اما به دليل شرايط كشور تورم كاهش يافت.
رئيس جمهور با استقبال از حضور استادان دانشگاه ها در عرصه‌ي مديريت كشور بخصوص در مهندسي، اقتصاد و علوم تجربي گفت: پايان نامه هاي دانشجويان به ويژه در مقاطع دكترا و كارشناسي ارشد بايد ناظر بر حل مشكلات كشور و ملت باشد.
دكتر احمدي نژاد با بيان اينكه دولت در مواجهه با برنامه چهارم با موارد متناقضي روبرو است، گفت: استادان اقتصاد مي توانند راه هاي برون رفت ريشه اي از مسائل را ارائه كنند؛ ضمن آنكه دولت نيز هم كار هايي را در دست اقدام دارد.
رئيس جمهور افزود: به عنوان مثال راهكار بدهيد كه وقتي قيمت نفت بالا رفت، چه كار كنيم؟
دكتر احمدي نژاد با بيان اينكه حمايت هاي اين دولت از سرمايه گذاري بخش خصوصي بي سابقه است، تأكيد كرد: رشد ارايه تسهيلات به بخش خصوصي دو برابر شده و علاوه بر آن توسعه سرمايه گذاري بخش دولتي در شوراي اقتصاد نيز ممنوع شده است.
رئيس جمهور خطاب به اساتيد اقتصاد حاضر در نشست گفت: فضاي كسب و كار در كشور مناسب است . افزايش تقاضا براي سرمايه گذاري، ارايه موافقت اصولي و تسهيلات بانكي از جمله دلايل مناسب بودن فضاي كسب و كار و افزايش اشتغال است.
دكتر احمدي نژاد همچنين از وزرا خواست به طور دوره اي ، گزارش وآمار رسمي درباره عملكرد دستگاه زير مجموعه خود را منتشر كنند تا مورد استفاده قرار گيرد.
رئيس جمهور با بيان اينكه ديدگاه هاي متفاوت و متناقض در مورد مسائل اقتصادي وجود دارد، گفت: به عنوان مثال استادان حاضر در جلسه در زمينه نحوه استفاده از درآمدهاي نفت ديدگاه هاي متفاوتي داشتند.
وي افزود: راه حل براي مشكلات و مسائل، گوناگون است اما دولت و مجلس بايد يك راه را انتخاب كنند.
رئيس جمهور خاطرنشان كرد: نقطه وفاق براي همه قانون است؛ هرچند كه انتقاداتي داريم. ضمن آنكه اگر به قانون برنامه چهارم به همان صورت عمل شود انتقادات استادان بيشتر مي شود.
دكتر احمدي نژاد در فرازي ديگر از سخنان خود با بيان اينكه نمي توانيم به طور مطلق بپذيريم كه اگر درآمد نفتي در اقتصاد بيايد، سم است، افزود: طبق قانون برنامه چهارم 50 درصد اين درآمد بايد در بخش خصوصي صرف شود.
وي در بخش ديگري از سخنان خود مشكلات موجود كشور را حاصل نظام هاي اجرايي از جمله برنامه ريزي دانست و با طرح اين سوال كه مغز متفكر در كشور كجا بوده است؟ گفت: امروز نيازمند جايگاه والايي هستيم كه بيانديشد و برنامه ريزي كلان و نظارت راهبردي كند.
رئيس جمهور افزود: معلوم است كه اگر نظارت بود انحراف از برنامه اتفاق نمي افتاد و اينكه هم اكنون جايگاه ويژه و مشخص براي برنامه ريزي درست شده است، مخالفت با نظام برنامه  ريزي نيست.
رييس شوراي عالي اقتصاد با بيان اينكه در شرايط كنوني نظام بانكي رقابتي در كشور وجود ندارد، گفت: بانك بايد خدمات پولي بدهد و هزينه خدمات را بگيرد يعني كاركردهاي بانك را داشته باشد. رئيس جمهور باتاكيد بر تحول در نظام بانكي افزود: حال اگر بانك به عنوان بنگاه بزرگ اقتصادي در مقابل مردم قرار بگيرد، كسي قدرت مقابله با بانك ها را ندارد و در نتيجه بانك ها بزرگ و مردم، كوچك مي شوند.
رييس جمهور همچنين يكي از وظايف سازمان مديريت و برنامه ريزي را اصلاح ساختار اداري برشمرد و گفت: برخلاف اين كاركرد، حجم اين سازمان طي 5 سال اخير دو برابر شده است و با اين وضعيت چگونه سازمان مديريت مي تواند بقيه دستگاههاي دولتي را كوچك كند.
رييس شوراي عالي اداري با بيان اينكه امروز ساختار اداري كشور مطابق قانون برنامه نيست و جايي وجود ندارد كه از همه ظرفيت كشور در نگاه كلان استفاده كند، خاطر نشان كرد: حوزه مديريت كلان و برنامه ريزي كشور طبق قانون اساسي در اختيار رئيس جمهور است و با اين اصلاح ساختاري كه در سازمان مديريت و برنامه ريزي انجام شد و به نوعي فداكاري بود، وزير فعاليت مي كند و در برابر رئيس جمهور، مجلس و مردم پاسخگو است.
اظهارات منتقدان و اعضاي تيم اقتصادی دولت 

براساس اين گزارش ، دكتر محمد جهرمي وزير كار و امور اجتماعي و دبير جلسه در ابتداي نشست با منتقدان اقتصادي، با اشاره به فعاليت هاي دولت نهم در بخش هاي مختلف تصريح كرد: برپايي توسعه برمبناي عدالت اجتماعي، رفع تبعيض و ايجاد توازن منطقه اي از جمله مواردي است كه برنامه هاي دولت بر آن استوار است.
جهرمي با اشاره به اينكه نامه اقتصاددانان پس از انتشار به صورت مستقيم تحويل رئيس جمهور محترم داده نشده و براي اطلاع از مفاد آن از سايت هاي خبري استفاده شده است، گفت: در اين نشست تنها بحث هاي كارشناسي و علمي مطرح است و نبايد از دريچه مسايل سياسي به آن پرداخت. وزير كار و اموراجتماعي با اشاره به اينكه در مسايل اقتصادي هميشه نظرات ، متفاوت بوده است، اظهار كرد: امروز در دوران گذار اقتصاد دولتي به اقتصاد مردمي هستيم كه الزامات و زيرساخت هاي مربوط به خود را داراست.
در ادامه نشست ، دكتر بهروز هادي زنوز استاد دانشگاه علامه طباطبايي از رئيس جمهور و تيم اقتصادي دولت كه وقت خود را به ديدار با نويسندگان نامه منتقدان اقتصادي اختصاص دادند، قدرداني كرد. سپس دكتر طايي استاد دانشگاه به نمايندگي از منتقدان اقتصادي متني را قرائت كرد و نويسندگان نامه را افراد دانشگاهي و برخي از مسوولان دولت هاي سابق معرفي كرد و گفت: بنابر رسالت علمي و مسوليت اجتماعي، برخي نگراني هاي خود را در مورد مسايل اقتصادي كشور با نوشتن اين نامه بيان كرديم.
اين استاد دانشگاه با بيان اينكه دولت نهم وارث بساماني هاي گذشته است، تصريح كرد: البته ما انتظار نداريم گره ها يك شبه باز شود بلكه بايد سعي كنيم مشكلات جديدي ايجاد نشود و براي برون رفت از آن ها تلاش كرد.
دكتر طايي با اشاره به اينكه در دوره بعد از پيروزي انقلاب اسلامي هيچ دولتي به اندازه دولت نهم هماهنگي ساير بخش ها و پشتوانه مالي در اختيار نداشته است، گفت: بايد از اين فرصت بي نظير براي حل مشكلات كشور استفاده كرد زيرا ما از اينكه اقتصاد ايران دچار محروميت، بيكاري ، تورم و عقب ماندگي است، ناراحت هستيم.
اين استاد دانشگاه با بيان اينكه نويسندگان نامه انتقادي در دستيابي به اهداف خيرخواهانه اقتصادي با دولت تفاوت نظري ندارند، تصريح كرد: ما با دولت در شيوه حصول به شعارها و اهداف، مشكل و تفاوت داريم.
ي خطاب به رييس جمهور گفت: سياست هاي اقتصادي دولت فارغ از برنامه چهارم توسعه است و عدم ارائه گزارش عملكرد برنامه چهارم و آمارهاي گزينشي نتايج را مخدوش كرده است.
دكتر طايي با بيان اينكه خواسته ها و مطالبات مردم نامحدود اما نيروي انساني و منابع، محدود است، تصريح كرد: وظيفه دولت اين نيست كه به خواسته هاي مردم بدون توجه به منابع كشور دامن بزند.
وي با اشاره به اينكه احتمالاً بانك ها و سازمان مديريت و برنامه ريزي وظايف خود را به خوبي انجام نداده  اند، اظهار كرد به نظر ما هدايت منابع به سمت بنگاه هاي زودبازده، غيركارشناسي است.
پس از قرائت خلاصه ديدگاه هاي 57 منتقد اقتصادي از سوي دكتر طايي به عنوان نماينده آنها، رئيس جمهور در سخناني از همه افرادي كه اين مكتوب را تهيه كرده ا ند، قدرداني كرد و گفت: از اينكه استادان ما نسبت به مسايل ريشه اي كشور به ويژه اقتصاد توجه مي كنند، خوشحال هستم و آنها بايد در متن تصميمات حضور تعيين كننده داشته باشند.
دكتر احمدي نژاد با اشاره به اينكه در نامه قرائت شده از سوي دكتر طايي فهرستي از مشكلات اقتصادي كشور فارغ از اين دولت مطرح شده است، گفت: طي يك جلسه به راهكار هاي مشترك نمي رسيم اما حتماً اين نشست به نزديك شدن ديدگاهها كمك مي كند زيرا در بسياري از مسايل و مشكلات ساختاري اقتصاد كشور هم نظر هستيم.
پس از اظهارات رئيس جمهور جلسه با توضيحات وزير امور اقتصادي و دارايي درباره بند اول نامه منتقدان مبني بر اينكه رشد اقتصادي مورد نظر برنامه چهارم توسعه طي سال هاي 84 و 85 تحقق نيافته است، ادامه يافت.دكتر دانش جعفري در عين حال با بيان اينكه هدف برنامه هاي اول، دوم و سوم در زمينه رشد اقتصادي به ترتيب 1/8، 1/5 و 6 درصد بوده است، گفت: در برنامه اول 4/7، برنامه دوم 2/3 و برنامه سوم 5/5 درصد از عملكرد رشد اقتصادي را داشته ايم و از اين رو شاهد هستيد كه در هيچ كدام از اين برنامه ها نرخ تعيين شده رشد اقتصادي محقق نشده است.
وزير امور اقتصادي و داريي با اشاره به اينكه ميانگين رشد اقتصادي در برنامه هاي اول تا سوم 36/5 بوده است، تصريح كرد: اين در حالي است كه در برنامه چهارم و به طور مشخص در سال هاي 84 و 85 ميانگين رشد اقتصادي حداقل 7/5 درصد است كه از ميانگين سه برنامه قبلي بيشتر است و اين در حالي است كه نرخ رشد اقتصادي برنامه چهارم با جهشي 2 درصدي نسبت متوسط سه برنامه توسعه تعيين شده است.
دكتر دانش جعفري تاكيد كرد: متوسط رشد اقتصادي در دولت پيشين 35/4 درصد بوده است؛در حالي كه متوسط رشد اقتصادي دولت فعلي حداقل 7/5 درصد است.
وزير امور اقتصادي و دارايي با بيان اينكه ارتقاء و بهره وري، فرآيندي بلند مدت دارد و ظرف يك تا دو سال نمي توان تحول عميق در آن ايجاد نمود، تصريح كرد: در سال 85 سهم بهره وري عوامل توليد از كل رشد توليد ناخالص داخلي 80 درصد است اما در سال 83 اين سهم 44 درصد است كه نشان مي دهد دولت عزمي جدي در افزايش سهم بهره وري در توليد ناخالص داخلي دارد.
كتر دانش جعفري در پايان سخنان خود درباره رشد اقتصادي كشور گفت: عملكرد دو سال اول برنامه چهارم كمتر از عملكرد برنامه هاي قبلي نيست و مقايسه عملكرد دولت هاي هشتم و نهم نيز همين نتيجه را تاييد مي كند.
وزير امور اقتصادي و دارايي با اشاره به بند دوم نامه اقتصاددانان مبني بر اينكه دولت در سال هاي 84 و 85 سياست انبساط مالي اتخاذ كرده است و از محل درآمدهاي روز افزون نفت هزينه مي كند، اظهار داشت: سياست مالي انبساطي ناشي از هزينه هاي جاري گريز ناپذير شامل پرسنلي و غيرپرسنلي از جمله يارانه هاي واردات بنزين و بهداشت و درمان و … است.
وزير امور اقتصاد و دارايي با بيان اينكه تصميم دولت گذشته براي افزايش حقوق استادان دانشگاه و قضات در سال 84 و ادامه آن در سال 85 نقش مهمي در افزايش هزينه هاي دولت داشته است، گفت: همسو با اين افزايش هزينه ها متوسط افزايش هزينه هاي پرسنلي بسياري از دانشگاه ها و قوه قضاييه در سال 83 ، به ميزان 119 درصد بود، در حالي  كه اين رقم در سال 84 به ميزان 164 درصد و در سال 85 نيز 147 درصد بوده است كه ناشي از تصميم دولت پيشين در افزايش حقوق استادان و قضات است.
دكتر دانش جعفري افزود: همچنين مطالبات كارمندان دولت در سال 82 و سال هاي قبل از آن كه در سال 83 پرداخت شده است 850 ميليارد ريال است، در حالي كه رقم پرداختي در سال هاي 84 ، 85 و 86 به ترتيب به ميزان 5297 ، 3307 و 1060 ميليارد ريال است.
وزير امور اقتصاد و دارايي خطاب به استادان اقتصاد گفت: افزايش برخي هزينه هاي اجتناب ناپذير غيرپرسنلي دولت در سال هاي 84 و 85 به ترتيب 4225 و 6193 ميليون دلار است كه شامل ذخيره سازي كالاهاي اساسي و واردات فرآورده هاي نفتي در بودجه و خارج از بودجه است.
وزير امور اقتصادي و دارايي افزود: ميزان اتكاء بودجه عمومي به مصرف ارزي در حال كاهش است، بطوري كه اين رقم در طول برنامه سوم 4/61 درصد اما در سالهاي 84 و 85 به ترتيب 8/55 و 8/52 درصد است.
وي با بيان اينكه طي سال هاي 84 و 85 از ميزان رشد واردات كشور و همچنين نسبت رشد واردات به رشد توليد ناخالص داخلي نيز كاسته شده است، گفت: 70 درصد واردات كشور كالاي سرمايه اي و واسطه اي است كه به افزايش رشد توليد ناخالص داخلي كمك مي كند.
دكتر دانش جعفري در پايان توضيحات خود تاكيد كرد: هزينه هاي عمراني دولت در سال هاي 84 و 85 درمقايسه با متوسط برنامه سوم به ترتيب 6/2 برابر و 3 برابر شده و افزايش هزينه هاي پرسنلي و غيرپرسنلي نيز اجتناب ناپذير است و در مجموع ميزان اتكاي بودجه به منابع حاصل از صادرات نفت كاهش يافته است.
براساس اين گزارش، رييس كل بانك مركزي هم در ادامه نشست با منتقدان اقتصادي با اشاره به اقدام دولت در انتشار اوراق مشاركت، گفت: دولت در سال هاي 85 و 86 به ترتيب 30 هزار و 40 هزار ميليارد ريال اوراق مشاركت منتشر كرده و مي كند كه هدف اصلي از اجراي اين طرح كنترل نقدينگي است.
كتر شيباني با اشاره به عزم دولت نهم براي حل ريشه اي مشكل نرخ بالاي سود بانكي تصريح كرد: در دولت هاي آقايان خاتمي و هاشمي نيز همواره براي كاهش نرخ سود بانكي تاكيد مي شد.
رييس كل بانك مركزي با بيان اينكه دولت خيلي همت كرد كه سرمايه بانك ها را افزايش دهد، گفت: دولت درسال گذشته 3 ميليارد دلار براي افزايش سرمايه بانكها از جمله بانك صنعت و معدن پرداخت كرد و امسال هم اين مبلغ را به سرمايه بانك ها افزود؛ ضمن آنكه بدهي دولت به بانك ها كاهش يافته است.
دكتر شيباني در ادامه سخنان خود با بيان اينكه رشد نقدينگي در برنامه هاي دوم و سوم 9/12 و 4/16 درصد پيش بيني شده بود، گفت: رشد نقدينگي محقق شده در اين سالها به ترتيب 6/25 و 29 درصد بوده است.
وي پايه نقدينگي در كشور را مربوط به بسته نفتي دانست و گفت: هر دلار نفتي 920 تومان به خزانه پول مي ريزد كه تورم زاست و به عبارتي تا زماني كه پول نفت به خزانه مي ريزد، مشكل وجود دارد.
رييس كل بانك مركزي درباره بحث نقدينگي و ارتباط آن با تورم هم گفت: در برنامه دوم توسعه نقدينگي 9/25 درصد و تورم 6/25 درصد بود و اين رقم ها در برنامه سوم نيز به ترتيب 9/28 و 1/14 درصد بود اما در برنامه چهارم شاهد 1/34 درصد نقدينگي و 1/12 درصد تورم هستيم.
دكتر شيباني تصريح كرد: همزمان با افزايش نقدينگي، رشد 40 درصدي اعتبارات بخش خصوصي را داشتيم كه چشمگير است.
پس از ارايه گزارش از سوي وزرا ومسوولان اقتصادي وپولي دولت نهم، منتقدان اقتصادي نيز توضيحات خود را بيان كردند.
دكتر زنوز با بيان اينكه شوك مثبت نفتي در سال هاي 84 و 85 عامل مساعد كننده اقتصادي است، گفت: آنچه نگراني ما را برانگيخته فضاي كسب و كار و فضاي سرمايه گذاري است زيرا هر چه دخالت دولت در بازار هاي كالا و سرمايه افزايش يابد اين فضا متشنج تر مي شود.
وي افزود: در مورد سياست هاي مالي نيز اگر منابع نفتي بدون توجه به توان جذب اقتصاد سرازير شود، بيماري هلندي ايجاد خواهد شد.
وي با بيان اينكه براساس آمار اكونوميست در مورد فضاي كسب و كار، ايران ازميان 81 كشور در رتبه 79 قرار گرفته است، گفت: اين مساله در اين دولت بدتر نشده بلكه اين نگراني وجود دارد و بايد وضعيت بهتر شود.
اين استاد دانشگاه تاكيد كرد: واردات اگر در حوزه هايي باشد كه مورد رقابت است، موجب ايجاد مشكلات براي كشاورزان مي شود.
اين منتقد اقتصادي گفت: آيا مي شود افزايش قيمت مسكن را به رانت هاي اقتصادي و مافيا نسبت داد؛ اين افزايش قابل پيش بيني بوده است.
د
كتر زنوز با بيان اينكه قرار بود تراز عملياتي صفر شود اما ظاهراً اينطور نيست، گفت: دولت بايد توضيح دهد كه چرا از برنامه چهارم منحرف شده است؛ زيرا برنامه مي گويد دولت را كوچك كنيد.
ي افزود: پيش بيني من اين است كه بودجه امسال 100 هزار ميليارد ريال كسري خواهد داشت.
ب
راساس اين گزارش، دكتر شجري، يكي ديگر از اساتيد اقتصاد دانشگاه در ادامه اين نشست در خصوص سياست هاي مالي دولت اظهار داشت: سياست هاي انبساطي مالي و پولي در اين دو سال و قبل از آن بخش تورمي را تحريك كرده و مي كند، بدون آنكه ركود را كم نمايد.
وي تصريح كرد: نمي توانيم تورم را با ابزار واردات كنترل كنيم.
د
كتر شجري با بيان اينكه نرخ سود بانكي به عنوان متغير اقتصادي بايد در خدمت سياست دولت باشد، گفت: اگر سياست دولت انقباضي است، نرخ سود بانكي بايد ثابت بوده يا كمي افزايش يابد.
وي افزود: پايين آمدن نرخ سود بانكي ميزان تقاضا را بالا مي برد و بازار واسطه اي ايجاد مي شود.
پس ازتوضيحات دكتر شجري، رييس كل بانك مركزي پاسخ داد: علم اقتصاد در كتاب ها با اقتصاد در عمل تفاوت دارد. دكتر شيباني افزود: امسال سياست هاي مالي دولت، انقباضي و رشد بودجه جاري منفي است . ضمن آنكه دكتر احمدي نژاد تاكيد كرده اند كه اصلا در فكر دادن متمم بودجه به مجلس نباشيد.
دكتر شيباني با بيان اينكه نرخ سود بانكي تصميم شوراي پول واعتبار است،گفت: كاهش نرخ سود بانكي، كاهش نرخ تورم را به همراه دارد.
دكتر شيباني با اشاره به اينكه بزرگترين نگراني در برنامه چهارم ميزان بيكاري بوده است، اظهار داشت: درسال گذشته رشد 40 درصدي براي اشتغال در بخش خصوصي داشتيم.
در ادامه اين نشست، وزير كار و امور اجتماعي هم درباره تورم در بخش مسكن گفت: تورم زياد در بخش مسكن ناشي از كمبود توليد در 3 سال قبل از دولت نهم است و به همين دليل تقاضا زياد است اما تلاش دولت اين است كه تقاضاها را پاسخ دهد.
دكتر جهرمي درباره فضاي كسب و كار نيز گفت: سرمايه گذاري بخش خصوصي در مسايل عمراني بالاتر از گذشته بوده و فضاي كسب و كار رونق گرفته است.
وزير كار و امور اجتماعي افزود: قانون استفاده حداقل 51 درصد توليد داخل در بخش نفت همواره در شوراي اقتصاد مطرح و مورد تاكيد است.
دكتر جهرمي با اشاره به آمادگي بخش خصوصي براي سرمايه گذاري در بخش هاي مختلف گفت: وزارت صنايع در زمينه ارائه موافقت اصولي در سال 85 به ميزان 6/73 درصد نسبت به سال 84 رشد داشت.
وي با بيان اينكه 8 هزار واحد جديد صنعتي نيز بين 20 تا 90 درصد پيشرفت فيزيكي دارد، گفت: با احداث واحدهاي نيمه كاره بيش از 617 هزار اشتغال ايجاد مي شود ، اما نكته اصلي اين است كه براي حصول نتايج در بحث بنگاه هاي زودبازده به زمان نياز است.
دكتر جهرمي با بيان اينكه دولت در صدد است بخش عمده اي از كار را به جاي بازار پول به بازار سرمايه واگذار كند، گفت: براي از بين بردن حباب بورس كه در چند سال گذشته اتفاق افتاد، سهامداران خرد متحمل ضرر شدند.
وزير كار در ادامه افزود: بخش كشاورزي هم در سال 85 رشد 7 درصدي داشت.
دكتر جهرمي با بيان اينكه روزي كه دولت را تحويل گرفتيم 189 واحد بحران زده اساسي داشتيم، گفت: اين تعداد الان به 45 واحد رسيده است، ضمن آنكه در سه ماهه نخست امسال دادخواست هاي كارگران كمتر شده است.
و
زير بازرگاني نيز در ادامه اين جلسه با بيان اينكه در برنامه هاي اول، دوم و سوم اهداف صادرات به ترتيب 9/18، 6/24 و 7/27 ميليارد دلار بود، گفت: در برنامه اول 65 درصد، برنامه دوم 58 درصد و برنامه سوم 93 درصد هدف صادرات محقق شد.
دكتر ميركاظمي تاكيد كرد: اين در حالي است كه در سال هشتاد و چهار، 5/8 ميليارد دلار براي صادرات پيش بيني شده بود اما 131 درصد تحقق يافت.
وزير بازرگاني درباره صادرات ميوه نيز گفت: پارسال 359 ميليون دلار سبزيجات صادر شد كه 30 درصد نسبت به سال 84 افزايش داشت.
دكتر ميركاظمي افزود: درسال 85 حدود 204 هزار تن سيب صادر شد و از طرف ديگر تنها 106 هزار تن واردات سيب داشتيم.
وي گفت: دولت براي اولين بار خريد نقدي محصولات كشاورزي را انجام داد.
وزير بازرگاني با بيان اينكه بجز كالا برگ ها كه دولت مكلف است، هيچ كالاي ديگري توسط دولت وارد نشده،اظهار كرد: واردات كالاهاي مختلف همه از طرف اصناف بوده است.
در ادامه اين نشست صميمي و كارشناسي، دكتر احمدي نژاد با طرح سوالي درباره نحوه هزينه كردن درآمدهاي نفتي، از اقتصاددانان منتقد خواست تا نظرات خود را بيان كنند.
دكتر ميدري استاد دانشگاه علامه طباطبايي در پاسخ به سوال رييس جمهور گفت: نفت در ايران نحس بوده و افزايش بي رويه درآمدهاي نفتي بسيار مخرب است زيرا با پول نمي شود توسعه ايجاد كرد.
دكتر ميدري تاكيد كرد: ورود درآمدهاي نفتي با هر شكلي به اقتصاد ايران بسيار مخرب است.
همچنين دكتر ستاري فر رييس سازمان مديريت و برنامه ريزي دولت آقاي خاتمي نيز درباره اين سوال گفت: بايد اين راه را دنبال كرد كه سياست ها و راهكارها كجاست و در خصوص رويكردهاي مازاد ارز نيز چند ماه كار شده است اما من حق دولت مي دانم كه در خصوص اصلاح قانون برنامه چهارم اقدام كند.وي افزود: قانون برنامه چهارم 50 درصد درآمدهاي نفت را به بخش خصوصي اختصاص داده است.


دكتر عبده تبريزي نيز در پاسخ به سوال دكتر احمدي نژاد درباره نحوه مصرف درآمدهاي نفتي گفت: درآمد بالاي نفت، درآمدهاي مالياتي و درآمدهاي دولت زمينه بسيار خوبي را فراهم مي كند كه زهر و آسيب هاي خصوصي سازي را بگيريم.
اين منتقد اقتصادي افزود: بايد بازار سرمايه را فعال كرد و براي ازدواج جوانان نيز يارانه مشخص در نظر گرفت.
دكتر ساسان استاد دانشگاه اصفهان نيز در اين زمينه با بيان اينكه بايد مراقب عوام زدگي اقتصادي بود، گفت: چرا هزينه مي كنيم اما بازده ندارد؟ چون پول و نفت خطرناك است، مگر اينكه با ماده خاكستري مغز تركيب و هزينه شود.
وي افزود: بايد از فرار مغزها جلوگيري كرد و آنهايي كه رفته اند را هم بايد برگرداند.
دكتر فرشاد مومني استاد دانشگاه علامه طباطبايي در ادامه اين نشست با بيان اينكه هميشه مدافع تحقق عدالت اجتماعي در ايران بوده ام ، پرسيد: برنامه دولت براي تحقق عدالت اجتماعي چگونه اجرا مي شود.
وي افزود: سازمان خصوصي سازي در گزارشي مطالعاتي درباره سهام عدالت، 27 چالش در مسير اين سهام مطرح كرده كه جالب توجه است.
در پايان اين جلسه دكتر احمدي نژاد ضمن استقبال مجدد از ارائه نظرات و طرح هاي اجرايي استادان دانشگاه تاكيد كرد: دانشگاهيان بايد براي حل مشكلات كشور راهكارهاي اجرايي ارايه كنند.

رييس جمهور همچنين از دكتر مومني خواست تا نظرات خود را درباره بحث عدالت اجتماعي بطور جداگانه ارايه كند.

نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 ساعت 16:18

سلام من برگشتم رفته بودم مشهد اما برگشتم
===========================
در حالیکه کمتر از دو سال از آغاز به کار دولت نهم می گذرد، نگاهی گذرا و مقایسه ای به عملکرد دولتهای گذشته در این مدت و یادآوری تاریخی مقطع زمانی مشابه در دولت هفتم، خاستگاه برخی طلبکاریهای سیاسی– رسانه ای از دولت نهم در این مدت را آشکار مي سازد.
به گزارش رجانیوز، با گذشت 22 ماه از آغاز به کار دولت نهم، اصلاحات بنیادین اقتصادی در زمينه بيماريهاي ريشه داري چون مساله سوخت، بروکراسی اداری، بودجه، ساختار نظام بانکي و بیمه در كنار ابتكاراتي نظير تصویب بیش از 6000 مصوبه در سفرهای استانی که تا کنون بیش از 70 درصد آن اجرایی شده و همچنین پیشرفتهای گسترده علمی و فناوری در حوزه های دانشگاهی و صنعتی، گوشه ای از پركاريهاي اقتصادی دولتی است که از سوی رهبر انقلاب «پرکارترین دولت پس از انقلاب» نامیده شد. 
این درحالیست که مرور کلی بر کارنامه اقتصادی دولت هفتم در مدت مشابه 2 سال اول، نمایانگر عدم اهتمام دولتمردان وقت به مقوله اقتصاد به عنوان یک اولویت بوده است. این مساله البته هیچگاه مورد مناقشه قرار نگرفت و دولتمردان دولت هفتم خود این امر را می پذیرفتند و آن را از لوازم برقراری دموکراسی در کشور می دانستند.  

«مردم به شعارهای سیاسی خاتمی رای دادند و کسی به وعده های اقتصادی وی توجهی نداشت چرا که رقبای انتخاباتی رئیس جمهور وعده های اقتصادی می دادند نه خاتمی.» این استدلال برخي هم قطاران رئیس دولت هفتم بود.
در مردادماه سال 77 در شرايطي که به دلیل کاهش شدید قیمت نفت و شرایط بد خشکسالی و همچنین آنچه كه مسئولین وقت دولت از آن به عنوان "سر رسيدن موعد بازپرداخت استقراش هاي سنگین خارجی به ارث رسیده از دولت سابق" ياد مي كردند، "طرح ساماندهي اقتصادي"، به عنوان ناجي اقتصاد بحران زده كشور، مطرح شد.
اما دولت وقت که به جای «هیات دولت» از یک «شرکت سهامی سیاسی» که سهامش بین 18 گروه دوم خردادی تقسیم شده بود، برای اداره کشور بهره می جست، به علت اختلافهای 180 درجه ای در دیگاههای متولیان اقتصادی آن، این طرح را که در اثر فرامين و مطالبات مکرر رهبر انقلاب تدوین شده بود، به بایگانی سپرد و البته بعدها مدعی شد اگرچه اجراي اين طرح حتی به مرحله مقدماتي نيز نرسيد اما از آن در تدوین برنامه پنجساله سوم استفاده لازم، شده است.
در این شرایط و در حالیکه خبر ورشکسته شدن پی در پی کارخانجات و شرکتهای دولتی و علی الخصوص بخش خصوصی، نگرانیهای جدی سرمایه گذاران و تولیدکنندگان را برانگیخته بود، در عرصه اقتصادی همچنان درگیریهای تئوریک بین دكتر نجفی(رئیس وقت سازمان برنامه و بودجه) و دكتر نوربخش( رئیس وقت بانک مرکزی) و هر دو مقام مسئول مذكور با دکتر نمازی (وزیر و قت اقتصاد) اجرای طرح ساماندهی را با بن بستهای جدی روبرو کرد.
در این میان رئیس جمهور وقت به عنوان مسئول اصلی حل اختلافات میان اعضای دولت هم تنها به نظاره این اختلافها اکتفا نمود و ترجیح داد بیشتر وقت کاری خود را به سخنرانیهای سیاسی در مورد لزوم برقراری آشتی میان «دین» و «آزادی» اختصاص دهد.
این نقیصه البته امر قابل انکاری نبود و نزدیکترین نیروهای سیاسی و اقتصادی وابسته به خاتمی نيز بر آن صحه گذاشتند. اقراري كه به جهت پرهيز از تضعيف رئيس جمهور، تا مدتها علني نشد اما سرانجام، اين راز سر به مُهر باقي نماند و اظهارنظرهاي پراكنده برخي دولتي ها بر آتش اين تنور افزود.
مرعشی حامی کارگزارانی خاتمی و دولتش، دولت هفتم را از حيث سیاستهای اقتصادی گنگ و مبهم نامید و گفت: بخش اقتصادی دور اول خاتمی، در کنار مرحوم نوربخش، آقای نجفی و آقای نمازی گذاشته شده بود که این نشان می داد که بر دور اول دولت خاتمی، سیاست های روشنی حاکم نبوده است. چرا که اگر بر دولتی سیاست های روشنی حاکم باشد، هرگز نوربخش و نجفی و نمازی را در کنار هم قرار نمی دهند چون اینها قابل ترکیب با هم نیستند. 
نامور حقیقی از دیگر اعضاء حلقه حامیان دولت وقت و از نويسندگان اپوزيسيون فعلي مقيم خارج از كشور، نيز در مصاحبه ای گفت: عملاً خاتمی از نیرویی که جامعه در اختیارش داد برای افزایش تولید استفاده نکرد و نتوانست طرح ساماندهی اقتصادی را با دسترسی به اهداف مشخصی محقق کند...
«یکی از مشکلات آن بود که خاتمی اقتصاد نمی دانست. تا آخر ۸ سال دولت خاتمی، حرکت اقتصادی روشنی هم وجود نداشت. یک روز قرار بود طرح ساماندهی اقتصادی اجرا کنیم اما فردایش می دیدیم که اقتصاددانهای "نهادگرا" از دانشگاه علامه در دولت جمع می شدند. البته خب معلوم است که آخرش هم باید اینطور می شد!» این بخشي از اظهارات يك مدیر ارشد اقتصادی دولت خاتمی در سالهای 76 تا 84، در گفتگو با خبرنگاران است.
و ...
از سوی دیگر در عرصه های دیگرهم فضای سیاست زده کشور که با سفارشهای تئوری پردازان جنگ روانی غرب و پیگیری مسوولین ارشد دولتی، در کشور مو به مو پیاده و اجرا می شد سبب شده بود تا فضای علمی در دانشگاهها در اثر سیادت غوغاسالاری های سیاسی به محاق رود. 
این فضای سیاست زده که علم و اقتصاد را در ذهن مسوولین دولتی به حاشیه رانده بود، البته زودگذر هم نبود ودستکم تا پایان سال 78 و ماههای ابتدایی سال 79 تداوم یافت.
بدین ترتیب تنها فعالیت جدی اقتصادی دولت هفتم که قرار بود در قالب طرح ساماندهی، تجلی یافته و اجرا شود در حد تبلیغ و بیان باقی ماند و علیرغم برقراری حالت رکود اقتصادی و به تبع آن، افزایش نرخ بیکاری در کشور، نرخ تورم نيز در این سه سال به طور متوسط سالیانه دو درصد افزایش یافت (در سال 76، 3/17 درصد، در سال 77، 1/18 درصد و در سال 78، 1/20 درصد). این یعنی برقراری تورم رکودی در کشوربحران زده ای که البته عناصر اقتصادی دولت آن سرگرم بیان اختلافات تئوریک بودند و مسوولین سیاسی اش هم مشغول یافتن راههایی برای سکولاریزه کردن نظام، فشار از پایین و چانه زنی از بالا، تحکیم غوغاهای سیاسی برفضای دانشگاهها، ایجاد حاکمیت دوگانه و..

نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
سه شنبه نوزدهم تیر 1386 ساعت 16:36

یهودیان ایرانی علیرغم تبلیغات و وعده های مالی کلان رسانه ها و مقامات صهیونیست حاضر نیستند کشور ایران را ترک کنند.
 روزنامه صهیونیستی معاريو در گزارش مفصلی که آن را به وضعیت یهودیان ایرانی اختصاص داده بود نوشت: اسرائيل20 هزار يهودي مقيم ايران را تشويق مي كند تا فورا از ايران به اسرائيل مهاجرت كنند و براي اين منظور مشوقهاي مالي  هنگفتي براي آنان در نظرگرفته است.
این روزنامه که به زبان عبری و در تل آویو  منتشر می شود ،در ادامه در باره وعده های مالی رژیم صهیونیستی به یهودیان ایرانی نوشت: اسرائيل به هر يهودي پنچ هزار دلار آمريكا خواهد پرداخت.علاوه بر این يهوديان متمول نيز به هر خانواده اي كه به اسرائيل سفر كند هزاران دلار پرداخت خواهند كرد.
معاریو تاکید کرد که این کمکها تنها به یهودیان ایرانی اختصاص دارد و یهودیان سایر کشورها در صورت مهاجرت،تنها از کمکهای مالی عادی برخوردار خواهند شد. 
این روزنامه در ادامه گزارش خود ،پس از آنکه وعده های کلان رژیم صهیونیستی به یهودیان ایرانی الاصل مهاجر به فلسطین اشغالی را برشمرد،تاکید نمود: اما در عین حال يهوديان ايران چندان اشتياقی به خروج از ميهن خود ندارند و ترجيح مي دهند که با فرهنگ ايرانی و در کنارهم ميهنان مسلمان خود زندگی کنند و زندگی در ايران را به رفتن به اسراییل برتری مي دهند. 
معاريو می نویسد: یهودیان ایرانی نان سنگک و لواش ايرانی و سلام وعليک روزانه با همسايگان مسلمان را حتی بر زندگی در کشوری ديگر ترجيح مي دهند. آنان در مدارس ويژه خود زبان عبری را نيز می آموزند و کنيساهای يهوديان ايران نيز آزادانه به فعاليت ادامه می دهند. 
این روزنامه صهیونیستی،در ادامه به سخنان یهودیان ایران که با خبرنگار معاریو مصاحبه کرده اند استناد می کند و می نویسد: در سال های اخير شمار زيادی از يهوديان ايرانی نيزکه اکنون سال هاست در ايالات متحده زندگی مي کنند، برای بازديد از وطن خود آزادانه به ايران سفر کرده اند و کسی مزاحم آنها نشده وسپس با سهولت، به محل کار و زندگی خود در آمريکا بازگشته اند. 
معاریو در پایان گزارش مفصل خود پس از آنکه به دلبستگی یهودیان ایرانی به کشورشان اذعان می کند، می نویسد: يهوديان ايران اکنون بيش از ۲۸ سال است که در پی روی کار آمدن جمهوری اسلامی، مرتبا توصيه هایی از خارج دریافت می کنند مبنی بر اينکه اگر در ايران بمانند ممکن است با خطراتی روبرو شوند و وضع زندگيشان بد شود، اما در صحنه عمل، اين پيش بيني ها بر عکس از آب در آمده و وضع زندگی يهوديان باقيمانده درايران همواره سير صعودی داشته و از نظر مالی با امکانات بهتری روبرو شده اند.

نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
سه شنبه نوزدهم تیر 1386 ساعت 16:28

بيش از 5 هزار نفر از طلاب حوزه علميه قم با امضا طوماري خطاب به جامعه مدرسين حوزه علميه قم و دادگاه ويژه روحانيت، خواستار واكنش اين 2 نهاد نسبت به بدعت گزاري سيد محمد خاتمي در مصافحه با زنان نامحرم شدند.
در اين طومار كه پس از نماز جماعت مدرسه فيضيه در معرض امضاء طلاب قرار گرفته است، با اشاره به نقش ويژه و بازدارنده علماي شيعه در طول تاريخ اسلام در مقابل انحرافات و بدعت ها، افزوده شده است: «تاريخ اسلام گواهي مي‌دهد كه علماء شيعه در هر زمان با بصيرت، غيرت و اقدامات مناسب معارف ناب اهل‌بيت را پاسداري نموده و در مقابل اهل تحريف، بدعت‌گذاران و نفوذي‌ها با كمال اقتدار ايستادگي نمودند چرا كه آنان خطر نوكران شيطان در لباس روحانيت را به خوبي درك كرده بودند. در چند دهه‌ي گذشته اگر بخواهيم تشكلي كارشناس و شجاع و مبارز را نام ببريم، بهترين مصداق آن جامعه مدرسين و فقهاي آگاه آن بوده است. اكنون اين مجموعه‌ي پربركت بايستي به وظيفه‌ي ديني و انقلابي خويش بيش از پيش عمل نموده و حساسيت لازم را نسبت به انحراف‌ها و توهين‌ها به احكام و فقه مقدس اسلامي نشان دهد.»
امضا كنندگان اين طومار همچنين دست‌دادن خاتمي با چند زن و دختر ايتاليايي و نشستن تنگاتنگ و تقريباً مماس با خبرنگار زن به نحو بسيار زننده و نيز فشردن بازوي دختر جوان ايراني و... را وهني مسلم و بدعتي آشكار تلقي كرده اند.
در اين طومار به اظهار نظرهاي برخي افراد همچون فاضل ميبدي (از جايگاه يك اسلام‌شناس) در توجيه رفتارهاي خاتمي نيز اشاره و خطاب به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، افزوده شده است:«اكنون مردم مسلمان و حوزه‌هاي علميه در انتظار واكنش علني و مقتدارنه از جامعه محترم مدرسين هستند. آيا وقت آن نرسيده كه جامعه‌ي مدرسين از دادگاه ويژه و مدعي‌العموم بخواهند تا در قبال اين مسائل كه وهن مسلم به جامعه روحانيت و بدعت آشكار در دين اسلام است به وظيفه خود عمل كند؟»
در بخش ديگري از اين طومار خطاب به دادگاه ويژه روحانيت آمده است: «همانگونه كه مستحضريد دادگاه ويژه روحانيت از سوي حضرت امام (ره) در جهت حفظ شأن و جايگاه روحانيت و مبارزه با منحرفان و افراد فاسدي كه در اين لباس به دين و ارزش‌ها خيانت مي‌كنند، تأسيس شده است، اين حركت در برهه‌اي توانسته است با افراد فاسدي چون يوسفي اشكوري و عبدالله نوري و... برخورد مناسبي داشته باشد ولي مع‌الاسف مدتي است كه نسبت به انحرافات و بدعت‌ها سكوت كرده و هيچ اقدامي صورت نمي‌دهد. براستي دادگاه ويژه در برابر بدعت‌گزاران در دين وظيفه‌اي ندارد؟»
اين طومار در ادامه به مصاديقي كه از دادگاه ويژه نسبت به آنها واكنشي نشان نداده اشاره كرده است: «آيا مقاله محسن كديور با عنوان «اسلام تاريخي و اسلام معاصر» كه در دانشگاه مفيد قم ارائه شد و صريحاً اعلاميه حقوق بشر مبتني بر الحاد را بر اسلام برخاسته از كتاب و سنت، ارجح و به عقل و عدالت نزديك‌تر دانست!! توهين به اسلام و معارف اهل بيت‌ عليهم‌السلام نيست؟
آيا مقالات فاضل ميبدي در روزنامه‌هاي مدعي اصلاح‌طلبي مبني بر اينكه تاريخ مصرف برخي احكام اسلام تمام شده! از جمله مقاله‌ي اخير وي در روزنامه هم‌ميهن با عنوان جواز «مسأله دست‌دادن با نامحرم» تحريف و بدعت نيست؟!
آيا دادگاه نسبت به دست‌دادن آقاي خاتمي با چهار زن نيمه‌عريان ايتاليايي در سفر اخير به ايتاليا و فشردن بازوي يك دختر ايراني وظيفه‌اي ندارد؟ و آيا اين گونه تحركات، وهن به روحانيت و اسلام نيست و دادگاه نمي‌بايست در قبال هتك حيثيت اسلام، تشيّع، لباس مقدس روحانيت واكنش نشان دهد؟ آيا مدعي‌العموم براي گروهي خاص مصونيّت قائل است؟!
امضاكنندگان اين طومار در پايان، با ابراز تنفر از اقدامات خاتمي، حداقل برخورد را تعزير و خلع دائم لباس روحانيت دانسته و به مسئولين دادگاه ويژه روحانيت هشدار داده اند كه در صورت تقصير و كوتاهي در محضر دادگاه الهي مي‌بايست پاسخگو باشند.
گفتني است گروهي از نمايندگان طلاب امضاكننده اين نامه قصد دارند، طي روزهاي آينده طومارهاي امضاشده را به جامعه مدرسين و دادگاه ويژه روحانيت تقديم كنند.
پيش از اين نيز تعدادي از طلاب مشهد با تجمع مقابل دادگاه ويژه روحانيت خواستار رسيدگي به موارد منتسب به خاتمي و برخورد با وي شده بودند.

نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
سه شنبه نوزدهم تیر 1386 ساعت 16:27

كريم سجادپور از اعضاي موسسه صلح بين المللي كارنگي در مقاله مفصلي كه روز يكشنبه در سايت اين موسسه منتشر شد، خواهان مذاكره آمريكا و ايران شده و تاكيد كرده كه تهران با تهديدهاي كنوني عقب نشيني نمي كند.
سجادپور از نزديكان محمد جواد ظريف است كه گاهي اوقات اظهارات عجولانه اش، براي وي دردسرساز مي شود. سجادپور چندي پيش گفته بود: گنجي محبوب ترين شخصيت 30 سال اخير ايران است!
وي محل مشورت بسايري از سياستمداران ارشد آمريكاست به گونه اي از اعضاي ثابت جلسات استماع كنگره آمريكا درباره ايران به حساب مي آيد. 
در سايت اينترنتي موسسه كارنگي عنوان شده سجادپور پس از آنكه چهار سال به عنوان تحليلگر ارشد ايران در گروه بحران بين المللي مستقر در تهران و واشنگتن فعاليت كرد، به موسسه كارنگي پيوست.
سجادپور همچنين به صورت دايم در برنامه هاي راديويي و تلويزيوني بي بي سي، شبكه سي ان ان، راديو ملي آمريكا و شبكه شركت مي كند و براي نشريات واشنگتن پست، نيويورك تايمز، اينترنشنال هرالد تريبون و نيو ريپابليك مطالبي را منتشر كرده است.
سجادپور در دوران اصلاحات بسيار علاقه دارد تا به دلالي روابط ايران و آمريكا ب‍ردازد اما با انتخاب احمدي نژاد اميدهاي وي نقش بر آب شد. وي روز 4 تير 84 اظهار داشت: نتايج انتخابات، در روابط ايران و آمريكا را مى بندد و محمود احمدى نژاد بر سر مسائل هسته اى احتمالاً به گونه اى ديگر عمل مى كند!
مقاله اخير سجادپور به خوبي عقايد يكي از مهم ترين لابي هاي اصلاح طلبان در آمريكا را نشان مي دهد.
خلاصه ای از مقاله در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
سه شنبه نوزدهم تیر 1386 ساعت 16:23
نيروهاي اسرائيلي و تفنگدارن دريايي آمريكا براي آموزش سناريو جنگ در داخل روستاها و شهرهاي كشورهاي عربي و حمله به مساجد اسلامي و منازل مسكوني، آموزش مي بينند. 
پايگاه اينترنتي اسلام آن لاين روز شنبه گزارش داد: آموزش اين نيروها كه در مراكز آموزشي پيشرفته در صحراي نقب دراسرائيل و با تامين مالي واشنگتن صورت مي گيرد، اولين نوع از اين آموزش ها به شمار مي آيد. 
روزنامه مارين كوربس تايمز ارگان تفنگداران دريايي آمريكا نوشت : واحد مهندسي ارتش اسرائيل، شهري شبيه شهرهاي عربي به نام شهرك سيتي و يا مركز ملي آموزش ملي احداث كرده كه امكان تغيير آن به شكل شهرهاي مورد هدف وجود دارد. 
بخش زيادي از هزينه مالي احداث اين شهرك از كمك نظامي آمريكا به اسرائيل تامين شده و شامل 1100 ماكت اصلي است كه امكان اصلاح و تغيير آن براساس نقشه هاي عمليات به شكل شهرهاي مورد نظر به ويژه غزه و يا شهرهاي لبنان، كرانه غربي رود اردن و سوريه و سپس فراهم كردن نقشه اشغال آن وجود دارد. 
سرهنگ عوزي موسكوويتچ فرمانده مركز ملي آموزش شهري اسرائيل گفت: شهرك سيتي ميزبان يگان هاي ارتش آمريكا و تفنگداران دريايي آن خواهد بود و اين نيروها قبل از اعزام به عراق دراين شهرك آموزش مي بينند. 
عوزي گفت :اين اقدام با همكاري ارتش آمريكا صورت مي گيرد و هدف ما اين است كه به مركز ارشمند اطلاعاتي تبديل شويم كه متحدان آمريكايي و ساير دوستانمان از آن استفاده خواهند كرد. 
روزنامه مارين كوربس تايمز، در مورد موقعيت شهرك سيتي نوشت: اين شهرك در يك پايگاه آموزشي در فاصله اي كمتر از نه مايلي شرق رفح واقع در جنوب غزه قرار دارد و اين شهرك به طور طبيعي شبيه سواحل شني فلسطين است. 
به گفته اين مسوول اسرائيلي از آنجا كه لبنان و سوريه در راس تهديد كنوني قرار دارند واحد مهندسي ارتش اسرائيل در صدد است اين منطقه را به آنچه ارتش اسرائيل سرزمين حزب الله مي خواند تغيير دهد. عوزي افزود: ما از امكانات لازم براي ايجاد ماكت واقعي كه به احتمال زياد در آن مبارزه خواهيم كرد برخوردار هستيم. 
طراحان و برنامه ريزان ارتش اسرائيل در صددند بخش زيادي از اين شهرك را به شكل منطقه بنت جبيل لبنان تغيير دهند، شهري كه در برابر ارتش اسرائيل مقاومت كرد و موجب شد در جريان حمله به لبنان در تابستان گذشته بهاي آن را با از دست دادن تعداد زيادي از نيروهاي زميني خود بپردازد.
يكي از مسوولان دست اندركار امور بودجه اسرائيل در مورد هزينه احداث اين شهرك گفت كه كه هزينه كلي اين پروژه به45 ميليون دلار رسيد. 
به گفته وي، آموزش يك هفته اي در اين شهرك هزاران دلار هزينه دارد و آموزش هاي اصلي در مركز آموزش آمادگي هاي مشترك، ميليون ها دلار هزينه مي برد. 
عوزي موسكو ويتچ كه رياست ارتش در غزه را بر عهده دارد گفت: در مورد هزينه اين عمليات در مقايسه با كيفيت آن بايد گفت كه اين بهترين سرمايه گذاري ارتش اسرائيل در ده سال گذشته است.

نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
سه شنبه نوزدهم تیر 1386 ساعت 16:20

مصوبه شب گذشته شوراي عالي اداري كه با اتفاق آرا سازمان مديريت و برنامه ريزي را در نهاد رياست جمهوري ادغام كرد، با استقبال كارشناسان مستقل روبرو شده است.
جمشید اثنی عشری کارشناس خبره سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی مصوبه شورای عالی اداری مبنی بر تغییر عنوان سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور به «معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهوری» را تصمیم علمی، قانونی، شجاعانه و در راستای بومی سازی فرآیند برنامه‌ریزی و افزایش توان نظارتی دولت دانست. 
جمشید اثنی عشری در گفتگو با مهر در ابتدا به تاریخچه تشکیل سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی در کشور اشاره کرد و گفت: در سال 1316 شورای اقتصادی کشور به منظور هماهنگ کرن فعالیت‌های عمرانی در کشور ایجاد شد. سپس در مرداد 1325 هیئت وزیران نقشه اصلاحی و عمرانی کشور را به تصویب رساند.
وی ادامه داد: در مهر سال 1327 هیئت عالی برنامه برای اجرای برنامه‌های عمرانی ایجاد شد و در 26 بهمن 1327 تشکیل سازمان برنامه شکل گرفت.
این کارشناس خبره سازمان مدیریت و برنامه ریزی تصریح کرد: همچنین در سال 1351  سازمان برنامه به سازمان برنامه و بودجه تغییر نام داد. پس از 6 برابر شدن درآمدهای نفتی در سال 1352 نیز یک بانک ( بانک عمران) در سازمان برنامه و بودجه ایجاد شد که پس از افزایش دوباره قیمت نفت، مشابه آن در دولت گذشته با عنوان صندوق ذخیره ارزی شکل گرفت.
وی خاطرنشان کرد: با اتمام جنگ تحمیلی، تدوین برنامه کوتاه مدت ( بودجه سالیانه)، تدوین برنامه میان مدت ( برنامه پنج ساله توسعه ) و تدوین برنامه بلند مدت ( چشم انداز 20 ساله نظام) هم به سازمان برنامه و بودجه واگذار شد.
اثنی عشری معتقد است که اهداف مورد نظر در سه برنامه اول پنج ساله توسعه کشور محقق نشده است. به گفته وی در این باره دو نظریه وجود دارد؛ یکی اینکه نظام اجرایی توان این کار را نداشته است. نظریه دوم هم بر این تاکید دارد که برنامه ریزی انتزاعی ( به دور از واقعیت‌ها) بوده است.
وی با تاکید بر اینکه برنامه‌ریزی در کشور باید "بومی" شود، اظهارداشت: نمی توان در تهران نشست و بودجه یک استان محروم کشور را تصویب کرد؛ متاسفانه این کار در دولت‌های قبل مشاهده می‌شد. به عبارت دیگر، اساسا در دنیای امروز برنامه‌ریزی کشورها به ستادهای کوچک، قوی، چالاک و دارای قابلیت‌های بومی سازی واگذار شده است.
اثنی عشری الحاق سازمان مدیریت استانی به استداری‌ها، واگذاری پرداخت حقوق کارکنان دولت از سازمان مدیریت به وزارت اقتصاد و تغییر عنوان سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور به «معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهوری» را در راستای تمرکززدایی ، ایجاد تحول و قوی‌تری شدن بحث نظارت و در نهایت تحقق برنامه‌های دولت نهم ارزیابی کرد.
وی مصوبه شورای عالی اداری را علمی و قانونی دانست و گفت: متاسفانه تاکنون سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی با ماموریت 60 سال قبل خود به جلو پیش می‌رفت ولی با مصوبه اخیر این شورا، علاوه بر حفظ شان برنامه ریزی، شان نظارتی سازمان نیز قوی‌تر از گذشته خواهد شد.
وی افزود: هر سازمانی یک مدلی تحت عنوان تعالی سازمانی دارد که در آن از آغاز رشد تا نقطه ماکزیمم آن مورد توجه قرار می گیرد؛ سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی در شرایط فعلی از نقطه ماکزیمم عبور کرده و در حال افول بود که خوشبختانه با تصمیم اخیر شورای عالی اداری با تغییر ماموریت‌های سازمان، راهبردها نیز براساس اهداف دولت نهم تنظیم شد.
این کارشناس خبره سازمان مدیریت و برنامه ریزی با بیان اینکه این سازمان در گذشته گلوگاه صدور مجوز بود، گفت: دولت نهم در تلاش است تا این گلوگاه را حذف کند. همچنین تصدی‌گر‌ی‌های اضافه سازمان مدیریت نیز با مصوبه شورای عالی اداری حذف و این سازمان چالاک‌تر می‌شود.
وی در پایان گفت: این مصوبه توان برنامه ریزی و بودجه‌نویسی دستگاه‌ها نیز که در انحصار سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی بود را افزایش می‌دهد.
 

معاونت برنامه‌ريزي و نظارت راهبردي رئيس جمهوري بودجه سالانه را نتظيم مي كند 

عضو شوراي عالي اداري گفت: «معاونت برنامه‌ريزي و نظارت راهبردي رئيس جمهوري» كه تغيير نام يافته سازمان سابق مديريت و برنامه‌ريزي است، همچنان وظيفه تنظيم بودجه ساليانه كشور را برعهده دارد.  بودجه‌ريزي زير نظر وزارت اقتصاد قرار نمي‌گيرد زيرا تنظيم بودجه يك برنامه استراتژيك يك ساله است. 
محمدباقر بهرامي همچنين اظهار داشت: براساس قانون اساسي امور اداري، برنامه و بودجه ريزي با رئيس جمهور است در هر قالبي كه باشد. كارهاي نظارت و برنامه ريزي كلان راهبردي هستند و به برنامه ريزي كوچك و متوسط برنامه ريزي راهبردي گفته نمي‌شود. بهتر است برنامه ريزي و نظارت بخشهاي خردتر از همان اول به وزارتخانه‌ها داده شود و برنامه ريزي و نظارت در بخشهاي كلان به معاونت برنامه ريزي و نظارت راهبردي سپرده شود. 
وي از ايجاد يك معاونت ديگر به نام "معاونت مديريت توسعه منابع انساني " در جلسه شوراي عالي اداري خبر داد و افزود: اين معاونت نيز زير نظر رئيس جمهور است.
بهرامي در پاسخ به اين سوال كه مسوول معاونت مديريت توسعه منابع انساني چه كسي است؛ گفت: هنوز مشخص نيست.اين بخش يك معاونت ستادي است.
عضو شوراي عالي اداري با اشاره به تشكيل اين دو معاونت گفت: معاونت برنامه ريزي و نظارت راهبردي رئيس جمهوري همان سازمان سابق برنامه و بودجه و معاونت مديريت توسعه منابع انساني نيز همان سازمان سابق امور استخدامي است با اين تفاوت كه اين دو معاونت مسائل را در سطح كلان مي‌نگرند و برنامه ريزيهاي جزئي و كوچك نيز به وزارتخانه‌ها، كميته‌ها و كميسيونهاي رياست جمهوري داده مي‌ش

نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  

دوشنبه هجدهم تیر 1386 ساعت 12:52
وقتي بي‌بي‌سي "غيرتي" مي‌شود

شبكه خبري بي.بي.سي روز شنبه درمطلبي تحريك آميز با عنوان "اندر حكايت غيرت گم گشته" مردان ايراني را به ايستادگي در برابر ماموران انتظامي كه با مظاهر بد حجابي برخورد مي‌كنند فراخواند.
درگزارش بي.بي.سي با اشاره به اينكه در قديم مردها و جوان‌هاي تهراني به تعصب و ناموس پرستي شهرت داشتند، با اشاره به اينكه در طرح برخورد با مظاهر بد حجابي هم با ناموس مردم بد برخورد مي‌شود با لحني كاملا آشوب طلبانه آمده است:"در عجبم مرد تهراني كه روزگاري دركوچه پس كوچه‌هاي شهر، محله را بر سر متلكي و شيطنتي به آشوب مي‌كشيد، چگونه محله را به هم نمي زند"!!
بي بي‌سي پارا فراتر گذاشته و اقدام به صدور فتوا نموده :" امروز بر سر ناموس سيلي خوردن و لگد خوردن نه تنها جرم نيست كه وظيفه است و واجب."


*****


فاجعه‌اي كه تندروهاي آمريكايي از آن نگرانند

آمريكا از چه موضوعي نسبت به ايران اسلامي نگرانند؟ اين محور تحليل شبكه خبري فاكس نيوز وابسته به وزارت دفاع آمريكا است كه بر اظهارات سناتور ضد ايراني جوزف ليبرمن ارائه شده است. اين شبكه تلويزيوني آمريكايي به نقل اي ليبرمن درباره‌آنچه كه جنگ پنهان ايران و آمريكا خوانده بود گفت هدف تهران همانند دهه هشتاد بيرون راندن آمريكا از منطقه خاورميانه است. فاكس نيوز سپس محوري‌ترين نقطه نگراني آمريكا از ايران اسلامي را چنين تشريح مي كند: جهان مي‌داند كه عقب نشيني آن هم در شرايط كنوني پيام واضحي به سراسر منطقه مي‌فرستد مبني بر اينكه ايران در حال قدرت گرفتن است و آمريكا در حال فرار است اين وضعيت براي منطقه و آمريكا فاجعه خواهد بود.


****


افزايش سهم دوم خردادي‌ها از مديريت شهري

اعضاي دوم خردادي شوراي سوم اسلامي شهرتهران كه معتقدند نقش بسزايي در انتخاب شهردار در دور جديد داشتند، اكنون خواهان سهم بيشتري در مديريت شهري تهران هستند. پس از انتخاب شهردار تهران صحبت‌هايي در خصوص وعده به دوم خردادي‌ها براي سپردن اداره مناطقي از شهرداري و نيز بخش‌هايي از سازمان فرهنگي و هنري شهرداري به آنها شد كه تاكنون شهردار دو منطقه تهران و نيز معاون يكي از اين مناطق با نظر اعضاي دو خردادي شورا انتخاب شده و براساس شنيده‌ها تا ‪ ۱۵‬مرداد ماه شهرداران سه منطقه ديگر تهران نيز با پيشنهاد اين افراد منصوب خواهند شد.


*****


ادعاي منابع صهيونيستي درباره ربودن "عليرضا عسگري" توسط آمريكا

روزنامه صهيونيستي ""يديعوت آحارنوت" ادعا كرد: "عليرضا عسگري" بازنشسته وزارت دفاع ايران كه چندي پيش در تركيه مفقود شده در نقطه اي امن در آمريكا زير حفاظت ماموران اطلاعاتي اين كشور نگهداري مي‌شود.
پيش از اين نيز گزارش‌هايي درباره ربوده شدن اين تبعه ايراني توسط سرويس‌هاي جاسوسي اسرائيل و آمريكا و با همكاري سرويس امنيتي تركيه منتشر شده بود. روزنامه صهيونيستي ادعا كرده است كه عسكري اطلاعاتي درباره برنامه هسته‌اي ايران در اختيار داشته است.


*****
انهدام چند تيم عملياتي گروه تروريستي پژاك

سركرده دوازده تيم عملياتي گروه تروريستي پژاك به نام اميد خان كه توسط كشورهاي اروپايي و آمريكا براي ايجاد نا امني در مرزهاي شمال غرب كشور حمايت مي‌شود درمنطقه مرزي شمال غرب كشته شد. در اين عمليات چهار نفر از همراهان اين سركرده گروه تروريستي توسط نيروهاي نظامي جمهوري اسلامي دستگير شدند.
در عمليات جداگانه‌اي در منطقه مريوان نيز مسوول هدايت تيم‌هاي تسليح اين گروهك در منطقه كردستان ايران دستگير شدهاست. همچنين در عمليات نيروهاي اطلاعاتي سپاه شمال‌غرب يكي از اشرار با سابقه و از كادرهاي اصلي گروهك پژاك در حوالي بانه به هلاكت رسيد. وي داراي ‪ ۱۷‬سال سابقه همكاري با گروهك‌هاي تروريستي بوده و در هدايت تيم‌هاي مسلح گروهك پژاك در منطقه، شناسايي مقرهاي طرفداران نظام، ايجاد رعب و وحشت و هدايت و رهبري اعضا در منطقه پژاك نقش موثر و فعالي داشته است.


*****


گزارش ويژه
تلاش‌هاي دوجانبه براي پرتو افكني بر پشت صحنه جناح‌هاي سياسي كشور
اگرچه رقابت‌هاي انتخاباتي مجلس هشتم عملا در حوزه تبليغات جناح‌هاي سياسي آغاز شده و رسانه‌هاي دو طرف هم با تحليل و تفسير بدان دامن مي زنند، اما تلاش هر دو جناح سياسي جبهه اصولگرايان و جبهه دوم خرداد براي پنهان نگهداشتن هسته‌هاي تصميم گير خودي و افشاي تيم تصميم ساز جناح مقابل شدت يافته است به همين دليل بازار شايعه و تكذيب درباره تركيب هسته‌هاي تصميم گير هردو جبهه سياسي گرم است.
در حالي كه برخي سايت‌هاي خبري و روزنامه‌ها از "حبيب الله بي‌طرف" وزير سابق نيرو در دولت هشتم به عنوان رييس مجمع مشورتي جبهه دوم خرداد كه گفته مي‌شود با محوريت "سيدمحمد خاتمي" شكل گرفته و نقش مشورتي و هدايت جبهه دوم خرداد در انتخابات را دارد، ياد كرده اند، وي در پاسخ به سوالی ‬مبني بر تشكيل اين مجمع گفته است كه چنين شورايي هيچگاه تشكيل نشده و من نيز رياست چنين شورايي را به عهده ندارم.
گفته مي‌شود موسوي لاري، محمد سلامتي، مجيد انصاري، صفدر حسيني، صفايي فراهاني، مرتضي حاجي، جبيب اله بي‌طرف، اشرف بروجردي، شهربانو اماني، حسين مرعشي، حسين كمالي، مهدي صحرائيان، رسولي، مهدي عليخاني، محمدرضا ظفرقندي، مرتضي مبلغ، زماني، رضا نوروززاده، جواد اطاعت احمد بورقاني، هادي خانيكي و محسن امين زاده از جمله كساني هستند كه گفته مي‌شود در اين مجمع حضور دارند.
در جناح اصولگرايان نيز نقطه نظرات مختلفي درباره اعضاي شوراي مركزي جبهه متحد اصولگرايان مطرح مي‌شود. در حالي كه يك منبع موثق در گفت و گو با خبرنگار "خبرهاي ‪ "۱۶‬خبر يكي از سايت‌هاي خبري درمورد حضور آيت الله مهدوي كني و آيت الله سيداحمد خاتمي و آقايان ناطق نوري، مصباحي مقدم و سيدمهدي طباطبايي ، به عنوان پنج نفر مرضي الاطراف اصولگرايان را تكذيب مي كند، گزارش ديگري از حضور چهره‌هايي مانند حجت‌الاسلام والمسلمين " محمد حسن ابوترابي فرد" و حجت‌الاسلام و المسلمين "آشتياني"، "علي اكبر ولايتي" در تركيب شوراي مركزي جبهه متحد اصولگرايان ياد مي‌كنند.
شهاب‌الدين صدر، اسدالله بادامچيان، صادق محصولي، حيدر مصلحي، حسين فدايي و عليرضا زاكاني، شش نفر اوليه ايست كه نامشان در فهرست شوراي مركزي اصولگرايان اعلام شده است.
گفتني است حضور آقايان حداد عادل، باهنر و عسكر اولادي كه پيش از اين گفته مي‌شد عضو شوراي مذكور خواهند بود منتفي اعلام شده است
نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه هجدهم تیر 1386 ساعت 1:45
همزمان با سفر سيد محمد خاتمي به شيراز کانون جوانان سعدي شيراز بيانيه اي با طرح چند سئوال و نکته در روز سخنراني بين مردم پخش کرد.

متن کامل اين نامه به اين شرح مي باشد:



جناب آقاي خاتمي !

حضورتان را به شيراز خير مقدم عرض نموده، به عنوان مجمع جوان پر شور با توجه به جهان گردي حضرتعالي که گويا درصدديد در داخل آنرا به سفرهاي استاني تبديل کنيد، به منظور «شفاف سازي» ،«دانستن حق شهروندي است»،«جامعه مدني»،«رعايت حقوق مخالف» و امثالها،سئوالات و شبهاتي داريم که به طرق ممکن درخواست داريم پاسخهاي آنرا با صداقت و رعايت امانت ارائه،تا آگاهي يابيم.و انشا الله پاسخ آنرا در سايت حضرت عالي يا موسسه باران دريافت خواهيم کرد.

1-اسناد و مدارک موجود در سايتها و نشريات داخلي و خارجي نشان مي دهد، ويزاي سفر شما به آمريکا را شخصا جرج بوش رئيس جمهور آمريکا امضا نموده و در برابر اعتراض جمعي از آمريکائيان اعلام کرده (اجازه سفر آزاد در آمريکا به خاتمي داده شده تا صدائي غير از صداي مسئولين جمهوري اسلامي ايران را بشنويم) مگر شما چه مواضعي داريد که آمريکائيها از آن مواضع که مغاير با مواضع رسمي نظام اسلامي است قصد بهره برداري دارند؟ آيا در سفر به آمريکا توجه اي به منافع، امنيت و مواضع رسمي نظام اسلامي صورت گرفت؟و قتي سران آمريکا از شما تجليل مي نمايندُ ما پيروان معمار انقلاب اسلامي ايران امام خميني (ره) که فرمودند:آن روزي که آمريکا از ما تعريف کند بايد عزا گرفت -آنهايي که خواب آمريکا را مي بينندخدا بيدارشان کند)چگونه بايد تعريف و تمجيد آمريکا از شما را قبول و توجيه نمائيم؟
2-در سطح کشور مطرح است ،بخشي از امکانات منقول و غير منقول مرکز گفتگوي تمدنها در زمان مهاجراني که اينک ساکن لندن شده ،به موسسه باران انتقال يافته و از آنها براي سفرهاي خارجي بهره مي بريد،آيا اين موضوع صحت دارد؟ا گر خير ،اجازه ميدهيد قوه قضائيه ليست اموال موسسه باران را تهيه و منابع تامين آنرا مشخص و به صورت رسمي مطرح نمايد؟
3-در عصر اصلاحات ،سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي با حمايت هاشم آقاجاري که به هتک حرمت مقدسات و اسلام پرداخته بود مطرود حوزه هاي علميه قم،شده،حضرت آيت الله مشکيني به نمايندگي از جامعه مدرسين حوزه علميه قم،سازمان مجاهدين را نامشروع و همکاري با آنها را منع نموده است،. همکاري نزديک شما با سران و دبير کل سازمان نامشروع انقلاب اسلامي بعنوان يک روحاني چه توجيهي مي تواند داشته باشد؟اصلا جامعه مدرسين حوزه علميه قم را بعنوان يک نهاد رسمي روحانيت به رسميت مي شناسيد؟ اگر آري چه اندازه از موضع آنها نسبت به سازمان نامشروع انقلاب اسلامي حمايت مي کنيد؟
4-آيا احساس نياز نمي کنيد ،مواضع فرهنگي و ديني خود را به چند نفر از فضلاي حوزه علميه قم ارائه تا صحت آنها و تطبيق آن با اسلام ناب محمدي(ص)تبيين تا در سفرهاي خارجي پاسدار اسلام ناب محمدي(ص) باشيد؟
5-پس از گذشت دو سال از دولت نهم ،هنوز حجه الاسلام کروبي از اعتماد ملي و حسين مرعشي از کارگزاران سازندگي در آخرين مواضع اعلام شده خويش ،انتخابات نهم را مخدوش جلوه داده ،کروبي خود را ذي حق رياست جمهوري و مرعشي هاشميرفسنجاني را ذي حق مي داند.با توجه به اينکه مسئوليت انتخابات رياست جمهوري با دولت شما بوده چه پاسخي در برابر شايعات و شبهات داريد؟ آيا احساس نمي کنيد آن عزيزان هنوز بوئي از قانونگرائي نبردند ؟
6-اصلاح طلبان تندرويي که شعار نافرماني مدني سر مي دادند و با تحصن در مجلس ششم آب به آسياب دشمن ريختند،فاجعه دانشگاه تهران را دامن زدند، اصلاحات را بي سر معرفي کردند ،قصد پياده کردن شما از قطار اصلاحات داشتند، شعار فتح سنگر به سنگر و فشار از پائين و چانه زني از بالا را عملياتي ساختند ، به مقدسات مردم پشت کرده ، توهين نمودند ، علي رغم آن همه جفا وستم بر شما ، اينک در آستانه انتخابات مجلس هشتم درصدد هستند، از شخصيت شما بازهم همچون نردباني بالا روند، آيا اجازه مي دهيد با آنهمه جفا و ستم بر شما و اسلام ،انقلاب ،نظام و ارزشها باز هم از وجودتان بهره برداري سياسي کنند؟
7- آيا همچنان تهاجم فرهنگي را توهم مي پنداريد يا با جهانگردي و ايرانگردي به اين نتيجه رسيده ايد که تهاجم فرهنگي حقيقت دارد؟ اگر جواب مثبت است حالا چه راهکارهايي را براي مقابله پيشنهاد مي دهيد؟
8-آيا حضرتعالي سيادت را مبناي شايسته سالاري ميدانيد؟ اگر خير، شايسته سالاري چه معيارهاي دارد؟ و چرا اجازه مي دهيد اصلاح طلبان از سيادت شما سو استفاده نمايند؟
9- در سطح کشور مطرح است از کاخ رياست جمهوري و امکانات موجود آن همچنان استفاده ميکنيد، به منظور شبهه زدايي تقاضا مي شود هر چه سريعتر از آن خارج و کمک نماييد دولت نهم بتواند بنزهاي مدرن و مدل بالا اهدايي شما به آقاي کروبي و حسن روحاني باز پس گرفته و به بيت المال باز گردد.
===================
باید منتظر جواب بود
نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه هجدهم تیر 1386 ساعت 1:40
>> 5 ديپلمات ربوده شده ايراني در ديدار با کاظمي قمي به شدت از برخورد نظاميان آمريکايي با آنها ابراز گلايه کردند. همچنين سفير ايران در عراق با دو مامور کنسولي ديگر ايران که چند ماهپيش در بغداد بازداشت شده بودند هم ديدار کرد.
>> انتشار اسامي سر ليست هاي بنياد باران (روحاني، حاجي، جهانگيري و شريعتمداري) بشدت مهدي کروبي را خشمگين کرده است. وي گفته است: بيشتر اين افراد در دوم خرداد76 به خاتمي راي نداده اند!
>> برخي جزوات و کتب وهابيت در روزهاي گذشته در استان کردستان به صورت وسيعي توزيع شده است.اي کتابها به زبان فارسي و کردي مي باشند که از سوي وزارت شئون اسلامي و اوقاف يکي از کشورعاي عربي منتشر شده است.
>> تعدادي از عناصر چپ مارکسيستي دانشگاه علامه طباطبايي اقدام به راه اندازي موسسه اي موسوم به «انگاره پژوه فردا» کرده اند. اين موسسه با صدور اطلاعيه اي دوره هاي آموزشي درباره حقوق بشر و حقوق زنان برپا کرده است. ن. از اساتيد دانشگاه شهيد بهشتي استاد اين دوره ها است.
>> گفته مي شود م.و از اعضاي ارشد حوزه رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام در پرونده موسويان احضار و بازجويي شده است. وي تنها فردي است که بدون عضويت در مجمع تشخيص در جلسات اين مجمع حضور مي يابد. رئيس مجمع تشخيص در دوره جديد قصد داشت م.و را جايگزين محسن رضايي کند.
>> دفتر تحکيم وحدت طيف علامه پس از تحريم انتخابات نهم رياست جمهوري، قصد دارد در انتخابات مجلس هشتم حضوري فعال داشته باشد و در اين راستا ديدارهايي با بهزاد نبوي ترتيب داده شده است.
>> اخيرا نيروهاي آمريکايي در ارتفاعات بمو مشرف به مناطق مرزي استان کرمانشاه در حال راه اندازي سيستم راداري و شنود براي کنترل فعاليت هاي هوايي و مخابراتي ايران در مناطق مرزي هستند.
>> آيت الله محمد يزدي به عنوان قائم مقام جامعه مدرسين، با ارسال نامه اي به آيت الله شاهرودي خواستار برخورد ضابطه مند قوه قضاييه با نشريات ساختار شکن شده است. در اين نامه به توقيف نشريات در يک بخش دستگاه قضايي و رفع توقيف آن در بخش ديگر قوه اشاره شده است.
نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه هفدهم تیر 1386 ساعت 12:44
كوچه آيت‌الله خامنه‌اي نام كوچه‌اي در مشهد است كه از يك سو به خيابان آخوند خراساني منتهي مي‌شود و از ديگر سو به خسروي نو يا شهيد اندرزگو مي‌رسد، اين كوچه كه در چند متري حرم امام رضا (ع) قرار دارد، كوچه‌اي است كه به واسطه آنكه خانه ‌پدري رهبر معظم انقلاب در آن قرار دارد، ايشان روزهاي كودكي و جواني خويش را در آنجا سپري كرده‌اند.
در آستانه 15 تير ماه و بيست و دومين سالگرد درگذشت آيت‌الله سيد جواد خامنه‌اي پدر مقام معظم رهبري به سراغ اين محله رفت.
به گزارش پايگاه اطلاع‌رساني دفتر حفظ و نشر آثار آيت‌الله سيد علي خامنه‌اي، رهبر انقلاب در بيان نخستين خاطره‌هاي زندگي خود از وضع و حال زندگي خانواده‌شان چنين مي‌گويند: «پدرم روحاني معروفي بود، ‌اما خيلي پارسا و گوشه‌گير ... زندگي ما به سختي مي‌گذشت. من يادم هست شب‌هايي اتفاق مي‌افتاد كه در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براي ما شام تهيه مي‌كرد و ... و آن شام هم نان و كشمش بود».
خانه‌اي را كه خانواده آقا سيد جواد در آن زندگي مي‌كردند، رهبر انقلاب چنين توصيه مي‌كنند: منزل پدري من كه در آن متولد شده‌ام ـ تا چهار، پنج سالگي من ـ يك خانه 60 ـ 70 متري در محله فقيرنشين مشهد بود كه فقط يك اتاق داشت و يك زير زمين تاريك و خفه‌اي! هنگامي كه براي پدرم ميهمان مي‌آمد (و معمولا پدر بنا بر اين كه روحاني و محل مراجعه مردم بود، ميهمان داشت) همه ما بايد به زيرزمين مي‌رفتيم تا مهمان برود. بعد عده‌اي كه به پدر ارادتي داشتند، زمين كوچكي را كنار اين منزل خريده به آن اضافه كردند و ما داراي سه اتاق شديم.
كسبه محل مطمئن‌ترين افرادي هستند كه به سراغشان رفتيم. صفايي كه بيشتر از 70 سال سن دارد و چندين سال در اين محل آرايشگر است، مي گويد: از همان ابتدا با آيت الله سيد جواد خامنه‌اي همسايه بوديم، زياد ارتباط نداشتيم، اما ايشان بسيار مشهور بودند.
آقا سيد جواد اصالتا تبريزي بودند و 6 فرزند داشتند. صفايي با بيان اين مطلب آنان را يكي يكي نام مي‌برد و فقط اسم يكي از دخترهاي آقا سيد جواد را به خاطر نمي‌ آورد و گفت: «سيد محمد، سيد علي، سيد هادي سيد حسن و...»
رهبر معظم انقلاب در خاطره‌اي از پدر بزرگوارشان كه پايگاه اطلاع‌رساني حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله العظمي سيد علي خامنه‌اي آن را منتشر كرده است مي‌گويند: «... از جمله خصوصياتي كه هم مرحوم والد و هم مرحوم مادر ما داشتند و واقعا از چيزهاي عجيب بود و هر وقت فكر مي‌كنم، در كمتر كسي نظير اين را مي‌بينم، بي‌رغبتي آنها به افزايش زخارف دنيايي بود، همه ما واقعا بايد اين خصوصيت را تمرين كنيم».
مرحوم شهيد قاضي طباطبايي، امام جمعه تبريز، سال 51 اين جا آمده بود؛ رو كرد به ما و گفت: من چهل سال قبل با پدرم از تبريز به مشهد آمدم و براي ديدن آقا سري به ايشان زديم. آقا در چهل سال پيش همان جايي نشسته بود كه الان نشسته، و من همان جايي نشسته‌ام كه پدرم نشسته بود، و اين اتاق و اين خانه كمترين تغييري نكرده است.
يك نسل عوض شده بود، اما ايشان مثل همان چهل سال پيش بود. وقتي اخوي ـ حسن آقا ـ مي‌خواست داماد شود، چون جايي نداشتيم، آن اتاق را خراب كردند و از آن، دو اتاق كوچك‌تر ساختند. زيرزمين پايين يك در داشت. در آنجا حمامي درست كردند و خانه شد حمام‌دار. البته آن موقع، ديگر ماها نبوديم. آن وقت جاي ميهمان‌ها در اتاق بزرگ بود.
محمود رخبان يكي ديگر از كسبه كوچه خامنه‌اي است، او كه سال‌هاست در اين محله اتوشويي دارد مي‌گويد: آيت‌الله آقا سيد جواد مرد بسيار خوبي بودند و در بين فرزندانش آقا سيد علي از همه نمونه‌تر بودند؛ در زمان انقلاب كه سربازها از سربازخانه‌ها فرار مي‌كردند پيش آقا سيد علي خامنه‌اي مي‌آمدند و سراغ خانه ايشان را مي‌گرفتند، يك شب سربازهاي شاه به كوچه ريختند و كوچه پدر ايشان را محاصره كردند.
وي مي‌گويد: بعد از فوت همسر آيت‌الله سيد جواد خامنه‌اي چون كسي نبود خانه كنار منزل ايشان را خريدند و حسينيه ساختند.
مي‌گويد: ارتباطمان بيشتر به خاطر اين بود كه سيد حسن مشتري ما بود.
سيد رضا رويايي يكي ديگر از كسبه قديمي محله است و خياطي دارد و 55 سال است در اينجا كاسبي مي‌كند، مي‌گويد: آيت‌الله سيد جواد خامنه‌اي امام جماعت مسجد صديقي‌ها بودند
او مي‌گويد: آقا سيد جواد مرد خوبي بودند، به كسي كار نداشت و شب‌ها بعد از نماز به مجالس روضه مي‌رفت و ساعت 9 به همراه 3 فرزندش برمي‌گشت.
او ادامه مي‌دهد: آقا سيد جواد مشتري خياطي ما بود و پدرم براي ايشان عبا و قبا مي‌دوخت.
وقتي نظر معاون فرهنگي شهرداري مشهد درباره منزل پدري مقام معظم رهبري را مي‌پرسم، مي‌گويد: هم‌اكنون منزل ايشان حسينيه است و به نام آيت‌الله سيد جواد خامنه‌اي مي‌باشد.
سيد جواد سادات مي‌افزايد: منزل مرحوم آيت‌الله سيد جواد خامنه‌اي به عنوان حسينيه استفاده مي‌شود و قرار است به عنوان ميراث فرهنگي حفظ شود.
خانه‌اي كه ميزبان روزهاي كودكي و جواني مقام رهبري بوده حالا حسينيه شده است يا بهتر بگوييم حسينيه بوده است.

نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه هفدهم تیر 1386 ساعت 12:39
کاندوليزا رايس وزير امور خارجه آمريکا روز جمعه، در مصاحبه با يک شبکه تلويزيونی آمريکایی، ايران را کشوری با «سياست های خطرناک» توصيف کرد.
وزير امور خارجه آمريکا در مصاحبه با تلويزيون سی ان بی سی، جمهوری اسلامی را کشوری توصيف کرد که «به نحو فزاينده ای خطرناک تر می شود» و افزود: با توجه به این امر، مذاکره میان آمریکا و متحدانش برای تحریم های جدید ایران جریان دارد تا دسترسی جمهوری اسلامی به سیستم مالی جهانی محدودتر شود.
رايس با اشاره به رابطه ايران و آمريکا گفت: رابطه با کشوری که بيش از پيش خطرناک می شود، به همان نسبت هم بيش از پيش دشوار می شود.
وزير امور خارجه امريکا از جمله موارد ناخشنودی غرب از سياست های جمهوری اسلامی، را «حمايت ايران از تروريسم، حمايت از شبه نظاميان عراقی که نيروهای ارتش آمريکا را هدف قرار می دهند و نيز دنبال کردن فن آوری توليد سلاح هسته ای» نام برد!
رايس همچنين در اشاره به دولتمردان جمهوری اسلامی، از آنچه او «سرکوب مردم خودشان» ناميد ياد کرد و گفت: ما با کشوری خطرناک و سياست های خطرناک سر و کار داريم و برای برخورد با ايران، «به کمک و حمايت جامعه جهانی» نيازمندیم.
او در پاسخ به اين پرسش که آيا اقدام نظامی عليه ايران نيز ممکن است، ضمن اشاره به حمايت دولت بوش از راه حل ديپلماتيک برای برخورد با مسئله ايران، اقدام نظامی را يکسره رد نکرد.
================================
معلوم نیست این بار چه نقشه ای دارند!!!

نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه هفدهم تیر 1386 ساعت 12:32

س از گذشت 6 روز از آغاز درگيريها، حمله سنگين شب گذشته نيروهاي نظامي و امنيتي پاكستان به مسجد لعل، صحنه مخاصمه ميان دولت و محاصره شدگان را تنگ تر كرد.
 نيمه شب گذشته، نيروهاي امنيتي پاكستان در يك عمليات گسترده، مسجد لعل را كه تعدادي طلبه تندرو دختر و پسر در آن حضور دارند، مورد حمله قرار دادند. برخي مسئولان مسجد از كشته شدن حدود 300 نفر از جنگجويان مسجد لعل در اين حمله خبر مي دهند، اين در حاليست كه تلويزيون دولتي پاكستان از كشته شدن 40 نفر در جريان حمله ديشب خبر داده است.
مچنين در جريان اين حمله، بخشي از ديوار مسجد تخريب شده و طارق‌ اسلم‌‌، فرمانده ارشد كماندوهاي پاكستاني، جان خود را از دست داد.
بنابر اين گزارش، هدايت نيروهاي داخل مسجد را عبدالرشيد الغازي برادر مولانا "عبدالعزيز الغازي"،امام جماعت مسجد، برعهده دارد. عبدالعزيز الغازي در سومين روز درگيري در حاليكه قصد داشت با لباس زنانه از مسجد فرار كند، دستگير شد.
وي كه از روحانيون تندرو وهابي است، هدف از انجام اين عمليات را اجراي احكام شريعت اسلامي بيان كرده و در پاسخ به اين سؤال كه چگونه دختران را به شركت در مبارزه ترغيب كرديد، تقويت روحيه جهاد در آنان را مؤثر دانسته بود.
وزارت كشور و نيروهاي امنيتي پاكستان در تبليغات و اظهارنظرهاي تلويزيوني، از وجود تعدادي زن و كودك در مسجد خبر داده و ادعا كرده اند كه جنگجويان از زنان و كودكان به عنوان سپر انساني استفاده مي كنند. با اين حال مسئولان مسجد اين اظهار نظرها را رد كرده و از زنان حاضر در مسجد با عنوان مجاهد ياد كرده اند.
پاكستان با وجود برخورداري از طوايف گوناگون و گرايشات تندرو وهابي نزديك به القاعده و طالبان، طي چند سال اخير، چنين درگيري گسترده اي را ميان دولت و نيروهاي تندرو مذهبي به خود نديده است. پيش از اين اغلب حملات گروههاي نزديك به القاعده در پاكستان، به مكانهاي مقدس و مساجد شيعيان متمركز بوده و دولت اين كشور نيز، گامي جدي براي برخورد با عوامل حملات از خود نشان نمي داد. همچنين با وجود اطلاعات دقيق از محل اختفاي سران گروههاي تندرو، دولت مركزي به دليل واهمه از شورش قبايل، از درگيري نزديك پرهيز داشته است.
اين درحاليست كه با بروز برخي اختلافات ميان سران گروههاي تندرو با دولت، فاز درگيري سنگين نظامي با تندروها آغاز شده است. مسجد لعل و مدرسه علميه حفصه كه كانون درگيريهاي اخير مي باشند، در چند كيلومتري منطقه جي - ‪ ۶‬، كاخ رياست جمهوري، نخست وزيري، مجلس ملي و برخي ديگر از مكانهاي ديپلماتيك دولت پاكستان مي باشد و اين امر بر حساسيت ها براي مهار اين بحران افزوده است.
گفتني است 2 روز پيش شبكه تلويزيوني العربيه، از حمله نافرجام موشكي به هواپيماي حامل پرويز مشرف خبر داد كه جنگجويان مسجد لعل مسئوليت آن را برعهده گرفتند. با اين حال مقامات دولت پاكستان اين خبر را رد كرده و از آن به عنوان حربه اي براي نمايش اقتدار يك گروه تروريست ياد كردند.

نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه هفدهم تیر 1386 ساعت 12:28

8 سال از حادثه كوي دانشگاه تهران مي‌گذرد، تحليل‌ها و تفسيرهاي گوناگوني درباره اين واقعه شوم از سوي روزنامه‌ها و جناحهاي سياسي ارائه شده و باز هم مي‌شود.
حادثه كوي دانشگاه از جمله حوادثي است كه ممكن است در كشورهاي ديگر هم اتفاق بيفتد، يا حتي اتفاق افتاده باشد، اما آنچه اهميت دارد، اين است كه ايران هر كشوري نيست و مردم آن هم هر مردمي نيستند.
بايد روشن شود كه اينگونه حوادث در ايران چرا بايد اتفاق بيفتد؟ دلايل اصلي ايجاد اينگونه بحرانها چيست؟ چرا برخي از جريانهاي سياسي داخل كشور با بحران سازان همنوايي مي‌كنند و بسياري پرسش‌هاي ديگر كه به نظر مي‌رسد پس از گذشت 8 سال هنوز پاسخ مناسبي به آنها داده نشده است.
در اين ميان بررسي برخي از روزنامه‌هاي كشور، در هنگامه‌ي بحران تير ماه سال 1378 شايد بتواند به برخي از پرسش‌هاي مطرح شده پاسخ دهد.
روزنامه جمهوري اسلامي در واكنش نسبت به اين حادثه در تاريخ 22/4/87 مي‌نويسد؛ «چرا مسئولين به ويژه آنهايي كه براي هر نارسايي و مشكلي، ده‌ها تجمع و گردهمايي تشكيل مي‌دهند، در برابر حرمت شكني عده‌اي اوباش نسبت به مقدسات نظام از جمله بسيجيان، سكوت اختيار كرده‌اند و دم بر نمي‌آورند؟»
جمهوري اسلامي در ادامه تحليل خود اعلام مي‌كند:«هم اقدام دانشجويان در راهپيمايي و تجمع بدون مجوز و غيرقانوني، خلاف بوده است و هم يورش افراد به محوطه خوابگاه» و سپس اين پرسش را مطرح مي‌كند كه «چرا برخي با برخورد يكسويه با اين مسئله اصرار دارند كه خطاي اول را ناديده بگيرند و فقط خطاي دوم را محكوم كنند.»
روزنامه جمهوري اسلامي در مقاله‌اي ديگر در تاريخ 30/4/78 چنين نتيجه‌گيري مي‌كند كه «هدف اصلي تمام اقدامات و تشنجات اخير، ختم انقلاب بوده است»، در مقابل روزنامه تعطيل شده «خرداد» نيز با انتخاب تيتر «كوي دانشگاه تهران به خون كشيده شد» جنجال بر انگيزترين تيتر را براي صفحه اول خود برمي‌گزيند.
روزنامه خرداد در نخستين موضع‌گيري خود در قبال اين مسئله، وقوع حوادثي از اين دست را دليلي بر اين مدعا مي‌داند كه فضاي سياسي كشور به هيچ وجه تحديد آزادي مصرح در قانون اساسي از جمله آزادي مطبوعات را پذيرا نيست.
يكي ديگر از محورهاي مورد توجه روزنامه «خرداد» تاكيد و بازگويي خواسته‌هاي گروهي از دانشجويان معترض به ويژه درخواست عزل فرمانده نيروي انتظامي بود.
روزنامه خرداد با طرح اين مسئله به تجمع و ايجاد جو ناامني توسط اين گروه از دانشجويان در شب حادثه و غيرقانوني بودن اقدام آنان هيچ اشاره‌اي نمي‌كند و تنها به خواسته‌هاي دانشجويان توجه دارد و به اين پرسش هم پاسخي نداده است كه آيا عده‌اي كه خاتمي در22/4/78 آنها را آشوب طلب خواند، با ايجاد ناامني و اغتشاش مي توانند باعث تغيير قانوني يا عزل مسئولي شوند؟!
روزنامه «خرداد» در ادامه تحليل‌هايش مي نويسد؛ «شبيخون نظامي به دانشجويان با همراهي انصار خشونت، چيزي جز ادامه خط سعيد امامي در قتل‌هاي سال گذشته (زنجيره‌اي) تحت عنوان مبارزه با تهاجم فرهنگي و ارائه طرح ساماندهي فرهنگي نيست.»
در تاريخ 22/4/78 روزنامه خرداد باز هم در تحليل‌هايش وقوع اين آشوب‌ها را به نيروهاي شبه نظامي كه آنها را «گروه فشار» مي‌نامد نسبت داده و نوشته است:‌«طي دو روز گذشته فضاي شهر به ويژه خيابانهاي انقلاب، جمهوري و خيابانهاي مركزي شهر به گونه‌اي بي‌سابقه، غير منتظره و اسراسر آميز شاهد حضور نيروهاي شبه نظامي با لباس‌ها و ظواهر يك دست ولي مشخص شده است. اين مسئله حكايت از حضور نيروهاي آشوب طلب و قانون ستيزي دارد كه حاكميت قانون و برقراري امنيت را مرگ خود مي‌پندارند.»
سياست‌گذاران روزنامه خرداد در ادامه تحليل‌هاي خود حوادث كوي دانشگاه و تبعات بعدي آن را به گردن نيروهاي حزب اللهي مي‌اندازند.
تيتر اول روزنامه پس از 18 تير روزنامه خرداد جالب توجه است، اين روزنامه در 19 تير 78 صفحه اول خود را با اين تيتر درشت به چاپ مي‌رساند، «كوي دانشگاه تهران به خون كشيده شد» و تعداد ديگري از روزنامه‌هاي موسوم به زنجيره‌اي آن زمان از كشته شدن 3 تا 5 نفر و همچنين مجروح شدن صدها تن از دانشجويان خبر مي‌دهند.
«قتل حداقل 2 دانشجو در حمله نيروي نظامي به خوابگاه قطعي است.» اين مطلبي است كه در روزنامه 20/4/78 صبح امروز چاپ شده بود. اين روزنامه در تاريخ 19/4/78 همچنين نوشت؛«برخوردهاي خشونت آميز لاجرم واكنش‌هاي خشن نيز در پي خواهند داشت و در نهايت جو جامعه به ناآرامي و التهاب كشيده خواهد شد و اعمال خشونت عليه دانشجويان آن هم در حريم دانشگاه از يك سو جنبش دانشجويي را به اتخاذ شيوه‌هايي وادار مي‌كند كه موجب گسترش فضاي خشن در بخش‌هاي ديگر جامعه مي‌شود و از سوي ديگر راه را براي فرصت طلباني باز مي‌كند كه از آب گل آلود خشونت و ناامني، ماهي‌هاي دلخواه خود را مي‌گيرند.»
روزنامه صبح امروز معتقد بود كه جريانات كوي دانشگاه تنها براي به خشونت كشاندن كشور طراحي شده و اصلاحات خاتمي را هدف قرار داده بود.
اين روزنامه از مرحله جديد تهاجم سياسي به دولت خاتمي خبر مي‌دهد و در تاريخ 78/04/28در مطلبي مي‌نويسد؛« تضعيف خاتمي و راه حل‌هاي او يعني اوج‌گيري مجدد بحرانها.»
روزنامه «نشاط» هم همچون روزنامه‌هاي هم طيف، در تحليل‌هاي خبري خود، بيشتر به تحريك دامن زدن به تشنجات اقدام مي‌كرد.
اين روزنامه در سرمقاله خود در 21 تير ماه 1378 خود نوشت؛ «جنبش دانشجويي كه علاوه بر اوصاف كلاسيك خود يعني صراحت صداقت و فداكاري اينك به يك تجربه گرانبهاي 20 ساله نيز مجهز است مي‌رود تا بعضي را از خواب جزميت بيدار كند. زيرا اين بار عقده‌هاي متراكم سر ريز كرده و فشارها به حدي رسيده كه جان ارزان شد، اين بار رعب به جاي اين كه نصر آفريند رسوايي آفريد.».
روزنامه‌ي نشاط در يك تحليل ديگر از روند پيگيري پرونده حمله به كوي دانشگاه انتقاد مي‌كند و مي‌نويسد؛«افكار عمومي حق دارد بپرسد چگونه است كه نيروي انتظامي و گروه‌هاي فشار به كوي دانشگاه حمله مي‌كنند و در اين هجوم فرد يا افرادي كشته و مجروح مي‌شوند و ما نمي‌دانيم چه كسي اين كار را كرده است و يا مي‌دانيم و آن را جزو اطلاعات سري قرار مي‌دهيم، اما از آن سو وقتي منوچهر محمدي به عنوان يكي از عوامل آشوب‌هاي اخير دستگير مي‌شود، بلافاصله اطلاعاتي تا اين حد دقيق و وسيع‌ از فعاليت‌ها و ارتباطات ريز و درشت داخلي و خارجي او منتشر مي‌شود، چرا تمام حقيقت را نمي‌گوييم.» 30/4/87
تلاش براي بزرگ نمايي حادثه رخ داده، آمار غير واقعي از تلفات حادثه ، نپرداختن به همه ابعاد حادثه از جمله اقدامات غير قانوني و آشوب طلبي از جمله رويكردهاي اين دسته از مطبوعات كشور در آن رويداد است و اما رسانه هاي بيگانه.
راديو آمريكا در تاريخ 20/4/78 خبر مي‌دهد؛ «در پي درگيري‌هاي خون بار بين دانشجويان ايراني و نيروهاي امنيتي آن كشور، دست كم سه نفر از دانشجويان كشته شدند و كشور دست خوش ناآرامي شديد شده است.»
راديو رژيم صهيونيستي هم در 19/4/78 در خبرهاي خود اعلام كرد؛ «در جريان حملات خشونت‌باري كه گروه موسوم به انصار حزب الله و نيروهاي ضد شورش حكومت اسلامي شب گذشته عليه دانشجويان در تهران انجام دادند؛ دست كم 5 تن از دانشجويان كشته شدند و ده‌ها نفر هم زخمي كه حال چند تن از آنان وخيم است.»
راستي بين محورهاي رسانه هاي آمريكايي و صهيونيستي همسويي و قرابت در چه حد است؟ و اين همسويي چه پيامي در خود دارد.
اين بزرگ نمايي و متهم كردن نيروهاي حزب اللهي و انتظامي در حالي صورت گرفت كه در اين چند روز شوم گروهي از دانشجويان به همراهي اراذل و اوباش هر آنچه خواستند كردند و حتي حريم خانه خدا را هم شكستند اما حتي يك نفر از آشوبگران كشته نشد.
اين واقعه را مي‌توان با بسياري از وقايع ديگر كه در دنيا اتفاق مي‌افتد، مقايسه كرد. برخورد شديد و خشونت آميز پليس تركيه با دانشجويان مسلمان، قتل عام دانشجويان معترض چين توسط پليس آن كشور در ميدان معروف «تيان آن من»، كشته شدن چندين دانشجوي معترض كره جنوبي توسط پليس آن كشور و نمونه‌هاي ديگر كه نشان دهنده برخورد قهر آميز و شديد با اينگونه اعتراضات غير قانوني است. 

... و اما پايان حادثه كه به يك حماسه بزرگ ختم شد. همه كساني كه در اين غائله نقش داشتند، چه عوامل داخلي سرسپرده و چه عوامل خارجي كه آن را رهبري كردند، در 23/4/78 با بهت و حيرت وصف ناپذيري روبرو شدند.
حضور آگاهانه و ميليوني مردم نقاط مختلف كشور به ويژه مردم تهران در واقع به يك هفته آشوب و التهاب پايان داد.
دم مسيحايي رهبر فرزانه و دلسوخته انقلاب آب زلالي بود بر آتش بر افروخته شده توسط شياطين، سخنان مقام معظم رهبري در اوج بحران بازتاب مثبت و مطمئني در جامعه داشت به طوري كه باعث كنترل و مهار بحران و حضور ميليوني و به ياد ماندني مردم در 23 تير ماه سال 1378 داشت.
مطبوعات فوق الذكر اما در ماجراي 23 تير رويكردي متفاوت ولي باز همسو با بيگانه داشتند. نپرداختن به حضور ميليوني مردم و يا در حاشيه قرار دادن آن محور مواجهه اين گروه رسانه ها با رويداد بزرگ 23 تير بود كه خوانندگان را به مراجعه به اين روزنامه ها در آن تاريخ دعوت مي كنيم.

نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه هفدهم تیر 1386 ساعت 0:57
با گذشت 8 سال از حوادث 18 تير 78 هنوز ابعاد گوناگوني از اين توطئه نامعلوم باقي مانده است.
در اين گزارش به بازخواني سناريوي حوادث كوي دانشگاه از 17 تير تا 23 تير ماه 78 پرداخته شده است.


*اصلاحيه قانون مطبوعات


در تيرماه 1378، كميسيون فرهنگي مجلس پنجم ، طرحي را با عنوان «اصلاحيه قانون مطبوعات » در چهار بند به تصويب رساند كه مواد آن عبارت بودند از:
الف ) ممنوعيت فعاليت مطبوعاتي براي عوامل بيگانه ، اعضاي گروهك هاي تروريستي و ضدانقلاب ، جاسوسان، وابستگان و سردمداران رژيم طاغوت و...
ب ) منع شدن مطبوعات كشور از دريافت كمك مالي از كشورهاي بيگانه
ج ) ضمانت اجرايي براي مقابله با افراد دولتي يا غيردولتي كه نشريات را براي چاپ مطلب يا مقاله اي زير فشار قرار داده يا آنها را وادار به سانسور نمايند. (در قانون مطبوعات با تأكيد بر آزادي بيان و قلم و براي پيشگيري از اعمال قدرت مسئولان بر مطبوعات ، تصريح شده بود كه اگر مطبوعات دولتي يا غيردولتي از اين ماده تخلف كنند به حكم دادگاه از خدمات دولتي منفصل و يا تعزيز خواهند شد.»
د) لزوم التزام عملي مديران مسئول و صاحبان امتياز نشريات به قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران .


¤ بازي خطرناك چگونه كليد خورد


همزمان با ارسال اصلاحيه قانون مطبوعات به هيأت رئيسه مجلس ، مجمع روحانيون مبارز با صدور اطلاعيه اي كه در روزنامه ايران 12 تير 78 به چاپ رسيد، اعلام كرد: «طرحي توسط تعدادي از نمايندگان مجلس در دستور كار مجلس قرار گرفته كه فقط تحديد كننده مطبوعات است و سايه استبداد را بر فضاي مطبوعات كشور مي گستراند. اعمال محدوديت و ممنوعيت همان طور كه در گذشته نتيجه اي مطلوب در پي نداشته ، اينك نيز چنين دستاوردي نخواهد داشت .»
همچنين روزنامه نشاط در تاريخ 13 تير با انتشار بيانيه شوراي شهر تهران و سردبير 10 نشريه دوم خردادي نسبت به طرح اين اصلاحيه در مجلس هشدار داد.
روزنامه سلام هم در 15 تير يعني يك روز مانده به مطرح شدن اصلاحيه در صحن علني مجلس ، اقدام به انتشار سند محرمانه منتسب به وزارت اطلاعات نمود و با تيتر درشت نوشت : «سعيد اسلامي پيشنهاد اصلاح قانون مطبوعات را داده است .»
انتشار اين نامه توسط روزنامه سلام ، تعجب همگان را برانگيخت . روزنامه نشاط ـ ارگان غيررسمي نهضت آزادي ـ در واكنش به انتشار اين نامه نوشت : «خطر ريسك (انتشار نامه محرمانه وزارت اطلاعات ) به اندازه اي بود كه حتي سعيد حجاريان نيز صلاح را در آن دانست كه چنين بازي خطرناكي را به موسوي خوئيني ها بسپارد. سعيد حجاريان به سردبيرانش توصيه كرده بود كه فتيله را پايين بكشند و اگر خبري يا نامه اي افشاگرانه در دست دارند، آن را به همكاران ديگري كه احتمالاً حاشيه امنيتي قوي تري دارند، بسپارند.»
به صحنه آوردن مدير مسئول روزنامه سلام ـ آقاي موسوي خوئيني ها ـ با هدف ايجاد هزينه اي غيرقابل پرداخت و در نتيجه عدم تصويب اصلاحيه قانون مطبوعات صورت پذيرفت اما با شكايت وزارت اطلاعات و تعدادي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي ، پرونده اتهامي وي به دادگاه ويژه روحانيت ارجاع داده شد و با احتساب حكم تعليقي سال 1372، روزنامه سلام تا تعيين تكليف نهايي تعطيل شد.
جريان دوم خرداد كه بخش هايي از آن تجديدنظرطلب نام گرفته بودند با اعلام حكم توقيف روزنامه سلام دچار غافلگيري شدند و به هشدار و تهديد روي آوردند.
روزنامه هاي موسوم به زنجيره اي در اقدامي هماهنگ ، تعطيلي روزنامه سلام را مهمترين سوژه خبري خود قرار دادند و ازآن به عنوان «اقدامي غيرقانوني »، «مقابله با دولت » و «مخالفت با توسعه سياسي » ياد كردند. روزنامه نشاط با عبارت معناداري در زير تصوير مدير مسئول روزنامه سلام نوشت : «آيا محافظه كاران هزينه به صحنه آوردن آقاي موسوي خوئيني ها را محاسبه كرده اند؟» و روزنامه صبح امروز با مدير مسئولي سعيد حجاريان ، در نخستين روز توقيف روزنامه سلام تصريح كرد: «بايد به ياد داشته باشيم كه بازي دموكراسي ، اگرچه بازي ناميده مي شود، ولي اگر قواعد آن را پذيرفتيم ، ديگر بازي نيست . رأي مردم به جمهوري اسلامي ، رأي به دموكراسي است و اگر اين قاعده چه در مطبوعات و چه در انتخابات در هم شكسته شود، آنگاه سياست ورزي به پايان مي رسد.»
نويسنده مذكور سپس با تهديد تلويحي مبني بر افشاي اسناد ديگري ، نوشت : «آيا اگر كسي توانست اسناد ديگري از طرح هاي سعيد اسلامي به دست آورد، آيا بايد به مجازات هشدار دادن به مردم ، به خاطر آن از ادامه فعاليت سياسي باز ماند. به سهم خود از مردم مي خواهيم هر اطلاعاتي كه از سعيد امامي و محافل سراغ دارند به روزنامه بفرستند.»

هماهنگي روزنامه هاي پنجشنبه 17 تير در اختصاص تيترها و سرمقاله هاي خود به عواقب غيرقابل پيش بيني و كنترل توقيف روزنامه سلام ، نشان از آن داشت كه يك تيم پشت پرده، هدايت اين جريان را برعهده دارد؛ چرا كه خبر توقيف روزنامه سلام ساعت 10 شب اعلام گرديد و آن زماني بود كه اكثر روزنامه مي بايست با انجام مراحل نهايي ، صفحات روزنامه ها را به چاپخانه مي فرستادند تا در توزيع فردا صبح خود دچار مشكل نشوند. روز پنجشنبه 17 تير، 10 روزنامه زنجيره اي با تيترهايي چون «محدوديت مطبوعات خشم مردم را شعله ور خواهد كرد»، «زمان حامل حوادث خشونت بار است »، «نظام بايد هزينه هاي سنگيني بپردازد»، «دانشجويان ساكت نخواهند نشست »، «ورود به قلعه چپ گرايان يك ريسك خطرناك براي محافظه كاران است »، «مقابله با دولت و مخالفت با توسعه سياسي » و «پايان سياست ورزي »، درصدد القاي فضاي بحراني و ناآرامي به جامعه برآمدند تا در همان شب عليرضا نوري زاده ، مفسر راديو بي بي سي در تقدير از عملكرد مطبوعات اصلاح طلب بگويد: «ما بايد سرافراز باشيم كه پرچمداران جامعه مدني در ايران يعني نشريات نشاط ، صبح امروز، خرداد، همشهري و ايران ، مراكز قدرت را نشانه رفته اند و با زير سؤال بردن مشروعيت و مقبوليت نظام اسلامي ، چالشي جدي فراروي حاكمان اسلامي گشوده اند.»


¤ آتش تهيه مقامات و رسانه هاي غربي


حادثه 18 تير در حالي رقم خورد كه رسانه هاي غربي از هفته ها قبل آتش تهيه خود را ريخته بودند. نشريه آمريكايي «ميدل ايست اكونوميك دايجست » در هفتم تير نوشته بود: «بيشتر ناظران در تهران بر اين اعتقادند كه تابستان امسال شاهد يك آزمون حياتي قدرت و حتي شايد دور نهايي رويارويي جدي بين جناح محافظه كار و اصلاح گرايان خواهد بود. اصلاح طلبان يك تابستان سياسي داغ را در پيش روي دارند تا جناح محافظه كار را از ميدان مبارزه خارج نمايند.»
و «گري سيك »، مشاور امنيت ملي در دولت هاي كارتر و ريگان و از مسئولان سازماندگي عناصر ضدانقلاب و تجديدنظرطلب ايراني ، در اظهاراتي اعلام كرد: «براي آنها كه خواستار توسعه سياسي هستند زمان بسيار خطرناك است . در طي دو سال گذشته علي رغم وجود حمايت تبليغاتي و فيزيكي ، اين افراد در نگاه داشتن خود، شجاعت به خرج داده اند و شجاعت آنها در روزهاي آينده به نمايش گذاشته خواهد شد.»
و «ايلينا روزلهتين »، عضو جمهوري خواه مجلس نمايندگان آمريكا در جمع مراسم راهپيمايي منافقين در 31 خرداد اعلام كرده بود: «تنها راه حل باقيمانده براي تغيير در ايران ، تغيير حكومت مذهبي است . شما هدفي درست ، يعني سرنگوني حكومت اسلامي را دنبال مي كنيد.» و «گري هاكرمن » سخنران ديگر اين مراسم خاطرنشان كرد: «زمان آن فرا رسيده كه وزارت خارجه آمريكا با حمايت مستقيم از نهضت ملي ايران ، سرنگوني حكومت اسلامي را پيگيري كند.»

¤ پرده اول سناريو


اولين تجمع در اعتراض به توقيف روزنامه سلام ساعت 21 در برابر خوابگاه دانشجويان دانشگاه تهران شكل گرفت .
برپاكنندگان اين تجمع دو فرد غير دانشجو يعني منوچهر محمدي و اكبر محمدي بودند كه پس از دستگيري ، درباره چگونگي دريافت كمك مالي و ارتباط با عناصر خارجي و طراحي تجمعات اعتراض آميز اعترافات قابل تأملي داشته اند. اين دو نفر با ورود به خوابگاه دانشجويان ، جلسه اي را با تني چند از اعضاي دفتر تحكيم برگزار مي كنند و سپس با فراخوان تعدادي از دانشجويان در محوطه خوابگاه با شعار «طرح سعيد امامي ملغي بايد گردد» دست به تظاهرات مي زنند.
در گوشه ديگر خوابگاه يعني جلوي سينماي كوي دانشگاه ، فردي به نام فرح شفيعي كه از افراد مرتبط و نزديك به مديريت وقت كوي دانشگاه بود، در حالي كه به همراه چند نفر ديگر، تراكت ها و پلاكاردهايي از قبل آماده شده در اختيار داشتند، به بهانه توقيف روزنامه سلام و محكوميت طرح اصلاح قانون مطبوعات در محوطه كوي دانشگاه تجمع مي كنند و با سردادن شعارهايي تحريك آميز خواستار اجتماع دانشجويان در محوطه خوابگاه ها مي شوند. در همين حال عناصري از انجمن اسلامي دانشگاه علوم پزشكي تهران با حضور در خوابگاه گلستان ، دانشجويان را به شركت در تجمع ترغيب مي نمايند. ساعت 22 تجمع فرح شفيعي با منوچهر محمدي در هم ادغام مي شود و آماده حركت و خروج از محوطه خوابگاه مي شوند.
در اين هنگام خبر بازپس گيري شكايت وزارت اطلاعات عليه روزنامه سلام در جمع دانشجويان اعلام مي شود و در حالي كه انتظار مي رفت تا حدودي موج اعتراضات فروكش نمايد، اما تعدادي از اعضاي دفتر تحكيم ، اين خبر را به منزله عقب نشيني محافظه كاران مطرح كرده و خواستار خروج جمعيت 300 نفره دانشجويان از محوطه خوابگاه شدند. با گذشت دقايقي و در حالي كه ممانعتي براي خروج تجمع كنندگان از كوي صورت نمي گيرد، اجتماع كنندگان از كوي خارج شده ، به سمت خيابان كارگر حركت مي كنند و در اين ميان افرادي مشكوك با شعارهاي تحريك كننده و ضدارزش هاي الهي نظام و پرتاب سنگ ، جو را ملتهب مي نمايند. تماس فرماندهان نيروي انتظامي با مسئولان وزارت كشور جهت كسب تكليف بي نتيجه مي ماند و هيچ يك از مديران ارشد وزارت كشور در دسترس نمي باشند.
پرتاب سنگ به همراه شعارهاي توهين آميز و ساختارشكني كه از سوي برخي افراد نفوذ كرده در جمع دانشجويان در برابر نيروهاي انتظامي داده شد، باعث تحريك عوامل انتظامي و وادار كردن آنان به اشتباه و قرار گرفتن در مسير سناريويي مي شود كه از پيش طراحي شده بود و آن تعقيب و درگيري با تظاهرات كنندگان و كشيده شدن به داخل خوابگاه دانشجويان بود. در زماني كوتاه ، تجمع و راهپيمايي به شورش ضدامنيتي تبديل مي شود و در حالي كه مدت زمان حضور نيروي انتظامي در محوطه كوي دانشگاه براساس گزارش هاي وزارت كشور، اطلاعات و نهاد رياست جمهوري بين 12 تا 20 دقيقه بيشتر نبوده است ، اما معاونت دانشجويي وزارت علوم ميزان تخريب را 800 اطاق و 2400 تخت اعلام مي نمايد و اين در حالي بود كه قبل از ورود نيروي انتظامي به محوطه خوابگاه دانشجويان، صداي شكستن شيشه و پرتاب اشيا و وسايل دانشجويان از پنجره خوابگاه ها به بيرون شنيده مي شد كه اين حركت سازمان يافته پس از خروج نيروهاي انتظامي هم تا صبح ادامه يافت به گونه اي كه بسياري از اتاق ها، ميزها و وسايل مطالعه دانشجويان ، تخت خواب ها، يخچال ها، كيوسك هاي مطبوعاتي و تلفن و درب و پنجره خوابگاه ها تخريب و دچار آسيب هاي جدي شدند.

¤ شعله هاي خشم كور


درگيري هاي پراكنده كه از نيمه شب آغاز شده بود، تا صبح روز جمعه ادامه يافت و افراد نقابدار مستقر در كوي و پشت بام هاي مشرف به خيابان كارگر با پرتاب سنگ و اشياي سخت و سردادن شعارهايي عليه اركان نظام ، درصدد تهييج دانشجويان از يك سو و شدت عمل نيروهاي انتظامي و امنيتي در برخورد با دانشجويان در سوي ديگر بودند.
حدود ساعت 11 صبح ، بالاخره جلسه شوراي تأمين استان در استانداري تشكيل مي شود و حادثه شب گذشته را بررسي مي نمايد. حوالي ظهر روز جمعه به نيروهاي انتظامي دستور داده مي شود كه از صحنه خارج شوند. در اين ميان برخي چهره هاي سياسي جهت ابراز همدردي با دانشجويان وارد كوي دانشگاه مي شوند.
مجيد انصاري ، موسوي لاري ، دكتر معين ، فائزه هاشمي ، خانم كروبي ، مصطفي تاج زاده ، عبدالله نوري ، دروديان ، اكبر گنجي ، ابراهيم اصغرزاده و... از جمله اين افراد بودند. فضاي دانشگاه همچنان متشنج است و سخنان برخي از اين چهره هاي سياسي كه به ظاهر براي آرام كردن دانشجويان به داخل كوي رفته بودند، شعله هاي خشم آنان را شعله ورتر مي سازد به گونه اي كه بار ديگر گروه هايي سازمان يافته از محوطه كوي خارج شده و در خيابان كارگر ضمن ضرب و شتم مردم و ايراد خسارت به اموال عمومي ، درگيري هاي پراكنده اي را با نيروهاي انتظامي مستقر در اطراف كوي دانشگاه شكل مي دهند.
روزنامه هاي شنبه 19 تير كار هدايت آشوب ها را بر عهده گرفتند. روزنامه خرداد در تيتر درشت صفحه اول خود نوشت : «كوي دانشگاه به خون كشيده شد» و روزنامه نشاط هم افزود: «دفتر تحكيم وحدت يك هفته عزاي عمومي اعلام كرد.» و سپس پلاكاردهايي با مضمون پنج شهيد به نام هاي ذاكري ، سهرابي ، امامي ، رهبري و نادري ، در ميان دانشجويان توزيع گرديد. در دانشگاه هاي اميركبير، علم و صنعت ، صنعتي شريف و شهيد بهشتي تجمع هايي صورت گرفته و عوامل بر پا كننده اين تجمعات خواستار حركت دانشجويان به سمت كوي دانشگاه شدند. افراد حاضر در اين تجمعات ، در مسير حركت خود به سمت ميدان انقلاب و دانشگاه تهران اقدام به سردادن شعارهايي چون «مي كشم مي كشم آن كه برادرم كشت »، «توپ تانك مسلسل ديگر اثر ندارد»، «عزاعزاست امروز، دانشجوي آزاده صاحب عزاست امروز»، «خاتمي ـ خاتمي واكنش واكنش » و «دانشجوي مبارزه حمايتت مي كنيم » كردند كه در اين ميان سينما ملت ، بانك هاي تجارت و سپه ، چند اتوبوس واحد، پمپ بنزين ، محل برگزاري نماز جمعه ، يك بيمارستان و چند دستگاه خودرو سواري و موتور سيكلت تخريب و يا دچار آتش سوزي شدند.
در اين ميان پياده نظام هايي از عناصر نهضت آزادي ، حزب ملت ، نيروهاي ملي ـ مذهبي ، سلطنت طلبان و افراد وابسته به كانون نويسندگي خود را به تظاهر كنندگان رساندند و با توزيع اعلاميه ها و بيانيه هايي سعي در تهييج و گسترش دامنه آشوب ها در سطح شهر داشتند. در اين روز تعدادي از نيروهاي حزب اللهي ، بسيجي و زنان محجبه توسط اوباش با چاقو و سنگ و پنجه بكس مورد هجوم قرار گرفتند. در ميدان انقلاب ، چهار راه مخبرالدوله و بلوار كشاورز، چادر تعدادي از خانم ها توسط اوباش برداشته شد و سه تن از اين بانوان كه مقاومت از خود نشان داده بودند توسط تيغ موكت بري بشدت مجروح شدند.
در ديگر سو، رسانه هاي بيگانه و اپوزيسيون خارج كشور كه در رؤياي «ختم انقلاب » دست افشاني و پايكوبي مي كردند، با ارسال اخبار و گزارش هاي كذب ، سعي در كشانيدن دامنه آشوب ها به شهرهاي ديگر داشتند. خبرنگاران و عكاسان روزنامه هاي ديلي تلگراف ، ال موندو، كيودو، ال پائيس ، ليبراسيون ، فيگارو، پروفيل ، ايشن ايج ، نيويورك تايمز، واشنگتن پست ، كوريره دلاسرا به همراه شبكه هاي تلويزيوني سي .ان .ان ، ان .بي .سي ، فاكس نيوز، سي .بي .اس ، بي .بي .سي ، الجزيره و خبرگزاري هاي رويترز، فرانسه ، آسوشيتد پرس ، يونايتدپرس ، فرانس پرس ، در روزهاي 20،21و22 تير بالاترين حجم اخبار، گزارش ها و تصاوير خود را به سراسر دنيا ارسال كردند، به گونه اي كه بسياري از سران كشورهاي دنيا خود را آماده فرستادن پيام تبريك براي پادشاه و يا رئيس جمهور آينده ايران نموده بودند. در اين ميان ، تعدادي از فريب خوردگان اپوزيسيون خارج كشور هم با بستن چمدان هايشان براي ورود به ايران لحظه شماري مي كردند.

¤ در انتظار حماسه


حوادث تلخ و عبرت آموز 18،19،20،21و22 تير به كندي و تلخي مي گذشت . روزهايي كه فرزندان انقلاب خون دل هاي فراواني خوردند و به دستور مقتدايشان سياست صبر و سكوت و تحمل را پيشي گرفته بودند. در روز 22 تير، پيام هشدار دهنده و آرامش بخش رهبر معظم انقلاب التيامي بر زخم هاي ناسوري بود كه از حراميان بر پيكره دوستداران و پيروان خميني كبير(ره ) رسيده بود. مقتداي دل مردم ايران در آن روز فرمود: «ملت رشيد و غيور ايران ، مردم عزيز تهران . در دو روز گذشته كه جمعي از اشرار با كمك و همراهي برخي از گروهك هاي سياسي ورشكسته و با تشويق و پشتيباني دشمنان خارجي در سطح تهران ، به فساد و تخريب اموال و ارعاب و عربده جويي پرداخته و موجب سلب امنيت و آسايش مردم شده اند، دشمنان زبون و حقير اسلام و انقلاب گمان كرده اند انقلاب و مردم مؤمن و انقلابي به آنان اجازه خواهند داد كه با فتنه انگيزي خود راه سلطه آمريكاي جنايتكار را بر ميهن عزيز ما هموار كنند.گروهك هاي وابسته و معاند، طبق تحليل اربابان و معلمان خود، گمان كرده اند مردم ايران از اسلام و انقلاب دست برداشته اند و به خيال باطل خود مي خواهند از انقلاب اسلامي انتقام بگيرند ولي غافل از اينكه ملت مؤمن و شجاع و هوشيار به آنان و اربابان و پشتيبانان آنان اجازه ادامه شرارت را نخواهند داد و نظام مقتدر اسلامي ، آنان را بشدت منكوب خواهد كرد... فرزندان بسيجي ام بايد آمادگي هاي لازم را در خود حفظ كنند و با حضور خود در هر صحنه اي كه حضور آنان لازم است ، دشمنان زبون را سركوب و منكوب سازند.»
و سپس در آوردگاه 23 تير سال 1378، اقيانوسي از يك ملت بيدار دل ، روانه كوچه و خيابان هاي كشوري به نام ايران شد تا بار ديگر اثبات نمايند كه رهبري انقلاب و مردم هوشيار و هوشمند اين نظام ، از چه ظرفيت هاي بي بديل و شگفت آوري در تبديل تهديدها به فرصت ها برخوردارند. راهپيمايي ميليوني و حماسي ملت ايران در 23 تير نشان داد كه از حادثه تا حماسه راهي نيست به شرط آنكه گوش و دل را به امير كاروان سپرده باشي و براي چنين ملتي سرافراز، هماره چنين بوده و هست و خواهد بود. ان شالله
(و من نیز در چنین روزی به دنیا آمدم)
نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه هفدهم تیر 1386 ساعت 0:52
استقبال كمتر از انتظار مردم از رئیس جمهور سابق در جريان سفر به شیراز، پروژه سفرهای تبلیغاتی سید محمد خاتمی را با اما و اگرهای فراوانی روبرو کرده است.
به گزارش خبرنگار رجانیوز، در حالی که حجم تبلیغات سفر 2روزه خاتمی به شیراز دو برابر سفر استانی رئیس جمهور بود، تنها 5 هزار نفر در مراسم جشن میلاد حضرت زهرا(س) در مسجد فاطمه الزهرا(س) در خیابان زند حضور یافتند.
گفتنی است، همان شب جمعیتی در حدود 30 هزار نفر در جشن میلاد کانون رهپویان وصال شرکت کردند.
ائتلاف اصلاح طلبان که میزبان سید محمد خاتمی بود از شهرستان های پیرامون شیراز وسایل نقلیه رایگان برای دیدار با خاتمی تدارک دیده بود، اما تقریبا تمامی این اتوبوس های بدون سرنشین به محل جلسه آمدند!
در این میان حضور چهره های احتمالی اصلاح طلبان برای انتخابات مجلس در شیراز مانند هادی خانیکی و موسوی لاری قابل توجه بود که این حضور با واکنش منفی اصلاح طلبان فارس روبرو شد و روزنامه های این طیف سیاسی حضور این افراد را بایکوت کردند!
مشاجره لفظي استاندار سابق فارس كه به بيان مناقب سيد محمد خاتمي پرداخت با امام جمعه فارس از ديگر حاشيه هاي اين سفر تبليغاتي بود.
==================================
حال باید منتظر بود اصلاح طلبان شکست خورده برای اسفند چه برنامه ای دارند!!!!!!!!!
نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه هفدهم تیر 1386 ساعت 0:49
يك مركز مطالعاتي در زمينه مسكن به نامه 57 اقتصاددان در محور مسكن، پاسخ داد.
«گروه سياست گذاري مسکن» مرکز مطالعات تکنولوژي دانشگاه علم و صنعت ايران در گزارشي، مشكلات ظهور پيدا كرده در حوزه مسكن را ساختاري و ناشي از كم توجهي دولت هاي گذشته براي اتخاذ تدابير پايه اي براي حل آنها دانست. در اين گزارش، به مباحث مطرح شده پيرامون مسكن در نامه 57 اقتصاددان از جمله تورم، رابطه ميان جهش تورمي با نقدينگي، عرضه و تقاضا و... پاسخ داده شده است. متن كامل اين گزارش به شرح زير است.

در نامه منتشره از سوي 57 اقتصاددان راجع به مسائل اقتصادي کشور، مطالبي راجع به بخش مسکن کشور مطرح شده است که نکاتي چند در باره آن ضروري به نظر مي رسد:

1- يکي از نقاط ضعف اساسي و محتواييِ نامه تحليلي مذکور اين است که اقتصاد کشور را بر اساس دو بازار «سرمايه» و «کار» تحليل مي کند و از بازار پايه و اساسيِ «زمين» غفلت کرده است؛ يکي از مشکلات اصلي اقتصاد کشور، عدم تدوين سياست هاي کارآمد زمين در سال هاي گذشته است که باعث معضلات بسيار و سوداگري هاي فراوان در اين بخش و به تبع آن اقتصاد کشور شده است؛ در اين رابطه به طور مثال درصد بالايي از حجم سرمايه گذاري انجام شده در کشور طي سال هاي گذشته، در بخش مسکن بوده است که قسمت اعظم آن به علت نبود قوانين کنترلي و نظارتي در اين بخش (به ويژه زمين شهري) به صورت غير مولد در بخش زمين جذب شده است.
علاوه بر عدم استفاده بهينه از اين ثروت عظيم، در بسياري از موارد اين ثروت به صورت مخرب، مانع از ايجاد اشتغال و توليد شده است؛ نکته قابل ذکر آنکه بازار زمين مؤثرترين بازار بر 4 بخش اصلي اقتصاد کشور يعني مسکن و ساختمان، صنعت، کشاورزي و خدمات است. بنابراين قبل از پرداختن به ساير معضلات موجود، ابتدا بايد از پايه اي ترين بخش يعني زمين و فقدان سياست هاي مشخص در اين باره سخن گفت و سپس به ساير مسائل پرداخت.
2- يکي از کالاهايي که در محاسبه نرخ تورم ـبا هر روش علمي که محاسبه شودـ با يک ضريب قابل ملاحظه در سبد کالاها منظور مي شود، کالاي مسکن است؛ ضريب تورميِ اين کالاي مصرفي بادوام آنچنان قابل ملاحظه شده است که بسياري از کارشناسان، مسکن و نهاده ي اصليِ توليد آن يعني زمين را پايه تورمي کشور دانسته و براي بخش زمين و مسکن ـکه 20 تا 30 درصد سرمايه ثابت اقتصاد کشور را تشکيل مي دهدـ در اقتصاد کشور اهميت ويژه اي قائلند؛ بر اين اساس همانطور که ذکر شد قسمت قابل توجهي از ميزان تورم ذکرشده در نامه، مربوط به بخش مسکن و افزايش قيمت آن در سال گذشته است.
با توجه به گذشت 2 سال از عمر دولت نهم -هر چند دولت در اين 2 سال نيز مي توانست با سياست هاي ضربتي و کارآمد در بخش مسکن، از تورم به وجود آمده تا حد زيادي به صورت مسکّن و مقطعي جلوگيري کند- نمي توان اين موضوع را مربوط به دولت فعلي دانست چراکه به دليل عدم توجه دولت هاي پيشين و سياست هاي ناکارآمدي همچون آزادسازي بازار زمين، افزايش وام (توسط وزير سابق مسکن که عليرغم هشدار کارشناسان بر بروز آثار تورمي آن پس از يک سال، از آخرين اقدامات روزهاي دوره 8 ساله وزارت ايشان به شمار مي آيد) و... فشار تقاضا به مثابه انبار باروتي که سال ها انباشت تقاضا در آن صورت پذيرفته بود، با کوچکترين جرقه شعله ور شد و به بخش مسکن تورم سرسام آوري را تحميل کرد.
3- در دو قسمت از نامه مذکور، به رابطه سياست هاي انبساطي پولي و افزايش نقدينگي موجود در جامعه و افزايش قيمت در بخش مسکن اشاره شده است؛ در مورد اول، «افزايش 50 درصدي قيمت زمين و مسکن» ناشي از «فشار اصلي سياست هاي انبساطي پولي سال هاي 84 و 85» عنوان شده است و در مورد دوم دليل «تورم لجام گسيخته» در بخش مسکن، «تزريق بي سابقه درآمدهاي نفتي» دانسته شده است.
جداي از انتقاداتي که ممکن است به سياست هاي انبساطي دولت و افزايش نقدينگي در جامعه مترتب باشد بايد گفت آيا استدلال فوق براي سرازير شدن نقدينگي به اين بخش کافيست؟ آيا آماري در اين باره وجود دارد؟ بر چه مبنايي و طبق کدام فرمول، نقدينگي در اين بخش افزايش يافته است؟ اصولاً معيار افزايش نقدينگي در اين بخش چيست و چگونه محاسبه مي شود؟ آيا تورم کاذب ناشي از التهاب بازار مسکن و انتظارات تورمي را مي توان ناشي از بالارفتن نقدينگي دانست؟
اصولاً در يک بازار که از يک سو عرضه کننده وجود دارد و از سويي ديگر تقاضا، افزايش نقدينگي يا بايد از سوي عرضه باشد و يا تقاضا.
در سال گذشته اگر افزايش نقدينگي را از سوي عرضه کننده (اعم از صنعتي ساز، انبوه ساز و يا ساخت هاي انفرادي) بدانيم، بايد:
1- آمار معقولي از افزايش يکباره پروانه هاي ساخت به نسبت افزايش قيمت مسکن داشته باشيم. (افزايش 10درصدي اخذ پروانه ساخت در سال گذشته در مقابل افزايش بيش از 40 درصدي قيمت مسکن!)
2- آمار قابل توجهي از داد و ستد و خريد و فروش زمين و املاک فرسوده (جهت تخريب و ساخت واحدهاي مسکوني توسط انبوه سازان) در دو سال گذشته موجود باشد.
3- سياست افزايش تسهيلات مالي براي انبوه سازان اعم از وام ساخت توسط دولت صورت پذيرفته شده باشد.
و اگر افزايش نقدينگي از سوي تقاضا صورت گرفته باشد، بايد:
1- افزايش درآمد (ويا اعطاي تسهيلات مالي خريد) به تقاضاهاي غير مؤثر به اندازه اي صورت گرفته باشد که تقاضاي اين افراد براي مسکن، مؤثر شده و وارد بازار مسکن شده باشند.
2- آمار قابل توجهي از خريد و فروش واحدهاي نوساز و يا دست دوم صورت پذيرفته شده باشد (بدين معنا که تقاضاهاي غيرواقعي يا سوداگرانه به يکباره وارد اين بخش شده باشند)
کدام يک از موارد بالا اتفاق افتاده است؟ آيا صِرف افزايش تورم به صورت ناگهاني در اين بخش بدون درنظرگرفتن ماهيت، نوع و دلايل بروز آن، افزايش نقدينگي ناشي از ورود دلارهاي نفتي و بروز بيماري هلندي را نتيجه مي دهد؟ آيا افزايش 10 درصدي اخذ پروانه ساخت بايد افزايش قيمت مسکن تا 50 درصد را درپي داشته باشد؟ آيا صِرف تحليل بازارهاي رقيب و عدم کارکرد صحيح و جذاب آنها براي ورود سرمايه گذاري، هجوم نقدينگي به بازار مسکن را بايد پذيرفت!؟
به نظر مي رسد بخش مسکن بيشتر از آنکه به عوامل برون زايي همچون سياست هاي انبساطي دولت ارتباط داشته باشد، دچار مشکلات دروني ناشي از عملکرد ناکارآمد دولت هاي گذشته است؛ «فشار تقاضا» ناشي از کاهش بعد خانوار و رسيدن آن به عدد 4، فراتر رفتن تعداد خانوارها از مرز 5/17 ميليون خانواده (در مقايسه با موجودي 9/15 ميليون واحد مسکوني طبق آمار مرکز آمار کشور) و ورود پيک هرم جمعيتي کشور به سن اشتغال و ازدواج و به تبع آن نيازمندي به مسکن، حکايت از شکاف عميق بين عرضه و تقاضا دارد؛ اين امر در کنار انتظارات تورمي به دليل عدم عرضه مسکن و ترس از افزايش بيشتر قيمت مسکن، از عوامل اصلي التهاب و افزايش حباب وار قيمت در بازار مسکن است.
از طرفي ديگر همان طور که ذکر شد فقدان سياست هاي کارآمد زمين و مسکن باعث شده است که در برخي موارد نقاط مکانيِ حساسِ بازار مسکن به ويژه در کلان شهرهايي همچون تهران، توسط مؤسسات مالي غير دولتي تحريک شوند که اين خود با توجه به فشار تقاضاي بسيار در اين شهرها، نقطه شروعي براي افزايش سرسام آور و تصاعدي قيمت مسکن بوده است.
3- براي جبران کمبود مسکن ناشي از انباشت تقاضا در سال هاي گذشته و عدم پاسخ گويي مناسب به آن از سوي دولت هاي وقت و همچنين به وجود آمدن تقاضاهاي جديد همچون آمار سازمان ثبت احوال مبني بر 800 هزار ازدواج در سال و لزوم احياي 40 هزار هکتار بافت فرسوده، بايد سالانه 7/1 ميليون واحد مسکوني ساخته شود؛ عزم دولت جديد در بخش مسکن و اعلام ساخت 5/1 ميليون واحد مسکوني در سال جاري، نشان از رويکرد صحيح آن و به اصطلاح «نشانه گيري دقيق دولت در جهت اصلاح نقاط کور اقتصادي کشور» است که به تبع آن رشد بالاي اقتصادي، اشتغالزايي بالا و مولد و... را به طور حتم به همراه خواهد داشت.
اين بدان معناست که با رويکرد مثبت دولت به بخش مسکن و تحقق آن، بسياري از نگراني هاي موجود در نامه فوق، تا حد زيادي قابل رفع است.
4- اتخاذ سياست «زمين صفر» براي زمين هاي دولتي از سياست هاي کارآمدي است که براي اولين بار در کشور جزو سياست هاي عرضه مسکن قرار گرفته است؛ اين سياست هزينه زمين را از نقدينگي اوليه براي ساخت مسکن حذف کرده و در عين حال مالکيت آن را واگذار نمي نمايد. افزايش سرعت ساخت و ساز، مؤثر کردن تقاضاهاي غير مؤثر در اين بخش، افزايش درآمدهاي مالياتي دولت از ديگر مزاياي اين سياست است که اميد مي رود با اجراي کارآمد آن، ايجاد رشد اقتصادي و اشتغال زايي را به صورت توأمان فراهم کند.
نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه هفدهم تیر 1386 ساعت 0:45
شش اقتصاددان بانك جهاني از افزايش نرخ رشد، بهبود رشد سرانه توليد، كاهش نرخ تورم و بيكاري، بهبود فضاي كسب و كار، افزايش سرمايه گذاري مستقيم خارجي و اعتبار بخش دولتي، رشد صادرات نفتي و غير نفتي، افزايش ذخاير ارزي و رشد درآمد گردشگري ايران در سال 85 خبر دادند
بانك جهاني طي گزارشي با عنوان " توسعه اقتصادي و چشم انداز منطقه خاور ميانه و شمال آفريقا در سال 2007" كه سومين گزارش از اين نوع است به بررسي وضعيت اقتصادي 12 كشور منطقه از جمله ايران با تمركز بر بازار كار طي سالهاي گذشته تا سال 2006 ميلادي (85) پرداخته است.
اين گزارش كه به صورت مقدماتي در آوريل 2007 منتشر شده بود، به صورت پيشرفته در ماه ژوئن سال 2007 ميلادي مجددا" منتشر شده است.
شش اقتصاددان بانك جهاني در اين گزارش تفصيلي با اعلام بهبود 10 شاخص اقتصاد ايران در سال 85 شامل افزايش نرخ رشد اقتصادي، بهبود رشد سرانه توليد ناخالص داخلي، كاهش نرخ تورم و بيكاري، بهبود فضاي كسب و كار، افزايش سرمايه گذاري مستقيم خارجي و اعتبار بخش دولتي، رشد صادرات نفتي و غير نفتي، افزايش ذخاير ارزي و رشد درآمد گردشگري نسبت به سياستهاي مالي انبساطي، رتبه بالاي تورم در منطقه، رتبه پايين ايران در شاخص فضاي كسب و كار، كندي اصلاحات در بخش تجاري، كسري تراز مالي، رقم پايين جذب سرمايه گذاري مستقيم خارجي و كيفيت پايين خدمات دولتي ابراز نگراني كرده اند.
آدرس اينترنتي اين گزارش براي دسترسي آسان كاربران عزيز به متن كامل نسخه اصلي به شرح زير است:

http://web.worldbank.org/WBSITE/EXTERNAL/COUNTRIES/MENAEXT/0,
,contentMDK:21297037~pagePK:146736~piPK:146830~theSitePK:256299,00.html
========================
خلاصه (یکم بیشتر از خلاصه است) در ادامه مطلب

ادامه مطلب
نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
شنبه شانزدهم تیر 1386 ساعت 13:37
به نام فاطمه آفرین
 
نامه ای به خانم فاطمه (س) مادر هستی
 
سلام بر شما که  الگوی همه زنان عالم اید ، این اولین باری است که چنین اتفاقی افتاده است ،بله اولین بار است که 14تیر ماه مصادف می شود با زاد روز ولادت شمااینک می خواهم پس از بیست و پنج سال برای شما نامه بنویسم و از اشک سرخ مادرانی بنویسم که از سال 61جاری است و زنده کننده صلابت زینبی هستند و بگویم که در این 25سال بر ما چه گذشته هر چند که قلمم توان شرح ماوقع را ندارد .
سلام بر خمینی که زنان عصر او الگوی خود را فاطمه (س) قرار دادند.
سلام بر مادر روح ا....در آن روزها که کودک شش ماهه خود را با عشق به خاندان رسالت و اشک یتیمی شیر میداد و بزرگ میکرد.
سلام بر مادرم آن روز که چشم از دنیا بست در حالی که نمی دانست ، سهم رنجهای فرزندش کاظم در آینده ای که او نیست چقدر طاقت فرسا بوده و 25سال طول خواهد کشید و پایان آن نیز مشخص نیست.
سلام بر مادر سید محسن موسوی ،که چشم انتظار از دنیا رفت و علیرغم گذشت بیش از دو دهه فرصت اطلاع از سرنوشت فرزندش را نیافت.
سلام بر ماد ر چشم انتظار حاج احمد متوسلیان ،که هنوز با صدای در، دلش     می لرزد.
سلام بر مادر محمد تقی رستگار مقدم که هنوز آرزوی دیدار دوباره فرزندش را دارد و همچنان خیره به در نگاه می کند.
سلام بر مار رائد موسوی که هنوز صبور شکیبا و امیدوار مانده است.
سلام بر همه مادرانی که با تقدیم جگر گوشه های شان از معبرهای سخت و دشوار زمانه گذشته اند .
و سلام به تمامی مادرانی که همچنان منتظز یافتن نشانی از فرزندان خود هستند و این انتظار نهفته در عمق جانشان سالهاست سنگینی می کند.
ای بانوی دو عالم می دانم که در دنیا بر شما و بردختر گرامی شما زینب شیر زن کربلا چه گذشته است بدانید که در این بیست و پنج سال برما نیز سال های پررنجی گذشته است در 14تیر 1361برادرم  کاظم به همراه تقی رستگار مقدم ،حاج احمد متوسلیان و سید محسن موسوی برای کمک به مردم مظلوم لبنان به آن کشور رفتند بی آنکه پس از گذشت همه این سالها خبری از آنان باز آید.
این چهار تن حماسه داران حماسه ساز بودند که در همه حضور های تکلیفشان و  د رشرایط و فضا های مختلف برای ادای تکلیف بیش از حد توان خود کوشیده اند زندگی بدون مسئولیت شناسی برای آنان از مرگ بدتر بود .
امروز روز تولد مردی است که وقتی ظهور کرد آتش در خرمن هستی بسیاری از انسان ها زد و هر که این آتش به جانش افتاد فارغ از از تمامی دل بستگی های دنیا راهی برای خدمت بر گزید و هر چقدر که راه سخت تر و طاقت فرسا بود اشتیاق آنها بیشتر بود انسان هایی با نام وعنوان بسیجی و شاید هیچکس قدر بسیجان  امام را به اندازه خود امام نشناخت که فرمود :
خدایا مرا با بسیجانم محشور بگردان و این یعنی شناخت دقیق ومحبت عمیق نسبت به بسیجان خود.
300ماه از تیر ماه 1361 گذشته است یعنی 9125روز و 219000ساعت از ربوده شدن 4 بسیجی امام که منشی والا و شخصیتی عمیق داشتند، گذشته است و خداوند خانواده های آنان را در امتحانی سخت قرار داده است ،برای سر بلند بیرون آمدن از این امتحان در نزد خداوند از شما بانوی دو عا لم مدد می جوئیم تا در این را ه اراده خود را قوی تر کنیم و در راه کشف حقیقت سرنوشت عزیزانمان ،در برابر کسانی که از این موضوع استفاده ابزاری کرده اند چون کوه استوار بمانیم و ما نیز در برابر این سئوال که چه  قهرمانانی داشته ایم و برای آنان چه کرده ایم مسئولیم .
 باید همچنان در بیم وامید زندگی کنیم تا دستی از غیب برون آید و کاری کند باید سالها فریب بخوریم و دروغ بشنویم و نادیده گرفته شویم آيا به حق و به واقع مستحق چنین برخوردی بودیم امیدوارم که روزی فرا برسد که غفلت ها و قصور ها در این پرونده با صراحت تمام و به روشنی سوء عملکرد ها اعلام شود و فقط با پس رفتن پرده ها اندکی از حقایق روشن شود .
تمامی کسانی که در راه وصول به حقیقت در این پرونده زحمت کشیده مشکور و ماءجور باد.
از آن بانوی بی نشان می خواهم تا از عزیزانمان نشان وخبری باز آید و باز آیند.
یا فاطمه الزهرا(س) ما را در یاب و امسال از چشم انتظاری برهان ، که انجام این آرزو ی ما در نزد خداوند مهربان با سفارش تو در چشم به هم زدنی بر آورده خواهد شد.
 
 
                                                                        چنین باد
                                                                      راضیه اخوان
                                               خواهر خبرنگار ربوده شده ايراني در لبنان 

نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
شنبه شانزدهم تیر 1386 ساعت 13:29

این نوشته از وبلاگ ارمینه عزیز است خواستم  جواب ایشان را بدهم(لینک وبلاگ در پیوند ها)
======================

خوانندگان ارمینه معترفند که ارمینه در حمایت از دولت و یا در نقد منصفانه(هرچند اندک) از دولت گامی پس و پیش نذاشته است در ماجرای بنزین بنا به ان شد که مطالب مثبت و منفی طرح عنوان شود که تا اینجا با همه ی کم و کاست این هدف پیگیری شده است اما چه خوب است دوستان اصولگرا و صاحبان رسانه های اصولگرا به بحث های انتقادی هم ارج نهند تا این امر با نقص هر چه کمتر  به سر انجام برسد که در اینده سند افتخار جریان اصولگرا شود نه سند ننگ ان."

 

شب اولی که به طور ناگهانی از اخبار اعلام شد که بنزین سهمیه بندی خواهد شد بنده منزل نبودم در حدود ساعت 10 و نیم در کنار خیابان برای یک مافر کش شخصی دست تکان دادم وقتی که با او بر سر قیمت صحبت کردم عنوان کرد که بنزین از امشب ساعت 12 قرار است سهمیه بندی شود و بنزین ازاد لیتری 600 تومان فروخته شود من با شگفت زدگی طرف را رد کردم با این فرض که می خواهد با دروغ پول اضافه از من بگیرد اما بعد فهمیدم ماجرا واقعیت داشته است. هدف از بیان این مطلب ان است که با سهمیه بندی بنزین همه جا صحبت از قیمت ازاد ان هم بر اساس لیتری 500- 600 تومان بود به عنوان شخصی که در اجتماع زندگی می کنم و اخبار اقتصادی مخصوصا اخبار مربوط به مسئله بنزین را دنبال می کنم این موضوع را تاکید می کنم که بنزین ازاد تنها در حال حاضر است که کمترین بار تورمی را به همراه دارد چرا که  جامعه ظرفیت پذیرشش را دارد.

 

دوستان معترف نیستند که یکی از عوامل تورم در کشور جو روانی است و ایا فکر نمی کنند که اگر بحث بنزین ازاد به محاق فراموشی رود سالهای اینده شوک تورمی عجیبی را باید به انتظار نشست. و چرا یک بار برای همیشه جان کندنی را نمی کنیم و بی خود و بی جهت بر روی مسئله بنزین ازاد حساسیت ایجاد می کنیم.

 

تاکسی های دوگانه سوز  ماهانه 800 لیتر سهمیه دارند و به راحتی می توانند سهمیه بنزین خود را با قیمت ازاد در حدود لیتری 600 تومان به فروش برسانند ضمن انکه بسیاری از انان در حال حاضر این کار را می کنند و از نظر قانونی هم عنوان شده است که منعی وجود ندارد با فرض لیتری 600 تومان ماهانه 480 هزار تومان درامد کسب کرده و چه انگیزه ای برای ارائه خدمات در این شرایط را دارند به خصوص در شهرهای کوچک که این مبلغ دندانگیر تر است. ایا دولت با فروش ازاد نمی تواند به این بازار های سیاه خاتمه دهد؟

 

با اخباری که بنده از گوشه و کنار دریافت کردم هر 20 لیتری بنزین در حال حاضر 15 هزار تومان به فروش می رسد یعنی به طور تقریبی لیتری 750 تومان ! ایا این اقدام فروش ازاد بنزین ان هم با قیمتی فراتر از قیمت معمول نیست اما از نوع به شدت نامبارکش و بوسیله بازار سیاه؟ ایا با بنزین لیتری 550 -600 تومان نمی توان جلوی این کار را گرفت و مگر نه انکه لیتری 750 تومان به فروش می رود حال اگر دولت لیتری 600 تومان بنزین را به فروش برساند باعث افزایش تورم در بازار می شود یا تلطیف تورم؟ با فرض انکه تورم تلطیف نشود اما به طور قطع مانع از افزایش تورم در اینده بواسطه بنزین خواهد شد. بسیاری از دلسوزان بر این مطلب تاکید داشته و دارند.

 

طبق اخباری که در چند روز گذشته منتشر شده است بنزین قاچاق از عراق وارد شهرهای مرزی شده است و لیتری 600 – 700 تومان به فروش می رسد ایا دولتیان و مجلسیان قرار است بنزین ازاد را از این مبلغ گرانتر بفروشند؟ قاچاق بنزین به داخل کشور البته به نفع دولت است تا به ضررش چرا که بنزین مازاد خود را به قیمت جهانی صادر خواهد کرد اما نفس قاچاق نامیمون است و البته مسئله اصلی فروش ازاد بنزین در این روزها با نرخ های بالاتر از حد طبیعی است دولت و مجلس با چه کسی لجبازی می کنند؟
======================================
سلام ارمینه جان. اول بگم که مقصود من این نیست که دولت و مجلس بی نقص اند یا تو اشتباه نوشتی اما همه حقایق را نمی دانی.
در مورد اول که گفته بودی  بنزین به صورت آزاد عرضه شود هدف هم همین است مثل تمام اجناسی که قبلا کپنی بود .دولت بنزین را کپنی کرد و مانند خیلی از کپن ها که کم کم از بین رفتند این کپن و این یارانه نیز از بین می رود.
و بنزین آزاد نیز در کنارش عرضه می شود(بعد از تعطیلات مجلس قیمت آزاد اعلام خواهد شد)
 در مورد دوم که قاچاق سوخت رو مطرح کرده بودی خودت هم فقط گفتی شنیدم یعنی اینقدر این آمار کمن است که ما به سختی در جامعه با آن مواجه هستیم و با درایت نیروی انتظامی و دولت کم کم این موضوع نیز از بین می رود.
اما همانطور که گفتی:بگذار دیگران هر چه می خواهند بگویند 

نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
شنبه شانزدهم تیر 1386 ساعت 13:1

سلام ببخشید دیر آپ کردم اما اینو بخونید
=============================
رئیس جمهور آمریکا ادعا کرد: مفهوم و معناي آزادي مذهبي و حقوق فردي به هر كجاي جهان نفوذ كرده، گسترش يافته است، به استثناي يك منطقه در خاورميانه.
جرج بوش که در مركز اسلامي واشنگتن سخنرانی می کرد، در ادامه سخنان ضد ایرانی خود گفت:«ما در آنجا برعكس، شاهد سر برآوردن گروهي بوده ايم كه مي خواهند از مذهب به عنوان راهي براي رسيدن به قدرت و وسيله اي براي استيلاي خود استفاده كنند. اين گروه خودخوانده گمان مي كند كه از جانب تمام مسلمانان سخن مي گويد!»
جرج بوش در این سخنرانی که رسانه هاي آمریکا آن را منتشر نمودند، خود را دلسوز مسلمانان معرفی کرده و درباره ادعاهای خود مصداق هم آورد: «يك نمونه "آيت الله حسين كاظميني بروجردي" در ايران است كه يك روحاني برجسته شيعه تلقي مي شود و از جدايي مذهب از سياست طرفداري مي كند. او در ماه اكتبر سال 2006 ميلادي در تهران پس از آنكه نيروهاي امنيتي طرفدارانش را كه براي حفاظت از وي خانه اش را محاصره كرده بودند، مورد ضرب و شتم قرار گرفت و دستگير شد.»
جرج بوش که رفتارهای ضد انسانی و شرم آور نیروهایش در زندانهای گوانتانامو، ابوغریب و... موجب تنفر مردم سراسر جهان و به ویژه گروههای آمریکایی شده است، ادامه داد: «آيت الله بروجردي در زندان در بازداشت بسر مي برد و ممكن است شكنجه شده باشد.»
بوش سپس اظهار نظر نمود:« گروه خود خوانده اي كه مدعي است از جانب مسلمانان سخن مي گويد، در حقيقت شامل راديكال هايي است كه دشمن اسلام واقعي(!) هستند.»
گفتنی است حسین کاظمینی بروجردی علیرغم انتشار اسم خود با عنوان آیت الله در زیر تصاویر رنگی و بزرگی که از خود چاپ کرده، دروس حوزوی را تنها تا حد سطح خوانده ‌است.
وی چندی پیش از سوی دادگاه ویژه روحانیت برای ادای پاره‌ای توضیحات در مورد ادعای دیدار با امام زمان(عج) فراخوانده شد اما از ادای توضیح در این زمینه خودداری نموده و اعلام کرد که اساسا با دخالت دین در سیاست مخالف است.
کاظمینی علیرغم آنکه مدعی جدایی دین از سیاست است اما هر روز با شبکه‌ های تلویزیونی سلطنت‌طلب و رادیوهای ضدانقلاب و بیگانه اعم از فردا، بی‌بی‌سی، صدای آمریکا و... مصاحبه‌های مفصل انجام می داد و با معرفی کردن خود به عنوان نواده امام سجاد(ع) مدعی شد به همین علت من هم طرفدار صلح با همه هستم!
سخنان عجیب کاظمینی که طی آن مدعی می شد جمهوری اسلامی برای عدم انتشار سخنان وی، آنتن ماهواره ها را جمع می کند و یا آنکه حکومت ایران برای اینکه وی با کوفی عنان ملاقات نکند، مانع حضور دبیرکل سابق سازمان ملل در ایران شده است، از جمله مواردی است که به تدریج برخی سیاسیون داخلی و رسانه های دوم خردادی را از پرداختن رسانه ای به این سوژه منصرف نمود.
گفتنی است در دهه شصت، هنگامی که رئیس جمهور وقت آمریکا همانند جرج دبلیو بوش، اسلام پیاده شده در جمهوری اسلامی را غیر واقعی نامیده و خواستار انجام برخی اصلاحات در متون دینی اسلام شده بود حضرت امام خمینی(ره) در یکی از سخنرانیهای خود در حسینیه جماران در پاسخ به وی، این اظهارات را مضحک ارزیابی نموده و فرمودند که «من نمی دانم این رئیس جمهور آمریکا چه وقت حاشیه خود بر عروه الوثقی را منتشر می کند!»

نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
جمعه پانزدهم تیر 1386 ساعت 13:42
نمی دانم می دانید یا نه اما بنی صدر در زمان ریاست جمهوری اش مدیر مسئول روزنامه انقلاب اسلامی بود و اکنون در فرانسه روزنامه اقلاب اسلامی در هجرت را چاپ می کند(من نمی دونم کی می خره!!)
اما وب سایت آن این است (که البته فیلتره) http://enghelabe-eslami.com
و وب سایت خود ملعونش اینه:http://www.banisadr.com.fr
اما امروز خود ملعونش در سر مقاله رزوزنامه پیام زیر را گذاشته بود.تفسیر با خودتان!!
=========================
نخست از شما کارکنان لشگری و کشوری می پرسم :
اکنون 3 دهه است ایران در بحرانهای سخت است . بحرانها حل نشده بر هم افزوده می شوند . فشار اقتصادی به ایران افزایش می یابد . ویرانگری حکومت اثر این فشار را چند برابر بیشتر می کند. هم اکنون ، ایران به جنگ تهدید می شود ، هم اکنون ، خاورمیانه در خشونت فروتر می رود . هم اکنون ، ایران در مرکز بحران خشونت و جنگ است . ﺁیا شما فکر می کنید برای ملتی که طی سه دهه ، دو نسلش را به شعله های ﺁتش بحرانها سپرده اند و می سپرند، که بهترین فرصتهای رشد او را به فرصتهای تخریب نیروهای محرکه اش بدل می کنند، که، در جهان ، نامحبوب و بلکه منفورش می گردانند و به انزوایش در می ﺁورند، باز رمق حیات می ماند ؟ تا کی می خواهید نقش مأمور بی اختیار را در دست استبدادیان بازی کنید ؟ خطاب به شما نبود که خداوند فرمود : از ﺁنچه بدان علم نداری، پیروی مکن؟ خطاب به شما نبود که فرمود: مأمور معذور نیست ؟ لختی کرامت و منزلت خویش را بمثابه انسانهائی که ﺁزاد و حقوقمند خلق شده اید، بازیابید و از اطاعت کورکورانه بازایستید .

و سپس از شما روحانیان می پرسم :
اینک ایران و اسلام و روحانیت در خطری است که یخ قطب بی تفاوتی را نیز ﺁب می کند . حتی اگر به ایران حمله نظامی نیز نشود، قدرت مسئله و بحران می سازد و بر مسئله ها و بحران ها که ساخته است، می افزاید . اعتیاد یک جامعه به تکاثر و انباشت بحران ها، حساسیتش را نسبت به خطرها که حیات ملیش را تهدید می کنند، از میان می برد . هیچگاه اسلام این اندازه دست ﺁویز استبداد ستم و فساد گستر نبوده است . ﺁیا با وجود این واقعیت، اعتیاد به بحران و اطاعت از قدرت، حساسیت شما را نیز از میان برده است ؟ ﺁیا تن به استسلام داده اید و همچنان بنا ندارید بر این قدرت طلبی عنان گسیخته که اسلام و ایران را تباه می کند، بشورید ؟ خطاب به شما نبود که کلمه حق را در حضور سلطان جائر ، افضل الجهاد خواند ؟

و ﺁنگاه از شما معلمان و استادان و دانشجویان می پرسم :
57 تن از استادان دانشگاه نسبت به ویرانگری حکومت در اقتصاد ایران هشدار دادند . کاری سخت ارزشمند کردند . یکبار نیز استادان فیزیک نسبت به ایجاد بحران اتمی هشدار دادند . چرا در قلمرو های دیگر این هشدارها را ندهید ؟ چرا این هشدارها را مکرر نکنید ؟ دانشجویان مسئولیت شناس در پی اندیشه راهنما و یافتن بیان ﺁزادی شده اند . جنبشهای اعتراضی دانشجویان و زنان و معلمان و کارگران ترجمان گرایش به بیان ﺁزادی و خلق فرهنگ ﺁزادی است . هرگاه گرایش به بیان ﺁزادی و شرکت در خلق فرهنگ ﺁزادی را همگانی کنید ، به خود و به مردم ایران نقشی تعیین کننده در استقرار دولت حقوقمدار و نجات حیات ملی، بخشیده اید .
با توجه به تحول مطلوب که خود نیز در ﺁن نقش دارید، چرا شما معلمان دانش ﺁموزان را به ترک زورباوری و رفتار زورباورانه نخوانید ؟ چرا شما دانشگاهیان مسئولیت شناس اکثریت بزرگ دانشگاهیان و دانشجویان را به بیان ﺁزادی نخوانید ؟ چرا ﺁنها را به حماسه زمان، حماسه خلق فرهنگ ﺁزادی نخوانید ؟ چرا به یمن ﺁن بیان و این فرهنگ، ﺁنها را از کرختی اعتیاد به بحران های روزمره بدر نیاورید و حساسیت ﺁنها را به خطرها که متوجه حیات ملی هستند، بر نیانگیزید ؟ ﺁیا تردید دارید تا زمانی که گرایش به بیان ﺁزادی همگانی نشود، در جنبشهای دانشگاهیان ، جمهور دانشگاهیان شرکت نمی کنند ، در جنبشهای معلمان جمهور معلمان شرکت نمی کنند ، در جنبشهای زنان جمهور زنان شرکت نمی کنند و در جنبشهای کارگران ، برغم هرچه سخت تر شدن زندگی ﺁنها، جمهور کارگران شرکت نمی کنند و بدون بهم پیوستن این جنبشها ، جنبش همگانی پدید نمی ﺁید ؟
جنبشهائی که در ایران روی می دهند، همه طبیعت جنبش همگانی را دارند . پس کلید در دست شما است . با همگانی کردن گرایش به بیان ﺁزادی ، قفل را بگشائید و ایران را به حرکت ﺁورید.

و از مردم ایران می پرسم :
می دانم که گرایش به ﺁزادی و استقلال همگانی تر شده است . این امر که افراد یک دسته از زورپرستان را مأموران امریکا گرد می ﺁورند و طرفه این که از کرده خود پشیمان می شوند و دسته دیگر از امریکا رخصت عمل می طلبد، بیانگر واقعیتی بس مهم است: قدرت خارجی جز زورپرستان فرسوده و در انحطاط و انحلال دستیاری نمی یابد و ناتوان است.
بدین قرار، افزون بر سه دهه کوشش بی وقفه نه تنها ناشناخته ای را بر جا نگذاشته است، بلکه زورپرستان و قدرتهای خارجی را برﺁن داشته است که پرده از کار ننگین خود بردارند . این امر که زورپرستان به خدمتگزاری بیگانه می روند و از سلطه گر می خواهند از ﺁنها " ﺁلترناتیو " بسازد و یا ﺁنها را بمثابه " ﺁلترناتیو " بپذیرد، نه تنها انحطاط و عجز ﺁنها را نشان می دهد بلکه مسلم می کند تا خائنانی نباشند و به قدرت خارجی روی نیاورند، قدرت خارجی توانا به مداخله در امور کشور نمی شود . از اقبال بلند ایران و شما مردم ایران، هم ﺁنها که به ﺁستان بوسی بیگانه می روند و هم قدرت خارجی دیگر نمی توانند پنهان عمل کنند . ﺁزادگان هستند و نمی گذارند در ایران چلبی و علاوی و کرزای پیدا شوند و ایران را به روز سیاه عراق و افغانستان اندازند . ناتوانی و انحطاط زورپرستان و ناتوانی قدرت خارجی از بدیل سازی، پیروزی بس بزرگ راه روان راست راه استقلال و ﺁزادی ایران است . این پیروزی را قدر بشناسید و برای استقرار قطعی دولتی بر پایه استقلال و ﺁزادی برخیزید .
با اینهمه ، از شما می پرسم : ﺁیا وجدان جمعی به حق تصمیم ، حقی که از ﺁن شما مردم است، وجدان جمعی به حقوق ملی ، وجدان جمعی به فرصتهای رشد ، وجدان جمعی به کرامت و منزلت خود بمثابه یک ملت تاریخی، وجدان جمعی به ایرانیت ، هویتی که از راه رشد نو به نو می شود، وجدان جمعی به موقعیت ایران در جهان و نقش ایران در جهان ، وجدانهائی نیستند که شما ، بنا بر موقعیت ، می باید غنی ترین ﺁنها را داشته باشید ؟ ﺁیا از خود می پرسید : از حق تصمیم خود استفاده می کنیم ؟ از خود می پرسید : اگر از این حق استفاده کرده بودیم ، کسی به خود اجازه می داد خود را ولی مطلق ما کند ، زور را تنها روش حکومت بگرداند و بهمن مسئله ها و بحرانها را بر حیات ملی ما فرو فرستد ؟
ﺁیا می دانید بحران اتمی ، یک بحران نیست ، مجموعه ای از بحرانهای حل نشده پیشین است ؟ ﺁیا می دانید اگر این بحران در برگیرنده بحرانهای پیشین نبود، اگر هم پدید می ﺁمد، دیر نمی پائید و ایران را منفور جهانیان و گرفتار انزوا نمی کرد ؟ ﺁیا از خود می پرسید : ما که در دوران انقلاب شکوهمند خود ، محبوب ترین ملت روی زمین شدیم ، چرا باید امروز ، مردمی منفور شده باشیم ؟ اگر این پرسش را از خود بکنید، در می یابید علت بحرانهائی هستند که استبداد حاکم ساخته و بر یکدیگر افزوده و، بدانها ، هویتی را به ایران و ایرانی داده است که نفرت بر می انگیزد . ﺁیا می گذارید اعتیاد به بحرانها ، وجدان جمعی شما را بر خطرهائی ناحساس کند که حیات ملی را تهدید می کنند، ؟ ﺁیا شما بعد از 30 سال تجربه ، نمی دانید مشکل یکی اعتیاد به اطاعت از قدرت و دیگری دولت زورمداران است؟ چرا می دانید . پس بدانید دانائی که به دانش خود عمل نمی کند، زیانکار تر است . بر شما است که به مبارزه با اعتیاد به اطاعت از قدرت برخیزید . بر شما است که گرایش به بیان ﺁزادی را هرچه همگانی تر کنید . بر شما است که کار را با ایستادگی بر سر حقوق انسان و حقوق ملی ﺁغاز کنید . بر شما است که کار را با ابراز شخصیت ملی ﺁغاز کنید . بر شما است که کار را با حمایت از جنبشهائی ﺁغاز کنید که برای احقاق حق بعمل می ﺁیند . بر شما است که از مبارزان سیاسی که در راست راه استقلال و ﺁزادی و رشد بر میزان عدالت اجتماعی هستند و برای انسان حقوق و بعد معنوی قائلند ، حمایت کنید . بر شما است که از جنبشهای دانشجویان و دانشگاهیان، از جنبشهای زنان، از جنبشهای کارگران ، از جنبشهای معلمان و هر جنبشی که ﺁزادی ، منزلت و کرامت انسان را هدف می کند، حمایت کنید . بر شما است که بدانید استقلال ، حل کردن مسئله ها ، پایان دادن به بحران ها، استوار کردن رابطه ها با دنیا بر پایه حقوق ملی و نساختن بحران و باز نکردن پای قدرت خارجی را به زندگی ملی ، است . دولتی که بحران می سازد و قدرت خارجی را در داخل و خارج از کشور محور می کند، استبدادی و وابسته است . حق و وظیفه شما است این دولت را با دولت حقوق مداری جانشین کنید که ستون پایه های ﺁن را حقوق انسان و حقوق ملی، استقلال و ﺁزادی و رشد بر میزان عدالت تشکیل می دهند .
هشدار دوران انقلاب را یادﺁور می شوم : تا زن ﺁزاد نشود، حقوق ، کرامت و منزلت نجوید و رشد نکند، جامعه ای رشد نمی کند . پس نخست بر زنان است که مبارزه برای ﺁزادی و حقوق خویش را از مبارزه برای ﺁزادی و حقوق مردان جدا مپندارند و جنبش خویش را جنبش ﺁزادی ملت ایران بگردانند و ﺁنگاه بر زن و مرد ایرانی است که کرامت و حقوق خویش را به یادﺁورند و به عمل درﺁورند .
ﺁن توانائی را که توانائی جماعت است و بر توانائی بی پایان خدائی متکی است به یاد ﺁورید و برخیزید.
نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
جمعه پانزدهم تیر 1386 ساعت 13:10
سایت خبری «آلترانفو» در گزارشی می‌نویسد: به دنبال كنترل نوار غزه از سوی حماس، تحولات بسیار جالبی رخ داده است كه جملگی حكایت از ترس و وحشت اسرائیل از افشای «اسرار مگوی» این رژیم دارد!
براساس این گزارش، یك سایت اینترنتی نزدیك به سرویس‌ها‌ی اطلاعاتی مصر در روزهای اخیر فاش كرده كه «ترافیك» تلفنی بی سابقه ای این روزها بین اسرائیل و مصر برقرار است! اینكه، در جریان گفت وگوهایی كه بین این دو كشور برقرار گردیده، اسرائیل مسئولان سرویس‌ها‌ی امنیتی مصر را موظف ساخته است هزاران سند فوق سری و محرمانه ای را كه در نوار غزه به دست حماس افتاده، به این رژیم بازگردانند.
=============================================
همانطور که قبلا گفتیم اسراییلی ها از اینکه این منابع به بیرون نشر پیدا کند می ترسند و آن را فاجعه قرن و بزرگترین حادثه ای می داند که طی سال های پیدایش این رژیم پیش آمده می دانند.
گفتنی است ترس اسراییل از این است که مبادا این اطلاعات به دست نا اهلان(ایران،حزب الله و سوریه)بیفتد تا بعد ها از آن به عنوان سلاحی علیه اسراییل استفاده کنند.
آن طور که پیداست اسراییل در حال تلاش است تا این اسناد را از بین برده و یا به دست فتح باز گرداند و در حال پی ریزی عملیاتی برای انجام این کار است و حملات پی در پی به غزه به همین منظور است
نوشته شده توسط:شنیده نشده

نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
جمعه پانزدهم تیر 1386 ساعت 12:49


نقش پر رنگ مهره های آمریکایی خاندان سعودی در بحرانهای خاور میانه با سکوت مطلق رسانه های منطقه اي و جهاني در برابر این تحرکات برنامه ریزی شده، همراه است.
در حالیکه اغلب رسانه های عرب زبان، پا به پای رسانه های غربی به طرح و تقويت رواني گمانه زنیها و اتهامات غیر مستند علیه ایران در عراق، فلسطین، لبنان و... می پردازند، همزمان درباره ارائه اطلاعات مستندی که درباره دخالت عجیب برخی مهره های آمریکایی- سعودی در بحرانهای اخیر منطقه منتشر می شود، سیاست «بایکوت رسانه ای» را در پیش گرفته اند.
بنا بر این گزارش اخیراً یکی از تحلیلگران سیاسی عرب زبان در گفتگو با شبکه خبری الجزیره گوشه هایی از تحرکات پنهان بندر بن سلطان فرزند وليعهد و سفير سابق عربستان در آمريكا در سال های‪  ۱۹۸۳تا ۲۰۰۵ ميلادي در برپایی آشوبها و نا آرامی ها را آشكار كرد.
ناصر قنديل، رئيس مركز مطالعات ورسانه هاي خاور مدرن در لبنان و از تحلیلگران سیاسی عرب در مصاحبه با شبكه الجزيره گفت: بندر بن سلطان اخیراً به گروههاي جهادي اعلام کرده است، همچنانكه شوروي دشمن ما بود، ايران نيز هم اكنون دشمن ماست و بايستي برضد ايران واساساً کل شيعيان بجنگيم. 
قندیل درباره اقدامات بن سلطان در منطقه از ارتباط تنگاتنگ گروه فتح الاسلام كه طي يك ماه اخير، در شمال لبنان با ارتش اين كشور درگير شده با يك گروه دست نشانده شاهزاده بندر بن سلطان خبر داد.
اين شخصيت لبناني تاكيد كرد بندر بن سلطان به آمريكايي ها گفته بود، وي كه گروه القاعده را در سال1980 در افغانستان تاسيس كرد، هم اكنون مي تواند دوباره القاعده جديدی را تاسيس كند. این درحالیست که كه گروه فتح الاسلام طوري سازماندهي وآموزش داده شده تا بتواند بعنوان رقيب در برابر حزب الله ايفاي نقش كند.
قندیل در این گفتگو همچنین با اشاره به اينكه «محمد دحلان» از رهبران فتح و مشاور امنيت ملي رئيس تشكيلات خودگردان، عامل بندر بن سلطان در غزه مي باشد، تاكيد كرد كه وی با همكاري ژنرال آمريكايي"دايتون" و بودجه65 ميليون دلاري كنگره آمريكا قصد انجام كودتا در غزه را داشته است اما حرکت حماس در این منطقه عملاً وی را ناکام گذاشت.
قندیل با اشاره به طرح ژنرال"كنت دايتون" در غزه، به هماهنگي وي با بندر بن سلطان بمنظور حمايت از محمد دحلان ومحمود عباس تأكيد کرد و افزود: این طرح به منظور كنترل کامل غزه و خارج کردن کامل آن از دست حماس طراحی شده بود که به شكست انجاميد.
اين صاحب نظر لبناني در ادامه این مصاحبه به تعاملات وسیع تر موجود بین بن سلطان و آمریکاییها نيز اشاره کرد و گفت: بندر بن سلطان درصدد به دست گرفتن قدرت در عربستان است.
قندیل در توضیح این برنامه ریزی گفت: آمريكايي ها قصد دارند پيش از عقب نشيني از عراق يك شبكه امن براي اسراييل در کل منطقه ايجاد كنند و طبق اين نقشه، بندر بن سلطان بايستي قدرت را در عربستان به دست بگيرد. 
این درحالیست که بندر بن سلطان به غربي ها گفته است كه وي طرحي براي اسكان فلسطيني ها در مناطق سكونت كنوني آنها در دست دارد. بن سلطان هزینه اين طرح را هشت ميليارد دلار برآورد کرده و به آنها قول داده که كشورهاي خليج فارس آن را تامين خواهند كرد!
گفتنی است در پی افشای چندی پیش طرح ترور سیدحسن نصرالله در لبنان نیز نام بن سلطان به عنوان یکی از سه عامل اصلی این طرح توطئه آمیز افشا شد.
همچنین ارتباطات مشکوک و وسیع بندر بن سلطان با مقامات کاخ سفید و خصوصا نومحافظه کاران آمریکا، از موضوعات بحث برانگیز رسانه ای در آمریکا شده است.
در مهمترین این واکنش ها مایکل مور، مستندساز مشهور آمریکایی در فیلم مستند مشهور خود با عنوان فارنهایت 9-11 که توانست بسیاری از جایزه های بین المللی را هم از آن خود کند، به ارتباطات وسیع این مهره سعودی با مقامات کاخ سفید، قبل و بعد از واقعه یازدهم سپتامبر پرداخت و مخاطبین را با این سوال مواجه کرد که «چگونه است در حالیکه تمامی مسلمانان در آمریکا از هر نژاد و ملیت به خاطر این واقعه تروریستی می بایست تحت فشار باشند اما سفیر سعودی در ایالات متحده که دارای روابط معلوم با گروه القاعده است،همچنان ارتباط تنگاتنگ خود با سران حکومت آمریکا را حفظ می کند؟»

نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
جمعه پانزدهم تیر 1386 ساعت 12:38

با سپری شدن روزهای متمادی از دستگیری سید حسین موسویان و در حال حاضر آزادی با وثیقه وی، خبرنگار بولتن به اطلاعات جدید و مهمی در پرونده موسویان دست پیداکرده است.
 ماجرای دستگیری موسویان از این قرار بوده که وی در سال گذشته 50 روز مسافرت خارج از کشور داشته است و چند سال قبل هم ، یک سری مصوبات شورای عالی امنیت ملی به دست بیگانگان افتاده بود که احتمال داده می شد این اقدام توسط معاون مرکز تحقیقات مجمع تشخیص و معاون حسن روحانی، صورت گرفته باشد.
مذاکره کننده ارشد پرونده هسته ای در دولت اصلاحات، ملاقات های زیادی با افراد تحت پوشش طرف های اروپایی و دیپلمات های غربی داشته که برخی از آنان به طور قطع از افراد سرویس های امنیتی غرب بوده اند و با این حال موسویان به راحتی با آنها صحبت کرده و در حالی که امروزه ثابت شده که آنها از افراد سرویس های جاسوسی و امنیتی غربی بوده اند، با این حال وی اطلاعات بسیاری را به آنها منتقل کرده است. با توجه به جلسات متعدد بازجویی که سربازان گمنان امام زمان(عج) با موسویان داشته اند وی با توجه به اسناد و مدارک انکارناپذیر آنان پذیرفته که طرف های مرتبط با وی عمدتا از نیروهای امنیتی بود ه اند و گفته است که؛ اشتباه کرده و نباید به اینها اعتماد می کرد.
در همین زمینه باید خاطر نشان کرد که چندی قبل که نمایشگاه نفت و گاز در ایران برگزار شده بود، سیروس ناصری به این بهانه به ایران آمده بود، و در حالی که با داشتن پرونده های متعدد امنیتی و مالی تحت تعقیب قرار داشته و باید دستگیر می شد، موسویان وی را از اوضاع مطلع کرده و ناصری نیز سریعا کشور را ترک می کند.
بنا براین گزارش؛ از جمله اتهامات دیگر معاون حسن روحانی این بوده که یک سری اسناد محرمانه در اختیار وی بوده که بایدآنها را تحویل مقامات مربوطه می داد ولی این کار را نکرده و آنها را تحویل نداده است.
هم چنین باید گفت که طرف های مقابل مذاکرات هسته ای ایران و اروپا، در جریان مذاکرات هسته ای اطلاعاتی داشته اند که در زمان های قبل از مذاکره با مراجعه به موسویان آنها را دریافت می کرده و از نقاط ضعفی که ایران داشته مطلع شده و مذاکره کننده ارشد هسته ای، این اطلاعات را به آنها منتقل می کرده است.
مهمترین اتهام موسویان؛ درباره یک سری اسنادی بوده که در اختیار انگلیسی ها قرار داده و در نهایت به دست سرویس امنیتی MI6 انگلیس افتاده بوده است . این اسناد در مورد پایگاه های نظامی امنیت  ایران در اروپا بوده که طی بخشنامه ای به آنان توصیه هایی شده بود که در زمان حمله احتمالی آمریکا به ایران ، چه اقدامات و تصمیم های باید اتخاذ کنند.
این گزارش که سه نسخه بوده است؛ یکی در اختیار حسن روحانی، دیگری در اختیار علی یونسی و آخری هم در دست حسین موسویان بوده است. و بعدها مشخص شد که نسخه ای که در دستان موسویان بوده در اختیار انگلیسی ها قرار گرفته است.
گفتنی است که قبل از دستگیری موسویان به آقای هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی اطلاع داده شده بود و بعد از دستگیری وی نیز این دو مقام عالی رتبه و دوستان سابق موسویان تلاش های زیادی را برای آزادی وی انجام می دهند

نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
جمعه پانزدهم تیر 1386 ساعت 6:45

مشاور و رييس بازرسي ويژه رياست جمهوري بر شناسايي آسيب‌ها و برخورد قاطع با عوامل گراني در جامعه تاكيد كرد.
"داود احمدي‌نژاد" عصر پنجشنبه در نشست معاونان ستادي و مديران كل سازمان تعزيرات حكومتي كشور در كرج افزود: نبايد اجازه داد افرادي با بالا و پايين كردن قيمت‌ها مشكلاتي براي مردم به‌وجود آورند.
مشاور رييس جمهوري گفت: دست‌هاي آلوده‌اي در كشور وجود دارند كه نزديك به سه دهه اخير از هر فرصتي براي وارد آوردن آسيب به كشور و زراندوزي و سودجويي بهره برده‌اند و از هيچ تلاشي براي كسب ثروت و سودهاي نامشروع فرو- گذار نكرده‌اند.
احمدي نژاد افزود: دولت نهم از همان روزهاي نخستين فعاليت خود با اين جريان ناپاك دست به گريبان بوده است.
وي،افزايش شديد قيمت مسكن، حجم بالاي قاچاق كالاو ارز، احتكار كالاهاي مصرفي و سرمايه‌اي، زد وبندهاي مالي در برخي بانكها بويژه در بانكهاي خصوصي، تخريب اراضي كشاورزي و جنگلي شمال كشور، ساخت وسازهاي غيرقانوني و فروش آنها، قاچاق سوخت از مناطق مرزي به خارج از كشور و قاچاق كالاهاي خارجي به داخل از جمله اقدامات آشكار و پنهان سودجويان و عوامل دشمنان در كشور برشمرد.
مشاور رييس جمهوري تاكيد كرد: دولت خدمتگزار براي مقابله با اين وضع و حمايت از اقشار آسيب پذير جامعه برنامه‌هاي ويژه و اساسي كوتاه مدت، ميان مدت و بلندمدت در دست اقدام دارد.
وي خطاب به مسئولان سازمان تعزيرات حكومتي كشور گفت: برخورد قاطع و سريع با تخلفات اقتصادي، اطلاع رساني در خصوص شرح وظايف اين سازمان از طريق رسانه‌ها، بهره‌گيري ازتوانمنديهاي سازمان در راستاي سياستهاي دولت، گسترش تعامل وهمكاري با سايردستگاههاي اجرايي وارايه راهكارهاي مناسب براي مهار گراني در دستور كار خود قرار دهند.
احمدي نژاد گفت: با توجه به اجرايي شدن طرح سهميه بندي بنزين بايد راهكارهاي نوين براي برخورد با عرضه خارج از شبكه سوخت و تلاش درجهت امنيت اقتصادي در اولويت كاري سازمان تعزيرات حكومتي قرار گيرد.
مشاور رييس جمهوري افزود: با اينكه در سال ‪ ۱۳۸۲‬اختيارات سازمان تعزيرات حكومتي محدود شد اما براساس مصوبه مجلس هفتم در اين موضوع بازنگري به عمل آمد و اكنون در مراجع ذيصلاح اقداماتي براي افزايش دامنه اختيارات آن در دست بررسي است.
وي تاكيد كرد: با اين حال براي كاهش دغدغه‌هاي مهم در شرايط كنوني بايد بخش‌هاي مختلف براي كنترل گراني يكپارچه ومنسجم عمل كنند كه دراين راستا وزارت نفت به عنوان محور سياستگزاري مربوط به توليد، توزيع و مصرف انرژي بايد استراتژي قوي و همه جانبه‌اي در راستاي سياست‌هاي دولت و تثبيت سهميه بندي سوخت و جلوگيري از سوء‌استفاده‌هاي احتمالي درپيش گيرد.
احمدي نژاد نيز از نيروي انتظامي خواست در جهت شناسايي افراد متخلف در زمينه فعاليتهاي اقتصادي اعم از قاچاق كالا، خدمات و سوخت برخورد قاطع و ريشه‌اي كند.
وي گفت: ستاد تنظيم بازار به عنوان موثرترين نهاد در امر سياستگزاري و كنترل قيمت‌ها بايد فعال تر وكارآمد تر از گذشته نسبت به تنظيم سياست هاي مربوط به تعديل نظام عرضه و تقاضا گام بردارد.
مشاور رييس جمهوري همچنين خواستار همكاري رسانه‌هاي جمعي درامر اطلاع رساني درخصوص مبارزه با گراني و گرانفروشي و كاهش تورم در كشور شد.
وي تصريح كرد: ما بخاطر خدمت به مردم وارد عرصه فعاليت در اموراجرايي كشور شده‌ايم ولازم است تا درجهت افزايش رضايتمندي مردم گام برداريم.
احمدي نژاد گفت: دولت نهم با رويكرد كاملا ولايت محورانه و براساس منشور عدالت گرايي و اصول گرايي مبتني بر آرمانهاي اصيل و انقلاب اسلامي روي كار آمده و سعي و اهتمام آن بر رفع مشكلات اقتصادي مردم است.
مشاور رييس جمهوري ادامه داد: همچنين دولت خدمتگزار در طول سه سال فعاليت خود گامهاي بلندي در مسير تحولات اقتصادي و ساماندهي وضعيت معيشيتي مردم برداشته است.
وي گفت: چشم‌هاي بيدار ملت ايران اين فعاليتهاي كلان و ساختاري را به خوبي زير نظر دارند و مردم همه اقدامات دولت را ارج مي‌نهند.
رييس بازرسي ويژه رياست جمهوري، حمايت دولت از واحدهاي توليدي صنعتي كوچك و بزرگ، بخشودگي بدهي‌هاي بانكي صاحبان صنايع كوچك و كشاورزان، ايجاد نظام كنترلي و هدايت گرانه بازار، تنظيم بازار بورس اوراق بهادار، كاهش سود بانكي از ‪ ۲۴‬درصد به ‪ ۱۲‬درصد در راستاي حمايت از اقشار كم درآمد از مهمترين اقدامات دولت خدمتگزار برشمرد.
وي، پرداخت تسهيلات يكصد ميليون ريالي مسكن به اقشاركم درآمد، اعطاي تسهيلات به بنگاه‌هاي اقتصادي زودبازده وتغيير ساختار سازمان مديريت و برنامه‌ريزي از ديگر اقدامات دولت عدالت محور ذكر كرد
===================================================
شاید بگویند این ها بهانه ای است  برای کار نکردن. اما نه بهانه نیست اینها حقایقی تلخ است برای جمهوری اسلامی ایران،حقایقی تلخ است برای مردم ایران.
احمدی نژاد اگر می خواست مانند بقیه باشد حداقل در دفتر ریاست جمهوری می نشست نه در خرابه ای در نزدیکی آن.
آن ها که می گویند احمدی نژاد دارد آمده است برای ثروت اندوزی بدانند پس از رجایی او اولین رییس جمهوری بود که دارایی هایش را اعلام کرد و اجازه داد در تلویزیون پخش شود.
آن هایی که به احمدی نژاد رای دادند یقین دارند که وی با یک کاپشن آمده و با همان کاپشن هم خواهد رفت...

نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
جمعه پانزدهم تیر 1386 ساعت 6:36
تلويزيون «الفرات» وابسته به مجلس اعلاي اسلامي عراق روز پنجشنبه اعلام كرد كه عامل ترور آيت‌الله محمد باقر حكيم، رهبر فقيد مجلس اعلاي اسلامي اعدام شد.
اين شبكه تلويزيوني به نقل از يك قاضي عراقي افزود: «اوراس عبدالعزيز» متهم به عمليات تروريستي كه منجر به شهادت آيت‌الله حكيم و بيش از ‪ ۶۰‬نفر از اهالي شهر نجف اشرف شد ، اعدام شد.
قاضي «عبود الحمامي» به زمان دقيق اجراي اين حكم اشاره نكرد و افزود: كه حكم اعدام با حضور يك هيات قضايي از دادگاه عالي جنايي مركزي عراق ، به اجرا درآمد.
آيت‌الله حكيم در سال ‪ ۲۰۰۳‬ميلادي، پس از اقامه نماز جمعه، بر اثر انفجار خودرو بمبگذاري شده‌اي كه در كنار مرقد مطهر امير مومنان علي (ع) متوقف شده بود، به شهادت رسيد

نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 ساعت 16:4
به هنگام ديدار صبح امروز دكتر غلامعلي حدادعادل از مترو تهران، تدابير خاصي اعمال شد تا رييس مجلس شوراي اسلامي عليه دولت تحريك شود. برخلاف ديدارهاي قبلي مسوولان ايراني و يا خارجي از راه آهن شهري كه گاهي به قرق كردن شبيه است، مسوولان مترو اين بار به هنگام ديدار رييس مجلس با كم كردن قطارها، زمينه شلوغي مضاعف در ايستگاه امام خميني(ره) فراهم كرده بودند.
شاهدان عيني گفتند، پيش از حضور اين مقام عالي رتبه كشوري در ايستگاه مركزي مترو، به دو قطار عبوري اجازه توقف داده نشد. اين مساله سبب شد تا هزاران مردمي كه پس از ساعت ها با يك مسوول مواجه شده بودند، نارضايتي  خود را با حالتي عصبي نشان دهند.
اين اقدام در راستاي فشار بر دولت و تحت تاثير قراردادن حدادعادل براي ايجاد تسهيلات بيشتر به مترو تهران صورت گرفته بود.

نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 ساعت 15:47

روزنامه گاردين، شبكه ايراني Press TVرا چالشي براي BBC و پادزهري در برابر FoxNews توصيف كرد.
 اين روزنامه در مطلبي درباره افتتاح اين شبكه انگليسي زبان ايراني نوشت: هدف از شبكه جديد انگليسي زبان بيست و چهار ساعته ايران كه روز دوشنبه راه اندازي شد، جلب مخاطباني در آمريكا و اروپا و تغيير اساسي در پوشش دهي اخبار در جهان است و طبق برخي استدلال ها در اين زمينه موفق شد اما با وجود لحن انگليسي «هنري مورتون» گوينده سلام و خوشامد اين شبكه كه پرس تي وي نام دارد، هنوز بايد چيزهايي درباره دامنه توجه مخاطبان غربي بياموزد.
اين روزنامه نوشت: بخش عمده برنامه ديروز اين شبكه به بخش هايي از مصاحبه با هوگو چاوز رئيس جمهور ونزوئلا و برنامه مستندي درباره فرهنگ روسيه اختصاص يافت اين امر با وجود حال و هواي تبليغاتي اين شبكه احتمالا ثابت مي كند مانع بزرگي در برابر موفقيت آن وجود دارد.
گزارشگر گاردین در ادامه به برخی حقه های تبلیغاتی اشاره کرد و نوشت: به گفته فاكس نيوز مادامي كه از گزارشهاي ۶۰ ثانيه اي و موسيقي زيادي استفاده مي كنيد، نبايد چندان درباره حقيقت نگران باشيد! اما پايگاه اينترنتي Press TV رويكردي متعصبانه تر اتخاذ كرد و ضمن تقليد زيادي از پايگاه خبري BBC سعي كرد از مطالبي استفاده كند كه موجب رنگ باختن بي بي سي شود. گزارشي درباره تلاش براي حمله در لندن و فرودگاه گلاسكو با تيتر كردن برخي تبليغات غرب، گزارش كامل و مفيدي از رويدادهاي اخير بود اما در پاراگرافهاي آخر گزارشگر گفت: اين اقدامات را دولت انگليس با هدف لكه دار كردن چهره مسلماناني كه از دادن لقب شواليه به سلمان رشدي خشمگين اند، به راه انداخت.
اين پايگاه اينترنتي همچنين حاوي يك نظرسنجي فوري بود كه در آن گفته شده بود، آيا به نظر شما خروج نيروهاي اشغالگر، بهترين راه حل براي بازگرداندن صلح به عراق است؟ براي كاربران امكان مشاهده نتايج این نظرسنجی نبود.
گاردین افزود: در مراسم افتتاح اين شبكه محمود احمدي نژاد رئيس جمهور گفت: هدف از تأسيس اين شبكه، مقابله با تبليغات شبكه هاي غربي است. محمد سرافراز رئيس شبكه جديد نيز، گفت: تعداد عمده سي خبرنگار شبكه Press TV  غير ايراني و بسياري از آنها انگليسي و امريكايي اند. اين شبكه خبرنگاراني در لندن، نيويورك، واشنگتن، بيروت، دمشق و مسكو و پايتخت برخي كشورهاي اروپايي دارد و سه خبرنگار رويدادهاي منازعه اسرائيل و فلسطين را از غزه، رام الله و قدس پوشش مي دهند. به گفته سرافراز، آموزش این خبرنگاران توسط يكي از كاركنان بي بي سي انجام گرفته است.
شاخص ترين چهره در دفتر لندن، «ايوون ريدلي» گزارشگر سابق ساندي اكسپرس است كه پس از بازداشت به دست طالبان در سال ۲۰۰۱ به اسلام گرويد. ريدلي هر هفته مجري يك برنامه سياسي زنده به نام «دستور كار» خواهد بود. ريدلي 48 ساله به گاردين گفت: درست چند هفته قبل شانس كار كردن براي Press TV را بدست آورد. وي گفت: به نظر من اين شبكه پادزهري براي FoxNews است و چشم انداز متفاوتي به گزارش هاي خبري در مقايسه با رسانه هاي غالب ارائه خواهد داد. اين يك شبكه جنجالي يا تبليغاتي براي ترويج ارتجاع گرايي نيست.
ريدلي گزارشگر Press TV در ادامه گفتگو با گاردین تاکید کرد: هيچ سانسوري در اين شبكه نيست. اگر قرار بود كسي كار مرا سانسور كند، من اينجا نبودم. وي قبلاً مصاحبه هايي را با طرفداران اسرائيلِ، طرفداران صهيونيستها و محققان يهودي ضبط كرده است و هيچ شكايتي از طرف رؤسايش صورت نگرفته است. به گفته وي مذهبش نقشي در تصميم اش در مورد كار براي Press TV نداشته است.
گفتني است، 24 ساعت پس از آغاز به كار اين شبكه، سايت Press TV، از سوي هكرهاي اسرائيلي مورد حمله قرار گرفته بود اما با گذشت چند ساعت اين مشكل برطرف شد.

نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 ساعت 15:44

آقاي مهدي كروبي

سلام عليكم

اميدوارم كه حال شما خوب و سلامت باشد، نماز جمعه هفته اخير كه به امامت جناب آقاي جنتي برگزار شد باعث گرديد تا براساس مطالب ارائه شده از طرف ايشان در خصوص يك داستان بيان شده، حضرتعالي مطالبي را مطرح نمائيد كه ايجاد يك جريان مطبوعاتي از طرف برخي از منتقدين و معاندين نسبت به جامعه گردد. البته بنده قصد ندارم كه در اين مطلب به دفاع از ايشان بپردازم اما مي خواهم مطلبي را به شما يادآوري نمايم كه شما هم بله...
و بايد پرسيد چه كساني مملكت را با خواب اداره مي كنند؟
ذکر خواب مادر يک راننده تاکسى در نماز جمعه تهران توسط آيت‌‌الله جنتى بهانه‌اى شد که روزنامه‌هاى دوم خردادى با فرمان حمله‌اى که از سوى شما صادر شد يک دور جديد از حملات عليه آقاي جنتى را سامان دهند.
جنا آقاي جنتى به مناسبت سوم تير سالروز اقبال راى مردم به دولت نهم در نماز جمعه هفته گذشته گفت: "يکى از دوستان مى‌گفت در زمان انتخابات در تاکسى از راننده پرسيدم به چه کسى راى مى‌دهي؟ او گفت نمى‌دانم، اما مادرم که چند سال پيش فوت کرده ديشب به خوابم آمد و گفت به احمدى نژاد راى بده".
همين عبارت بهانه‌اى شد تا آقاى کروبى واکنش نشان دهد. لذا تيتر درشت صفحه‌ اول روزنامه‌هاى دوم خردادى به اين عبارات اختصاص يافت:
1 - پاسخ کروبى به جنتي:‌ حکومت را با خواب و معجزه نمى‌توان اداره کرد؟ (هم‌ميهن ) يکشنبه 10/4/86

2 - واکنش کروبى به سخنان آيت‌‌الله جنتي: مگر مى‌شود باخواب کشور را اداره کرد (شرق) يکشنبه 10/4/86

3 - اعترا ض گسترده به سخنان جنتي،‌کروبي: کشور با خواب ديدن ونذر ونياز اداره نمى‌شود (اعتماد) يکشنبه 10/4/86

4 - مهدى کروبي: آقاى جنتى ! حکومت را نمى‌توان با خواب اداره کرد (اعتماد ملي) يکشنبه 10/4/86

5 - جنتى نمازگزاران را آزرده کرد (کارگزاران) دوشنبه 11/4/86

۶ - و ...

هر کس تيترهاى ياد شده را از روزنامه‌هاى دوم خردادى ببيند فکر مى‌کند آقاى جنتى گفته است مملکت را بايد با خواب اداره کرد، حال آنکه ايشان هرگز به چنين جمله‌اى اشاره نکرده بود.
براى اينکه حساسيت شما نسبت به خواب و نحوه اداره مملکت به وسيله خواب مشخص شود، ذکر يک خاطره از شما خالى از لطف نيست.
جناب آقاى کروبى يادتان هست در ايام انتخابات رياست جمهورى هفتم درهفتم ارديبهشت 76 به قم سفر کرديد و در نشست با مردم و طلاب در مسجد اعظم ضمن سخنرانى‌ به سوالات مردم پاسخ گفتيد. يکى از سوالاتى که مردم مطرح کرده بودند علت استعفاى آقاى خاتمى از وزارت ارشاد بود. 
كه حضرتعالي در پاسخ گفتيد:"آقاى خاتمى همان طور که قبلا عرض کردم،‌حدود 11 سال وزير بود. در دوران وزارت هم کارهايى انجام داد که مقبول و محفوظ است. يک سلسله مشکلات و دشوارى‌ها و خستگى‌هايى داشت که با اصرار ‌استعفا کرد.
من در جريان بودم که آقاى هاشمى هم نمى‌پذيرفت. من چون آن موقع،‌خدمتگزار بودم و در بنياد شهيد ومجلس بودم به خوبى مرتبط بودم که ايشان ‌اصرار داشت و آقاى هاشمى هم نمى‌پذيرفت.
 اما به هر جهت ايشان گفت که من مى‌خواهم مدتى بروم .خوابى هم ديده بود و مى‌گفت که مى‌خواهد دنبال کارهاى علمى و حوزوى برود. چه بسا مشکلات ديگرى هم داشتند . اين طبيعى و معمول است."
واکنش متفاوت حضرتعالي به اين دو خواب يکى مربوط به مادر يک راننده تاکسى و ديگرى مربوط به جناب آقاى خاتمى حيرت‌انگيز است.
بنده نمى‌خواهم از ذکر اين خواب در نماز جمعه تهران و نتيجه‌گيرى آيت‌‌الله جنتى دفاع کنم، اما سوال اين است چطور يک شهروند عادى مملکت براى يک تصميم‌گيرى سياسى نمى‌تواند به خواب تکيه کند اما جناب آقاى خاتمى در خصوص تصميم‌گيرى "استعفا" از يک مسند کليدى نظام که آن هنگام مسئوليت فرماندهى مقابله با تهاجم فرهنگى دشمن را عهده‌دار بودند مى‌تواند به خواب تکيه کند و به قول آقاى کروبى اين طبيعى و معمولى است!
حال بايد پرسيد چه کسانى مملکت را با خواب اداره مى‌کردند و واکنش مهدي کروبى نسبت به اين دو خواب چيست ؟

نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 ساعت 12:22
آقای ستاری فر از هزینه شدن ۱۲۵ میلیارد در دولت نهم خبر دادند اما کدام ۱۲۵ میلیارد ؟ رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی دولت خاتمی با جمع کردن کل بودجه سال های ۸۴ و ۸۶، به همراه بودجه ۸۵، آن ها را هزینه هایی معرفی کردند که دولت تاکنون صورت داده است! یعنی سه سال. و شما این رقم ۱۲۵ میلیارد(که بیش از رقم واقعی است) را در مقایسه با ارقامی که حاصل دو سال اول دولت های قبل مصرف شده، بیان کردید، این چه جور مقایسه ایست؟ همان گونه که خود اشاره کرده اید درآمد دولت در زمان آقای احمدی نژاد افزایش پیدا کرده است. حال شما می فرمایید این سرمایه را چه کنیم؟ همه اش را در صندوق ذخیره ارزی قرار دهیم و تنها دلمان را به آن خوش کنیم؟ و شما خود گفتید نتایج کارهای دولت ها بعدا معلوم می شود و مثال زدید سدهایی در زمان آقای هاشمی افتتاح شد که آقای خاتمی بهره برداری کرد و... اما سوال پرسیدید در مورد نتایج هزینه های دولت، در حالی که تنها ۲۱ ماه از عمر این دولت می گذرد. این تناقضی آشکار در صحبت های شما نیست ؟؟؟
دکتر ستاری فر ! شما بهتر از ما می دانید که دولت از نیمه سال ۸۴ خدمت گذاری به مردم را آغاز کرده است و نه از ابتدای این سال. پس لطفا کل بودجه ۸۴ را هزینه های دولت نهم ندانید. شما در حالی رقم سال ۸۶ را ۴۵ میلیارد اعلام کرده اید که برنامه بودجه رقمی حدود ۳۰ میلیارد را نشان می دهد ! شما بهتر از ما می دانید تاکنون کمی بیش از یک چهارم از سال ۸۶ سپری شده است ، بنابراین قسمت عمده ای از بودجه امسال هزینه نشده است. شما برای محاسبه عدد ۱۲۵ میلیارد ، بودجه سه سال را جمع کردید در حالی که هنوز چند ماهی به پایان دومین سال فعالیت دولت نهم مانده است !
آقای ستاری فر این که رقم اعلام شده از طرف شما نادرست است را فرد دیگری هم می گوید:عضو کمیسون برنامه و بودجه مجلس:هر چه گشتیم آمار آقای ستاری فر را در اسناد بودجه ندیدیم
و اما در مورد هزینه ها ؛ دولت نهم در ده ماه اول فعالیتش ۷۰۰ میلیارد تومان از هزینه های مصرفی اش کاسته است. شما بهتر از ما مطلعید کاهش هزینه های مصرفی دولت چقدر سودمند و مفید است اما به این ارقام اشاره نمی کنید. البته از شما که اهتمام تامی در تخریب دولت دارید چگونه باید انتظار داشت این ارقام را ذکر کنید !
شما بهتر از ما آگاهید که هزینه های دولت،عموماً درآمد برای مردم است. هنگامی که دولت به سفرهای استانی می رود ، روستاهایی را مشاهده می کند که بنا به دلایلی(!) هنوز از داشتن آب آشامیدنی محروم اند چه رسد به سایر امکانات. مردم شهرستان های زیادی از داشتن امکانات اولیه و فرصت های شغلی محروم اند. به نظر شما دولت باید مانند گذشتگان آن ها را فراموش کند؟ شما بهتر از ما می دانید که برای برقراری عدالت نسبی در توزیع امکانات باید ده ها برابر این ارقام هزینه شود. شاید هم لزومی نمی بینید که به مردم مناطق محروم توجه شود. این چه اقتصادی است که شما از آن صحبت می کنید ، اقتصادی که مردم محروم به واسطه آن باید نادیده گرفته شوند. شما اقدامات دولت در شهرستان ها را افزایش تصدی گری دولت نامیدید، اما آیا بخش خصوصی خاصی را سراغ دارید که برای فلان روستای دور افتاده آب ببرد ؟ پس چه زمانی و چه کسی باید به این مردم توجه کند؟ فراموش نکنید کشور ما زمانی پیشرفت می کند که همه جای آن با هم پیشرفت کند. بی عدالتی مانع توسعه است.
استاد دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی ، شما گفتید دولت کارهای انجام شده اش را به صورت مکتوب نیست اما بهتر است بدانید نگارش گزارش نظارتی برنامه چهارم توسعه در سه جلد و با بیش از 2000 صفحه آغاز شده است و به زودی منتشر می شود.
شما بهتر از ما می دانید که علت رای دادن مردم به آقای احمدی نژاد چه بوده است، رای به او «نه» بزرگی به سیاست های گذشته بوده است. حال انتظار دارید دولت مانند گذشته عمل کند؟ لطفا در اصول اقتصادی خود تجدید نظر نموده و کمی هم مردم مناطق محروم را دریابید
نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 ساعت 0:26
ف .م بازیگر مطرح سینما که به تازگی در سفری به آمریکا در کنفرانس دستاوردها و چالشهای ایران شرکت کرده طی مصاحبه ای نظرات شایان توجه و قابل تاملی را بیان کرده است.
کنفرانس دستاوردها و چالشهای ایران به همت بنیاد پژوهشهای ایران که مورد حمایت جدی مراکز امنیتی آمریکا قرار دارد در ایالت مريلند برگزارشده و برای شرکت در آن از برخی بازیگران زن ایرانی دعوت به عمل آمد، اما وزارت خارجه آمریکا از میان آنان تنها به ف.م اجازه حضور در آمریکا را داد.
ف. م در حاشیه این کنفرانس و درمصاحبه با رادیو فردا (وابسته به سیا) با تقسیم بندی نسلهای معاصر ایران به نسل قبل از انقلاب، بعد از انقلاب و متولدين سالهاي انقلاب گفته است که در سالهای بعد از انقلاب پيدايش سبك جديدي در فيلمسازي كه با حذف سه عامل سكس، خشونت و الكل همراه بود، عملا سينماي ايران را از مهم ترين وجوه جاذبه در سينما محروم كرد و در نتيجه زنان در سينما حذف شدند.
وی توضیح نداد در صورت حذف زنان از سینمای ایران ،امثال وی در سینمای کدام کشور و کدام نظام مطرح و مشهور شده اند.
بنا بر این گزارش، وی در ادامه مصاحبه خود سينماي ايران را در دوره پس از انقلاب و با حضور مديراني چون بهشتي و انوار را مترقی ارزیابی نمود و گفت: ولی امروز در سينماي ايران، زنان حضوري بي كفايت و سطحي دارند.
گفتنی است این بازیگر زن که ید طولایی در مصاحبه های این چنینی و در حمایت از حقوق به ظاهر از دست رفته زنان در سینمای ایران در سالهای پس از انقلاب و تمسخر ارزشهای دینی ملت ایران دارد،پیش از این نیز به همراه ح . ج بازیگر هم تیمی خود در فیلمهای متعدد، به استهزاء برخی سروده های مذهبی و انقلابی پرداخته و هشت سال دفاع مقدس را مورد توهین و هتاکی قرارداده بود.
نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 ساعت 0:22
>> هفته نامه اكسپرس چاپ آلمان در گزارشی که درباره موانع همجنس بازی در ایران تهیه کرده از شایع نشدن این فساد در جامعه ایران ابراز شگفتی کرده و نوشته است: همجنس بازي حتي در ادبيات كهن فارسي ایران نيز وجود داشته است.این هفته نامه در تاييد ادعاي خود به شعرهاي سعدي اشاره مي كند و مي گويد سعدي در برخي اشعار خود عاشق يك پسر جوان مي شود تا يك دختر جوان!!!
>> هواداران سازمان مجاهدين (خلق)در تظاهرات اخیر خود در حومه پاریس ، تصميم اتحاديه اروپا به حفظ نام اين گروه در فهرست تروريسم را «همدستي بي شرمانه اتحاديه اروپا با جمهوري اسلامي» نامیدند.در این تجمع مریم رجوی هم سخنرانی کرده و با اشاره به آتش زدن چند پمپ بنزین توسط اشرار در تهران مدعی شد: موج(!) ناآرامي بر سر جيره بندي بنزين در ايران تصوير حقيقي يك جامعه ناراضي و در آستانه فروپاشي است.
>> خاتمی اخیرا در جلسه ای که با برخی دوم خردادیها داشته گفته است: بارها به آقای هاشمی گفتم که با اینها(دولت نهم) درنیفت. اینها نه ترسو هستند که از این حرفهای تو بترسند و نه مانند ما نجیب هستند که جواب حرفهایت را ندهند! وقتی هم که جواب بدهند، برایت بی آبرویی درست می کنند.
>> سردبير روزنامه صهيونيستي جروزالم پست با اشاره به شغل جدید بلر پیش بینی کرد « در حاليكه جنبش حماس مردم فلسطين را به خاك وخون مي كشد، مردم فلسطين از هرفردي كه بتواند صلح را در منطقه حاكم كند، از جمله بلراستقبال مي كنند» . ديويد هروويتز همچنین ادعا کرده: «مردم آمريكا و کلا غرب، بلر را در زمره هداياي الهي مي دانند وبلر از افرادي است كه با كشته شدن افراد مخالف است!»
>> محمد ق از گردانندگان روزنامه های زنجیره ای،در سال ۱۳۷۹ دانشجوی دوره کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه آزاد بوده اما به دلیل بازداشت شدن، از دانشگاه اخراج شده و از آن زمان تا کنون به خدمت سربازی نرفته است. جالب اینکه محمد ر معاون دائم العمر ق، که خود از گردانندگان اصلی روزنامه هم میهن نیزهست به مانند سردبیر این روزنامه فاقد کارت پایان خدمت سربازی است.
>> عدنان الدليمي رييس جبهه توافق عربهاي سني عراق و از نیروهای متمایل به نخست وزیر اسبق عراق ادعا كرد: سازمان اطلاعات ايران در سراسر عراق رخنه كرده است.
وی ادعا کرده ايران از گذشته به عراق طمع داشت و اين يك واقعيت تاريخي است و جنگ هشت ساله با ايران به منظور جلوگيري از دخالت اين كشور در امور داخلي عراق صورت گرفت!
>> پس از بیانیه اردیبهشت ماه پنج نفر از اعضاي كادر رهبري گروهك كومله که در آن انشعاب خود از این گروهک را اعلام کرده بودند، كميته ويژه اي براي ميانجيگري بين این دو گروه تشکیل شده تا از اعلام رسمي انشعاب در اين گروهك جلوگيري شود.
>> لیبرمن وزير امور زيربنايي رژیم صهیونیستی از نهایی شدن توافق این رژیم با کاخ سفید و ناتو برای راه اندازی شبکه راديو – تلويزيوني ویژه آذري زبانهاي ايراني خبر داده است.وی همچنین به طرحي براي راه اندازي پايگاه هاي اينترنتي ويژه دانشجويان ايران نيز اشاره کرده است.
>> پس از آنکه شورای جدید شهر کرج، شهردار سابق این شهرستان را به دلیل برخی گزارشها از کار برکنار کرد،قالیباف بلافاصله وی را به شهرداری منطقه 22 تهران منصوب نموده است.همچنین انتصاب یکی از مدیران وابسته به جبهه مشارکت به سمت شهرداری یکی از مناطق جنوبی تهران که گفته می شود به جهت تامین رضایت دو تن از اعضای شورای جدید تهران صورت گرفته موجب نارضایتی برخی محافل اصولگرا شده است.
نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 ساعت 17:56
مرتضوي، دادستان عمومي و انقلاب تهران در نامه‌اي به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي دلايل توقيف روزنامه هم‌ميهن را اعلام كرد.   
در اين نامه آمده است: شعبه 1083 دادگاه عمومي جزايي تهران در تاريخ 29/11/85 مبادرت به برگزاري جلسه محاكمه مدير مسئول روزنامه هم ميهن نموده و متعاقب آن طي دادنامه شماره‌ 261 مورخ 20/12/1385 نسبت به محكوميت مدير مسئول آن روزنامه اقدام و راي صادره در تاريخ 16/12/1385 مورد اعتراض وكيل متهم قرار گرفته است در تاريخ 11/4/1386 پرونده به اين دادسرا ارسال كه با ملاحظه صورتجلسه محاكمه علني و مجموع اوراق پرونده موارد ذيل بعنوادن ايراد بين قانوني مشهود است.
1- از آقاي غلامحسين كرباسچي قبل از برگزاري جلسه علني محاكمه هيچگونه تاميني اخذ نشده و قرار تامين كيفري در رابطه با وكيل متهم صادر شده و ايشان آنرا امضاء كرده‌اند كه اساسا صدور قرار تأمين كيفري براي وكيل مدافع بجاي متهم خلاف قانون و موازين آيين دادرسي كيفري است.
2- مطابق اصل 168 قانون اساس جلسه محاكمه مطبوعاتي مي‌بايست در حضور اعضاي محترم هيات منصفه و بصورت علني باشد و مدير مسئول روزنامه مطابق مسئوليتي كه در تبصره 4 و 7 ماده 9 قانون مطبوعات برعهده شخص وي قرار گرفته در حضوراعضاي هيات منصفه محاكمه گردد. در ما نحن فيه اساس مدير مسئول در جلسه محاكمه حاضر نشده و عذر موجهي نيز اعلام نكرده و عليرغم اين موضوع دادگاه به جاي مدير مسئول كه متهم پرونده است وكيل وي را محاكمه و از وي بدون حضور متهم آخرين دفاع نيز اخذ و پس از اعلام نظر هيات محترم منصفه مبادرت به محكوميت متهم به جزاي نقدي نموده است كه مراتب محاكمه و صدور راي بنحوي كه در اعتراضيه اين دادستاني خطاب به دادگاه محترم تجديد نظر استان تهران آمده خلاف موازين آمره قانون آيين دادرسي كيفري اقدام گرديده است لذا محاكمه بنحو مذكور فاقد رسميت قانوني و راي صادره نيز نافذ نيست.
‌علي‌هذا با توجه به اصرار مدير مسئول روزنامه هم‌ميهن پس از رفع توقيف طي دادنامه مخدوش و غير قطعي فوق به ارتكاب جرايم مذكور در ماده 6 قانون مطبوعات بشرح پرونده‌هاي متشكله در دادسراي كاركنان دولت و رسانه‌ها قرار توقيف موقف اين روزنامه تا زمان رسيدگي مجدد به پرونده‌هاي مذكور صادر و اعلام گرديد بنا به مراتب فوق مقرر است از ادامه انتشار اين روزنامه جلوگيري بعمل آيد.
نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 ساعت 17:43
این بار اصلاح طلبان تئوری جدیدی پیش گرفتند:فحاشی!!!!ببینید و خودتان قضاوت کنید.
===================================

در راستای تلاش فراوان رسانه های بیگانه و سیاستمداران غرب برای ایجاد همگرایی و وحدت میان اپوزیسیون داخلی و خارجی نظام، اخیرا برخی از افراطیون دوم خردادی موسوم به اصلاح طلب ضمن مصاحبه های جنجالی و افراطی با این رسانه ها،فحاشی علیه دولت را دستمایه ابراز نظر در مورد ایجاد تغییرات در اصل نظام جمهوری اسلامی قرار داده اند.
در این راستا و پس از مصاحبه های اخیر عطریانفر، ابراهیم یزدی و... این بار یکي ديگر از دولتمردان دولت سابق و از نزدیکان هاشمی رفسنجانی هم به تکرار سخنان مشابهی با روزنامه ایتالیایی ايل كوريره دلاسرا پرداخت و به طور وقیحانه ای از «هجوم مردم به خیابانها علیه رژیم» در آینده نزدیک خبر داد.
این روزنامه ایتالیایی در مصاحبه خود با لیلاز در حالیکه وی را یک اقتصاد دان ايراني معرفی نمود، نوشت: سعيد ليلاز يكي از معتبرترين و صريح ترين تحليلگران مستقل ايران است. او يك اقتصاددان اصلاحگرا است و قبلا در دولت خاتمي داراي مسئوليتهايي بوده است و تا قبل از به قدرت رسيدن احمدي نژاد مديريت برخي از شركتهاي دولتي را برعهده داشت ولي رييس جمهور جديد او را اخراج كرد.
ايل كوريره دلاسرا در ادامه اين گزارش افزود: ليلاز در گفتگويي تلفني با روزنامه ما گفت: اگر واشنگتن واقعا در پي پايان دادن به عمر حكومت اسلامي است بايد از ماندن قدرت در دستهاي احمدي نژاد تا زمانيكه مردم ايران تحمل و صبرشان پايان پذيرد، اطمينان حاصل كند. اين اسلحه اي است بسيار كارآمدتر از هر نوع تحريم است. اعتراضات روزهاي اخير اين واقعيت را نشان داده است.
این روزنامه به نقل از لیلاز نوشت: اعلام ناگهاني موضوع جيره بندي بنزين آن هم در كشوري كه مردم آن را حق خود ميدانند چيزي نيست به جز نشاني ديگر از سياست غير قابل قبول توده گرا(!) و فاجعه بار رييس جمهور ایران. سياستي كه بخش بزرگي از مردم از آن خسته شده و به تنگ آمده اند.
خبرنگار كوريره دلاسرا در ادامه از ليلاز درباره اهميت اعتراضات مردمي و اثر آن پرسيد، وی در پاسخ به اين سوال گفت: مقدار بنزيني كه براي چهار ماه آينده به هر خودرو اختصاص يافته در يكي دو ماه آينده مصرف خواهد شد و بعد از آن وضعيت اضطراري خود را نشان خواهد داد.
ليلاز در ادامه در پاسخ به سوال خبرنگار كوريره دلاسرا که سعی داشت، سهمیه بندی بنزین در ایران را نتیجه طبیعی موفقیت تحریمهای بین المللی علیه ایران قلمداد کند، گفت: همينطور است؛ دولت اگر ميتوانست با كمال ميل از جيره بندي بنزين صرفنظر مي كرد اما مجبوراست اين كار را بكند.
این ژورنالیست وابسته به حزب کارگزاران سازندگی در عین حال در بیانی متناقض ادامه داد: ولي جيره بندي بنزين نه به دليل تحريمهايي كه تاثير اقتصادي اندكي دارد، بلكه ناشي از سياستهاي رييس جمهور است.
لیلاز که علیرغم عدم تحصيلات دانشگاهي تخصصي، در محافل مطبوعاتی خود را اقتصاددان معرفی می کند در ادامه این مصاحبه ضمن اهانت به مردم ایران گفت: جيره بندي بنزين هم يك اشتباه است. مجلس به درستي پيشنهاد افزايش قيمت بنزين را داده بود اما احمدي نژاد آن را رد كرد. اكنون ميليونها دارنده خودرو مجبورند در كشوري كه حتي كارت اعتباري هم وجود ندارد از كارتهاي الكترونيكي استفاده كنند، در حالیکه در ايران با كمبود زير ساختهاي تكنولوژيكي روبرو هستيم و بسياري(!) از ایرانیان به دشواري سواد نوشتن دارند.!!
در ادامه این مصاحبه خبرنگار كوريره دلا سرا به تبعات سیاسی تصمیم اخیر در باب بنزین اشاره كرده و از ليلاز پرسيد: كمتر از يكسال ديگر انتخابات مجلس برگزار خواهد شد آيا تصور مي كنيد كه نارضايتي عمومي باعث شكست اصولگرایان خواهد شد؟
ليلاز در پاسخ به اين سوال به محبوبیت رهبر انقلاب در میان توده های مردم اذعان کرده و مي گويد: چنين احتمالي ضعيف است. زیرا آيت الله خامنه اي اكنون بطور كامل از او(احمدی نژاد) حمايت مي كند.
لیلاز همچنین در بیان دلایل خود برای پیروزی دوباره اصولگرایان در انتخابات آتی مدعی شد: 99 درصد رسانه ها در دست جناح راست است و آنها مداوم در حال بیان وعده و وعيد و دعوت به آرامش هستند. همچنین در ایران سيستم كنترل اجتماعي سياسي فوق العاده ای گسترده شده است، بنابراین از آن بيم دارم كه ديگر رفتن به پاي صندوقهاي راي، ابزاري براي ايجاد دگرگوني در ايران نباشد
خبرنگار روزنامه ايل كوريره دلاسرا با اظهار تعجب از سخنان اين روزنامه نگار، پرسيد: شما منظورتان چيست؟ مي خواهيد بگوييد كه تغييرات فقط از طريق اعتراضات خياباني و يا يك انقلاب تازه ممكن خواهد شد؟
ليلاز در توضيح اين مطلب تصريح كرد: گفتن اين مطلب هنوز زود است يقينا رژيم(!) امروزه كنترل كشور را در دست دارد اما مردم مطمئنا بسيار بسيار ناراضي هستند و البته داستان با اعتراضات روزهای اخير پايان نخواهد يافتسعید لیلاز

نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع:  
چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 ساعت 17:37

مجله اشپيگل درگزارشی نوشت ايران و غرب در حال حاضر حرف همديگر را در مناقشه اتمي موجود نمي فهمند و مذاکرات جاری در ساعت صفر دنبال می شود.
مجله آلمانی زبان اشپیگل در این گزارش که به مناقشه غرب بر سر مساله هسته اي ايران اختصاص یافته بود، با اشاره به اينكه غرب سرسختانه اعلام می کند که خواستار توقف فعاليتهاي غني سازي اورانيوم در ايران است، این سوال را مطرح کرده است که در عین حال،آیا واقعا از دیدگاه ایرانیان ادامه فرآيند غني سازي اورانيوم همچنان موضوعي قابل توجه است یا آنکه آنها هم به این موضوع تن داده اند؟
نویسنده این گزارش سپس با رد این احتمال و با تاكيد بر اينكه هیچ یک از طرفین حرف همديگر را نمي فهمند نوشته است: اين امكان وجود دارد كه در ميان اين عدم تفاهم، جمهوري اسلامي ايران به قدرتي اتمي تبديل شود
گزارشگر اشپیگل در ادامه با اعلام اينكه محمد البرادعي ماموريت دارد تا در مناقشه اتمي ميان ايران و غرب ميانجيگري كند، به نقل از وي نوشت: «ما در مورد آنكه چطور با هم همكاري كنيم تا مسائل حل نشده در خصوص برنامه اتمي ايران را حل و فصل كنيم دو ساعت مذاكره بسيار سازنده داشتيم.
این گزارش سپس می افزاید: پس از اين ديدار، لاريجاني براي ملاقات با خاوير سولانا كميسر هماهنگ كننده سياست خارجي اتحاديه اروپايي به ليسبون رفت و در ان ديدار نيز سولانا مذاكره با نماينده ايران را سازنده خواند
نویسنده گزارش با طرح اين سوال كه «با توجه به مثبت اعلام شدن دور جديد مذاكرات لاريجاني از سوي آژانس و اتحاديه اروپا، آیا براستي تهران آنطور كه گزارشهاي خبري و رسانه اي اروپا گفته اند از ادامه برنامه اتمي خود كوتاه خواهد آمد؟» اینچنین پاسخ داد: اما با نگاهي به رفتار ايران مي توان نتيجه اي متضاد را استنباط كرد.
این نویسنده در بیان مستندات این پاسخ خود آورده است: در حاليكه بسياري در غرب در اين خواب و خيال بودند كه جمهوري اسلامي غني سازي اورانيوم را متوقف خواهد كرد اما مشاهده كرديم كه محمد علي حسيني سخنگوي وزارت امور خارجه ايران در تفسيري از مذاكرات ميان لاريجاني و سولانا اعلام كرد ديگر زمان تعليق گذشته است و اكنون حق ايران در زمينه انجام فرايند غني سازي اورانيوم باید مورد توافق قرار گیرد.
نویسنده اشپیگل در ادامه این گزارش اينبار سوال مشابهی را در مورد موضع اروپاییها می پرسد: آيا اين بار اروپاييها تغيير موضع داده اند؟
و در جواب به اين سوال خود با اشاره به مطلب روزنامه كيهان که نوشته بود «در اظهارات اخير البرادعي بار ديگر بر ضرورت برسميت شناختن حق ايران در انجام غني سازي اورانيوم تحت نظارت جامعه بين الملل تاكيد شده است.» نوشت: علی الظاهر رسانه هاي ايران فرض را بر اين دانسته اند كه اروپا ديگر خواستار توقف غني سازي اورانيوم ايران نيست.
اشپيگل در ادامه به برخی گزارشهای روزنامه های داخلی اشاره می کند و می نویسد: از دیدگاه رسانه هاي ايران از قرار معلوم یک راه ميانه که تنها مربوط به تعليق بخشي فعاليتهاي غني سازي اورانيوم در ايران است، قرار است مورد توافق قرار گیرد. توافقی که از سوی روزنامه كيهان بمنزله ايجاد شكافي ميان آمريكا و اروپا تلقي شده و موجب تنها ماندن دولت امريكا در پافشاری بر درخواستش مبني بر توقف غني سازي اورانيوم در ایران شده است.
این نشریه آلمانی در ادامه گزارش اختصاصی خود بازهم اين سوال را مطرح كرد كه آيا اروپاييها هم چنانكه رسانه هاي ايران ادعا مي كنند تغيير موضع داده اند؟
نویسنده مجله اشپيگل خود پاسخ می دهد: محافل ديپلماتيك اروپا در پاسخ به اين سوال اظهار داشتند، خير، به هيچ وجه؛ زيرا تعليق فعاليتهاي مناقشه انگيز غني سازي ايران همواره بعنوان پيش شرطي در از سرگيري مذاكرات مطرح بوده است و در حقيقت انچه سولانا در حال حاضر بنا به درخواست1+5 مطرح كرده است صرفا به معناي از سرگيري يكسري مذاكرات مقدماتي است.
اين هفته نامه آلماني در ادامه تاکید کرد: اما از ناحيه ايران هيچ نشانه ای از زير سوال بردن اساس انجام فرايند غني سازي اورانيوم وجود ندارد.
نویسنده این گزارش از این موضوع نتیجه گیری هم کرد: بنا به همين دلائل اين استنباط وجود دارد كه ايران و غرب حرف همديگر را نمي فهمند، زيرا از يكسو كشورهاي غربي بر توقف غني سازي اورانيوم اصرار دارند و از سوي ديگر ايران در حاليكه اين توقف را رد مي كند اما درعين حال همواره خود را آماده مذاكره نشان مي دهد.
نویسنده اشپیگل در انتها نتیجه می گیرد که بنابراين بايد گفت توافق بر سر توقف غني سازي در ايران در دولت احمدي نژاد يك تصور و خيالي بيش نيست و تازه اگر بخواهيم منتظر توافق دوستانه(!) نيروهاي ميانه روي ايران با اروپاييها باشيم غرب بايد دستكم دو سالي صبر كند تا دوره رياست جمهوري احمدي نژاد به پايان برسد
.

نوشته شده توسط شنیده نشده | لینک ثابت | موضوع: