روزه گرفتن در ماه مبارک رمضان منافع معنوی ، فیزیکی ، روحی و اجتماعیبه همراه دارد ، ضمن اینکه باید رعایت نکات پزشکی و نحوه تغذیه نیز موردتوجه قرار گیرد. بنابراین نیاز به مصرف غذای زیاد هنگام افطار و سحر نیست، بلکه آنچه مهم است نحوه رژیم غذایی در این ماه است.
بدن مکانیسمهای تنظیم کننده ای دارد که در طی روزه داری فعال می شوند و سوخته شدنمؤثر چربی بدن در این ماه رخ می دهد. یک رژیم غذایی متعادل برای حفظ سلامتو فعالیت فرد در طی ماه رمضان کافی است. اختلالات بوجود آمده در این ماهناشی از مصرف زیاده از حد غذا ، مصرف نامتعادل غذا و خواب کم است .
سحر:
سحری را سبک مصرف کنید.
افطار:
نیازفوری بدن در هنگام افطار به دست آوردن یک منبع انرژی به شکل گلوکز(قندخون) برای هر سلول زنده به خصوص سلول های مغز و اعصاب است. خرما و آب میوهمنابع خوب قند هستند، لذا هنگام افطار مصرف خرما، آب میوه ، سوپ سبزیجات با رشته به منظور حفظ تعادل قند، آب و مایعات بدن توصیه می شود.
شام :
- گروه گوشت: مرغ ، گاو، گوساله، ماهی و ...
- گروه نان وغلات: این گروه منبع خوبی از کربوهیدرات های مرکب هستند و تأمین کننده انرژی ، پروتئین، مواد معدنی و فیبرهای غذایی می باشند.
-گروه لبنیات ( شیر ، ماست ، پنیر و...) شیر و محصلات لبنی منابع خوبپروتئین و کلسیم هستند که برای حفظ بافت بدن و عملکرد های متعددفیزیولوژیک ضروری می باشد.
- گروه سبزیجات : سبزیجات منبع خوب فیبرهای غذایی ، ویتامین A و سایر مواد شیمیایی گیاهی که آنتی اکسیدان هستند، می باشد. این مواد در جلوگیری از سرطان، بیماری های قلبی-عروقی و بسیاری از بیماری های دیگر مفید است.
-گروه میوه ها : میوه را به عنوان آخرین قسمت شام یا فاصله کمی بعد ازشاممصرف کنید تا باعث سهولت هضم غذا شده و از بروز بسیاری از مسائل جلوگیریکند. میوه های ترش ، ویتامین C بدنرا فراهم می کنند میوه ها منبع خوبی از فیبرهای غذایی هستند . میوه ها ومخلوطی از مغزها را می توان بعد از شام یا قبل از خواب مصرف کرد.

در طب قدیم روزه اهمیت خاصی داشته است. فیثاغورث و بقراط برخی از امراض را با روزه معالجه میکردند و ابن سینا فصلی از کتاب قانون را به مداوا با روزه اختصاص داده است.
دکترالکسی سوفورین دانشمند شهیر روسی میگوید: «جسم به هنگام روزه به جای غذااز مواد داخلی استفاده کرده و آنها را مصرف میکند و بدینوسیله خود راپاکیزه میسازد.»
اکثر بیماریهای حاد و مزمن را میتوانبه وسیله روزه بهبود بخشید یا از شدت آنها کاست. بهترین درمان بیولوژیکیاین است که به وسیله دفع مواد مضر، سلامت فرد را تامین نماییم. به محضاینکه نیروهای نوسازی موجود زنده، در هنگام روزه فعال و آزاد شوند، تصفیهمواد زائد حاصل از متابولیسم ایجاد میگردد. مشاهدات علمی تفاوت بینروزهداری و گرسنگی را نشان دادهاند.
نوعی داوطلبیواقعی توام با آسایش درونی لازمه روزهدرمانی است. وضع فکر بیمار، درهدایت اعمال متابولیک تمام بدن تأثیر اساسی دارد. روزهداری سبب افزایشقدرت انقباضی قلب و دفع چربیهای زائد میگردد.
آثار مثبت جسمی زیادی در افراد سالم و بیمار، برای روزهداری بیان شده است که از جمله:
- اثر بر سوخت و ساز بدن،
- غلظت هورمونها،
- فعالیت کلیهها، آزمایشهای کبدی،
- دستگاه گوارش،
- دستگاه قلب و عروق،
- آثار عصبی و روانی،
- اثر بر الکترولیتها و شاخصهای خونسازی،
- اثر بر کاهش وزن و ... میباشد.
- شیوع حملات صرعی در روزهداران ماه مبارک رمضان کاهش مییابد.
- روزهداری سبب کاهش افسردگی، افکار پارانوئیدی و وسواس میگردد و عزت نفس فرد را افزایش میدهد.
ماهرمضان را از آن جهت ماه صبر نامیدهاند چون صابر و روزهدار خود را ازتأثیر درگیریها، شکوه ها و آلام میرهاند و خویشتن را از آنها بازمیدارد. صبر یکی از طرق سلامت و بهداشت روانی است که در روزهدار تجلی مییابد

ماه رمضان،ماه میهمانی خدا بر همگان مبارک

ببخشید دیر به دیر آپ می کنم،آخه سرم شلوغه خفن!!.این بار با دست پر اومدم.
عراقی ها به 3 دسته مهم و 1دسته غیر مهم تقسیم می شوند،به طوری که نماز خواندنشان نیز در صحن حرم امام حسین جدا گانه است و نماز واحد ندارند.
1.صدریون:
طرفداران مقتدا صدر اند که تز فکری آن ها "جنگ جنگ تا پیروزی" است.آن ها معتقدند باید مسلحانه با آمریکا جنگید و همیشه مسلح در حال حرکت اند. آن ها باعث شده اند آمریکایی ها جرات نزدیک شدن به کربلا را نداشته باشند.
اگر دقت کنید شهرک صدر را (که متعلق به صدریون است) فقط بمباران هوایی می کنند و جرات حمله زمینی ندارند.
کارتکس هایی که به گردن صدریون آویزان است در یک طرف پرچم آمریکا و در طرف دیگر پرچم اسرائیل در آتش در حال سوختن است و در وسط مقتدا صدر در حال حرکت و بیرون آمدن از آتش است:
نکته جالب این که صلوات فرستادن آن ها هم اینگونه است:
اللهم،صل علی،محمد،و آل، محمد،و عجل فرجهم،و لعن عدوهم(بخش بخش بخوانید با صدای بلند)
2.حکیمیون:
طرفدارن حکیم اند. طز فکری آن ها "زندگی مسالمت آمیز با آمریکا" است .صدر کسی است که تلاش می کند ایران و آمریکا را با هم آشتی دهد و هدفش این است که به قول معروف هم از توبره بخورد هم ار آخور!!
وی البته با این تز فکری موفق هم بود.او توانست شهر بصره را با این طز فکری از جنگ و خون ریزی نجات دهد. و آرامش نسبی برقرار کند.
آن ها عادی صلوات می فرستند اما با لهجه عربی غلیظ!!
3.سیستانیون:
آیت الله سیستانی،بر خلاف دو گروه قبلی شاخه نظامی ندارد و تز فکری او این است که"آرام آرام آمریکا را بیرون می کنیم".
وی به شدت با خونریزی و جنگ مخالف بوده ضمن آنکه می گوید ما اکنون توانایی بیرون راندن آمریکا را نداریم باید خود را قوی کنیم و سپس آمریکا را بیرون بیاندازیم.وی به کودتای نرم نیز معتقد است.البته دلیل دیگر عدم فعالیت سیاسی آیت الله سیستانی ایرانی الاصل بودن وی است.
تز فکری وی به حکیمیون نزدیک است،به همین دلیل نوه حکیم بزرگ قصد وحدت بین حکیمیون و سیتانیون را دارد و از طرف دولت نیز حمایت می شود.
4.شیرازیون:
مرحوم آیت الله شیرازی را که می شناسید؟ وی در عراق پایگاهی قوی دارد البته به دلیل اینکه ایشان فوت نموده اند این پایگاه بیشتر جنبه مذهبی دارد و سکولار می نماید.اصولا افرادی که به این پایگاه وابسته اند به یکی از 3 پایگاه بالا نیز وابستگی دارند.
=====================================
با توجه به موارد ذکر شده لزوم ایجاد وحدت در آن ها نمایان است و به دلیل اینکه اعضای آن ها تقریبا برابرند پس بعد از خروج اشغالگران دعوای اصلی تازه شروع می شود...
پس چه خوب است فکری به حال رهبری خود بکنند.
با موفقیت برگشتم و باور کنید به یادتون بودم.
اما طی یک حرکت وبلاگی دیگر قرار است قوه قضاییه و به خصوص رییس محترم این قوه مورد نقد قرار گیرند.
راستش را بگویم.به خاطر مسائلی که بر سر پدر دوستم و مطالبی که در مورد هاشمی شاهرودی می خواست به رلهبر انقلاب بدهد بازداشت شد و هم اکنون نیز در زندان به سر می برد می تر سم مسائلی را عنوان کنم.مسائلی که صحت و سقم اش بر عهده همان هم کلاسی ام.
جمال بهادری،یکی از مشاوران ویژه هاشمی شاهرودی بود. وی به مسایلی پی برد و تصمیم گرفت مطالبی را به رهبر انقلاب ارسال کند.این مطالب در طی راه به قوه قضاییه رسیده و به دست هاشمی شاهرودی می رسد و وی بازداشت می شود.
او بازرس ویژه قضایی پرونده حسین داروغه (جاسوس انگلیس در ایران) بود.
برای اطلاعات بیشتر به bahadori.blogfa.com مراجعه کنید.
===================================================
حال نمی خواهم تمام آنچه که دوستم گفت را بازگو کنم،شاید ترس و یا شاید جلوگیری از شکاف مانع آن می شود.
این یکی از معضلات قوه قضاییه بود.
از آنجا که عمویم نیز در قوه قضاییه کار می کند معضلات دیگری را بازگو کرد:
عدم اجرای بعضی احکام
حکم های کوچک برای جرم های بزرگ
آزادی بی قید و شرط
تحت تاثیر گرفتن از رسانه ها (جاسوسی که با ضمانتنامه آزاد شود آن هم به خاطر این که بی بی سی و سی ان ان جو سازی کردند)
و....
============================
به امید بهتر شدن....
اولا بگم دارم می رم کربلا.ان شا الله زیر قبه امام حسین برا همتون دعا می کنم.تا بعد از نیمه شعبان هم زودتر فکر نکنم بتونم آپ کنم.
اما خیلی وقته می خوام در مورد هری پاتر مطلب بنویسم.همون طور که اطلاع دارید جلد هفتم و آخر هری پاتر هم از چاپ خارج شد و مستندی هم در تلویزیون بر ضد اون به نمایش در آمد و کیهان نیز در روز انتشار آن بر ضد هری پاتر مطلبی نوشت.
من خودم یه آدمی هستم که هری پاتعر می خونم و همین جلد هفتم هم هر روز منتظر بودم فصل هاش ترجمه بشه و من بخونم.اما کسی نیستم که دیوانه هری پاتر باشم و برای اون خودم رو به آب و آتیش بزنم اما در شب انتشار این کتاب حدود 600 نفر صف بستند تا این کتاب رو همزمان با عرضه جهانی در ایران هم بخرند.
کیهان نیز این مطلب رو نوشت و ضمن انتقاد از اون ها هری پاتر رو کتابی صهیونیستی خواند و ....
این کافی نبود و شبکه 2 سیما مستندی بر علیه هری پاتر پخش کرد که این مستند مانند آب سردی بر پیکر هری پاتر دوستان بود به طوری که سریعا موج مخالفت ها شدت گرفت و یک سری وبلاگ(مانند ارتش رولینگ) شروع به مخالفت پرداخته و حتی هدف تحصن در مقابل صدا و سیما رو هم داشتند که به حمد الله ترسیدند و این کار رو نکردند.اما موج طومار نویسی بر ضد صدا و سیما و کیهان آغاز شد و بی بی سی نیز از این فرصت استفاده کرد و نظر خواهی راه انداخت و همه این ها باعث شد تا افراد به دنبال هری پاتر بگردند به طوری که یک کتابفروشی اعلام کرد:پس از پخش مستند شبکه دو جلدهای 6-1 هری پاتر را 200 بار فروخته ایم.
ببینید چگونه می توان یک چیز کوچک را مسئله امنیت ملی کرد.مانند فیلم 300 که اگر در مورد آن تبلیغی در ایران نمی شد شاید فروش فیلم نصف می شد.
این بار نیز با بی توجهی یک گام به زوال برداشتیم البته نباید فراموش کنیم که امنیت ملی ما را بی بی سی و سی ان ان تامین نمی کنند!!!
پی نوشت:آمریکا پس از آنکه ایران را در لیست کشورهای تروریستی قرار داد اکنون می خواهد سپاه پاسداران را در لیست گروه های تروریستی قرار دهد.
من قبلا در مورد این آدم شیاد که کعبه تقلبی درست کرده بود در وبلاگم هشدار داده بودم.
شاید این که بوش دستور ایجاد سازمان مهدی شناسی داده او را آدم کند(که البته بعید است)
روزنامه آفتاب یزد:دولت نباید به لبنان کمک کند
فرانس 24:احمدی نژاد موسیقی غربی را ممنوع اعلام کرده است
رییس سابق موساد:سرانجام مجبور خواهيم شد با حماس به عنوان يك نيروي مؤثر در فلسطين همكاري كنيم.(عمرا همچین کاری کنند)
داریوش مهرجویی:اگر در ایران نمی گذارند سنتوری را اکران کنم در دبی اکران می کنم
(++++)
امروز هم فقط به خاطر مبعث آپ کردم و اصلا حال و حوصله آپ کردن ندشتم یعنی بین این همه خبر دسته اول موضوع قابل بحثی ندیدم یعنی موضوع بود اما حس و حال نوشتن نبود.
بهتر دیدم مطلبی رو که رجا نیوز زده اینجا بیارم تا بعد یه فکری بکنیم!!!
============
خاتمی و خطر استحاله نظام در ادامه مطلب
==============================
یه پیشنهاد:ما که اینهمه وبلاگ اصولگرا داریم بیایم یه سر و سامانی به خودمون بدیم و یه وبلاگ درست کنیم با مدیریت گروهی(و یا یک نفر از بین خودمون) از مطالب جالب وبلاگ ها آپ کنه و یه جور خبرگزاری وبلاگ های اصولگرا باشه!!
======================================
اینم زیر سیبیلی رد کنید:اولین دوره بزرگداشت مرحوم محمد کاظم کریمی ساروقی(کربلایی کاظم،همون که یک شبه حافظ قرآن شد و بی سواد بود)در اراک برگزار میشه.
نوه ی این بزرگ مرد تو مدرسه ما معلمه(معلم فیزیکه و عملا هیچی بارش نیست) و تو صفاشهر قم می شینه از ویژگی های این نوه بزرگوار میشه به اصلاح طلب بودن افراطی وی اشاره کرد چنانککه در انتخابات نهم وقتی از او پرسیدیم به کی رای می دی؟؟ یه نگاهی دورو ور کرد و گفت: وقتی خاتمی(؟!) کاندید نباشه شما توقع دارید من رای هم بدم!؟!؟!؟!
سرویس های خبری درون مدرسه به وی لقب (....) هم می دهند!!!
حال توقع دارید چنین شخصیتی در بزرگداشت پدربزرگ گرامیشان سخنرانی کنند!؟!؟!!
ادامه مطلب
آیت الله مشکینی امروز از تهران تشیع و فردا در قم به خاک سپرده می شود.فردا شاید من هم به تشیع جنازه رفتم آخر او را خیلی دوست داشتم(چرا هنوز هم او را دوست نداشته باشم؟؟؟)
هنوز از تشیع جنازه میرزا جواد تبریزی (که پسرش همرزم پدرم در جبهه بود) چندی نگذشته بود که آیت الله فاضل لنکرانی(که نوه اش همکلاسی ماست) نیز به دیار باقی شتافت.
این بار نوبت مجاهدی دیگر بود،این بار باید مشکینی می رفت.
هنوز طنین خطبه هایش را به یاد دارم، با آن صلابت و شجاعت در گفتارش انسان را به وجد می آورد.آن قدر مردم دوستش داشتند که یک بار در خطبه هایش به طور تلویحی از آموزش و پرورش انتقاد کرد،به دو هفته نرسید که مدیر آموزش و پرورش استان عوض شد(مدیر سابق اکنون مدیر مدرسه ماست!).
آن یار انقلابی امام(ره) و مقام معظم رهبری(مدظله العالی) پس از برگزیده شدنش به عنوان رییس مجلس خبرگان رهبری(همین راه یافتن به خبرگانش نشان دهنده علاقه اش به نظام بود زیرا وی از تهران کاندید شد تا نیروهایی که انقلابی نیستند-نمی خواهم لفظ ضد انقلاب را ببرم-نتوانند در کار رهبری کار شکنی کنند و با توصیه ایشان از قم نیز شخص دیگری به مجلس راه یافت که خود نیز فردی انقلابی بود) هیچ گاه سعی در مخالفت و کارشکنی در کار رهبری نکرد و با جد از ایشان دفاع کرد.
در طول جنگ نیز با اینکه از ایشان سن و سالی گذشته بود اما در جبهه ها حضوری فعال داشتند و همیشه در خدمت سرداران و فرماندهان بودند و به ایشان کمک های فراوانی می نمودند(گواه این مدعا حضور سردار پاسدار رحیم صفوی در هنگام مرگ ایشان در بیمارستان است.)
امروز قم سیاه پوش شده است و حرم حضرت معصومه منتظر در جای دادن پیکری درون خود است.نمی دانم وی را کجا به خاک می سپارند اما او را هر جا که بگذارند در جوار بی بی خواهد بود.
مشکینی نیز رفت،من بعد باید بنویسیم «آیت الله مشکینی(ره)».هر چه خاک اوست بقای رهبرمان باشد.
امیدواریم دیگر مردی انقلابی از میان ما نرود.
والسلام
به نام خدا
باز هم شروع به نوشتن کردم.این بار بنا به تقاضای دوستان در مورد رسانه ملی نوشتم.
اول از همه آغاز داستان را بگویم:بعد از مصاحبه برنامه کوله پشتی با سردار رادان و حرف هایی که فرزاد حسنی زد انتقادات از آقای حسنی بسیار شدید شد تا جایی که حاشیه این انتقادات گریبان کل صدا و سیما را هم گرفت و به مسائلی که هر روز بی توجه از کنار آن عبور می کردیم دقیق شدیم!!!
این چند روز نقدهای بسیاری خواندم و همه هم کمابیش درست بودند اما من می خواهم این بار به جنبه مثبت قضیه بنگرم.
اصلا بیایید از فرزاد حسنی دوری کنیم.رابطه شخصی را ننگریم اما بیاییم واقع بینانه تر نگاه کنیم که امروز جامعه ما به رک گویی نیاز دارد.جمعه امروز می خواهد کلیشه را بشکند و دنیایی جدید ببیند. نه اشتباه نکنید! صحبت بر سر کار فرزاد حسنی نیست. اگر به شخص نگاه کنیم به هیچ جا نمی رسیم بیایید کل را نگاه کنیم؛چون جزء تابع کل است!!
تا کی باید تلویزیون ما چیزی برای عرضه نداشته باشد؟؟؟ اگر به شب های برره اعتراض دارید بیایید به آمار هم نگاهی بیاندازید. در هنگام پخش این فیلم استفاده از ماهواره در کل کشور به 2% تقلیل یافته بود!!
یاد جمله ای نه چندان قدیمی افتادم.یادتان هست موقع مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری اصلاح طلبان می گفتند «بین بد و بدتر باید بد رو انتخاب کرد» و امر در مورد صدا و سیما اینگونه است.حال اگر رادیوی ما هم بیاید حرف هایی جوان پسند بزند و موسیقی هایی در شان امروز پخش نکند بهتر از آن است که جوان ما موسیقی راک آمریکایی گوش دهد(اگر دقت کنید ترانه های کمتری را در خیابان می شنوید)
و اما وبلاگ ها که معضل اصلی جامعه امروز اند و هیچ سر و سامانی به آن ها داده نمی شود زیرا هنوز قدرت آن ها را باور نکرده اند به همین دلیل باید وبلاگ ها را رسانه خاموش نامید.قدرتمندانی که قدرت آن ها درک نشده است. و البته کنترل آن ها بسی مشکل است وبلاگی مانند 2lords را با وبلاگی مانند ermineh مقایسه کنید.هزاران تضاد دیگر مانند این وجود دارد و کنترل این ها به این راحتی نیست.
امید است که سر و سامانی هم به ما داده شود!!
من طرفدار پر و پا قرص همشهری جوانم در این شماره نامه ای از طرف شخصی زده شده بود و مناسب دیدم آن نامه را در اینجا بیاورم/
سلام آقای حسنی عزیز
برنامه کوله پشتی در هفته گذشته باعث شد ملت سوژه دیگری بجز موضوعات غم انگیز سهمیه بندی بنزین و باخت تیم ملی هم برای گپ زدن پیدا کنند.بهتان تبریک می گویم.تا به حال شما را از نزدیک ندیده ام و اعتراف می کنم که علاقه ای هم به دیدنتان ندارم.اگر ظرفیت شنیدنش را دارید،می خواهم اعتراف کنم که از شما خوشم هم نمی آید ولی وظیفه می دانم که از شما تشکرکنم.شاید برایتان جالب باشد اگر این را هم بدانید که من حتی با موضع گیری شما هم در آن برنامه خیلی هم موافق نبودم.فکر می کنم شما زیادی دلتان پر بود.یکه تازی کردید و جولان دادید و البته شانس هم آوردید که حداقل در برنامه اول مهمانتان نتوانست از پس شما بر بیاید.با این حال می خواهم از شما دفاع کنم.
تبریکم به خاطر برنامه تان است دقت کنید که ضمیر ملکی دوم شخص جمع به کار بردم فکر می کنم در تلویزیون ما و حتی همه تلویزیون های دنیا هیچ کس نمی تواند موفقیتی را انحصارا به نام خودش ثبت کند جتی جایی که اپرا وینفری ثروتمندترین و مشهورترین می شود و هیچ کس هم تهمت هایی که به شما می زنند به او نمی زند.باز هم همه می دانند که آدم جلوی دوربین حق آدم های پشت دوربین را می خورد.این یک اصل غیر قابل انکار در رسانه های تصویری است.شما هم از این قاعده مستثنی نیستید.حتی اگر همه کاره کوله پشتی خودتان باشید-که نیستید- اجازه بدهید با همان لحن خودتان عرض کنم که فقط سهم همان «حاج اصغر»در موفقیت های شما بیش از سهم خودتان است.سیستم تلویزیون ما را می شناسید پس قبول می کنید که پیش از شما باید به شجاعت و سعه صدر مدیری که می داند فردا صبح تا شب باید جواب تلفن چه کسانی را بدهد اما باز هم اجازه می دهد شما روی آنتن جولان بدهید تبریک گفت.
اما تشکر؛تشکرم البته خالصانه تر است.در روزگاری که برنامه های تلویزیون ما عموما مبتلابه سندرم سیب زمینی هستند و مجریان تلویزیونی هم آن ها که قدیمی ترند فکر گذراندن بی خطر این چند سال مانده به بازنشستگی اند و آن ها که جوان ترند اگر پسر خاله و دختر عمه تهیه کننده نباشند،تمام همتشان ارائه تصویر یک بچه مثبت تمام عیار است تا کسی بهانه ای برای گرفتن میکروفن از دستشان نداشته باشد؛ در این دوران احتیاط و در این وانفسای مصلحت اندیشی و در این بحران نابلدی در رسانه ها،حتی یک مجری تلویزیونی پر روی گاهی بی ادب بودن هم تحسین بر انگیز است. من شما را تحسین می کنم آقای حسنی عزیز حتی اگر موقع تماشای اجرای شما گاهی از لحن ادای بعضی جملات و گاهی از طرز رفتارتان در مقابل میهمان ها عرق شرم بر پیشانی ام بنشیند؛حتی اگر از خودنمایی و خود بزرگ بینی و خود پرستی تان حالم بد شود؛ با همه این ها من شما را تحسین می کنم و می خواهم ازتان دفاع کنم چون فکر می کنم شما مظلومید.
این جملات را خوانده اید؟ این ها را مردم درباره شما گفته اند:«بعضی از مجریان رسانه ملی هم با موی ژل زده و آرایش مقابل دوربین ظاهر می شوند و الفاظ بی ادبانه به کار می برند و که بهتر است به جای این افراد از نیروهای توانمند ارزشی استفاده کرد/صدا و سیما هم مقصر است که چنین مجری ای را انتخاب می کند.ممکن است در کار نیروی انتظامی اشکالاتی وجود داشته باشد اما اما خجالت آور است که کسی مثل مجری مذکور حتی اجازه داشته باشد با سردار ملاقات کند چه رسد به اینکه انتقاد هم بکند.»(نمونه ای از واکنش های مردم به مصاحبه حسنی با سردار رادان-خبرگزاری فارس-دوشنبه 1 مرداد)
متاسفم آقای حسنی عزیز که در مورد شما اینطور قضاوت می کنند،متاسفم که در تمام این سال ها بینندگان عزیز را طوری بار آورده ایم که فرق تلویزیون و یخچال را نفهمند. و از این دردناک تر،متاسفم که «بینندگان عزیز» خیال می کنند کسی که جلوی دوربین می آید پسر پیغمبر است و یادشان می رود که اوهم مانند آن ها یک آدمیزاد معمولی است.
من فکر می کنم ذهن ما ملت،بدجوری گرفتار منطق«باینری» است. برای ما آدم ها یا صفرند یا یک.دلمان می خواهد زود طرفمان را یک ببینیم و بپرستیمش یا «صفر»ش کنیم و و فحش اش بدهیم. همین است که وقتی از کسی خوسمان می آید به عرش می بریمش و و اگر خوشمان نیاید به زمین گرمش می زنیم.نمی توانیم فرض کنیم که آدمی ممکن است حاضر جواب و رند باشد،اما از خود راضی و نچسب هم باشد.در ذهنمان جا نمی افتد که یکی ممکن است باهوش باشد،اما پررو هم باشد.کی می خواهد چشم هایمان دیگر سیاه و سفید نبیند؟
آقای حسنی عزیز،با وجود همه انتقاداتی که به شما دارم،نمی توانم با شما همدردی نکنم.دعا می کنم.شما هم با من دعا کنید.کاش وقتی به آدم ها نگاه می کنیم،فراموش نکنیم که داریم به یک آدم نگاه می کنیم.این دعای خوبی است. هم برای ما. هم برای شما.
محمد رضا رجبی شکیب
نکته:نظرات نویسده وبلاگ در توصیف فرزاد حسنی مخالف مطالب مندرج در این نامه است.
احمد شيرزاد، عضو شوراي مركزي حزب مشاركت با اشاره به اينكه به دليل مشغله كاري، موفق به ديدن اين برنامه نشده است، درخصوص نظر شخصي خود، تأكيد كرد: نظر خاصی ندارم و شما می توانید از سخنگوی حزب سئوالاتتان را بپرسید.
همچنين آذر منصوري، معاون سياسي دبيركل حزب مشاركت نيز در پاسخ به سؤالی پيرامون چرايي مخالفت اين حزب با پخش اعترافات عوامل براندازي نرم، تصريح كرد: من با رجانیوز مصاحبه نمی کنم. نه تنها من بلکه دوستان دیگر من هم مصاحبه نمی کنند . این تصمیم تشکیلاتی است. ما فعلاً با برخی سایت ها و خبرگزاری ها مصاحبه نمی کنیم. این تصمیم مصوبه است که البته قرار است در آینده تغییراتی در این مصوبه ایجاد شود.
وی در پاسخ به سئوالي درباره ساير سایت ها و خبرگزاری هایی که اعضاء حزب حق مصاحبه با آنها را ندارند، اظهار داشت: این موضوع را از كميته اطلاع رسانی حزب، آقای شریعتی بپرسید.
سعيد شريعتي، عضو كميته اطلاع رساني حزب مشاركت با اشاره به مصوبه اين حزب در خصوص عدم مصاحبه با برخي سايتها و خبرگزاريها، اين تصميم را به دليل عمليات رواني اين رسانه ها عليه اصلاح طلبان و دراختيار نداشتن رسانه كافي براي پاسخگويي دانست و افزود: ترجیح دادیم «سری که درد نمی کند را دستمال نبندیم.»
اين عضو شوراي مركزي حزب مشاركت در پاسخ به سؤالي درخصوص ساير رسانه هايي كه اعضاء حزب مشاركت حق مصاحبه با آنها را ندارند به خبرگزاري فارس و باشگاه خبرنگاران و در رسانه هاي بيگانه به راديو فردا و راديو امريكا اشاره كرد.
شريعتي در پاسخ به این مطلب که مصاحبه، مانند گزارش و خبر نیست و تنها بازتاب دهنده سخنان مصاحبه شونده است، گفت: نظر حزب ما همین مواضعی است که اعلام شده است.
وی در پاسخ به اين سئوال که "ابهاماتی که در خصوص مواضع شما وجود دارد که می خواهیم به آن بپردازیم"، گفت: به آن ابهامات بايد در جاهای دیگر پرداخته می شود! اجازه دهید ما مصوبه خودمان را داشته باشیم.
اين عضو شوراي مركزي حزب مشاركت در پاسخ سئوالي مبني بر اينکه "آیا شما این حق را برای دولت و یا اصولگرایان نيز قائل هستید که با منتقدان خود مصاحبه نکنند"، اظهار داشت: به هرحال این نظر حزب است که حاصل خرد جمعی ماست و از نظر ما معقول است، ولی شاید از نظر شما معقول نباشد.
شريعتي همچنين در واكنش به اين ابهام كه "اگر شما فقط با موافقان خود مصاحبه کنید و با منتقدان گفتگو نکنید، مواضع شما به روشنی آشکار نخواهد شد"، خاطرنشان ساخت: با منتقدین خود هم گفت و گو می کنیم. به عنوان مثال با صدا و سیما که مهمترین منتقد ماست مصاحبه می کنیم.
وي در ادامه افزود: به هرحال من عذرخواهی می کنم. امیدوارم شرایط به گونه ای شود که یک مقدار این شکاف ها و نزاع ها کمتر شود تا ما بتوانیم در آینده با شما صحبت کنیم. به هرحال در هر تصمیمي احتمال تجدید نظر هست. ان شاءالله با هم خوب می شویم، ما از شما حمایت می کنیم، شما از ما حمایت می کنید و درست می شود!
رئيس كميته اطلاع رساني حزب مشاركت BBC را جزء پايگاههاي خبري كه اين حزب از مصاحبه با آنها خودداري مي كند، ندانست و در توجيه اين مطلب افزود: BBC در ايران، نماینده رسمی دارد و جمهوری اسلامی فعالیتش را به رسمیت شناخته است.
وي در پاسخ به اين سؤال كه جمهوری اسلامی، خبرگزاري فارس، باشگاه خبرنگاران و رجانيوز را هم به رسمت شناخته است، گفت: به هرحال شما علیه خود ما کار می کنید.
شريعتي در واكنش به اين ابهام كه آيا "BBC علیه شما کار نمی کند؟"، اظهار داشت: BBC بالاخره یک رسانه ای است که با شما كه يك سايت هستيد، تفاوت دارد.
وي در پاسخ به اين پرسش كه "از اين لحاظ، BBC چه فرقي با خبرگزاری فارس دارد"، گفت: شما دارید از من بازجویی می کنید. ما یک خرد جمعی، مصالح، منافع، و دیدگاه هایی داریم. یک کسانی را می بینیم که تعامل با آنها منفعت هایی دارد و يا یک سری مضراتی دارد كه به هرحال براساس آنها تصمیم می گیریم.
اين عضو شوراي مركزي مشاركت در پاسخ به اين سؤال كه آيا مردم نباید دلایل اين رفتار گزينشي را بدانند"، گفت: شما که مردم نیستید. شما سایت رجا نیوز هستید.
وي همچنين در واكنش به اينكه در مقام يك شهروند به اين سؤال پاسخ دهيد، اظهار داشت: اگر شما به عنوان یک شهروند تماس گرفتید من از موضع یک شهروند پاسخ می دهم.
رئيس كميته اطلاع رساني حزب مشاركت در پايان از پاسخ به اين پرسش كه "آيا نهايتاً ما جواب نمی دهید كه چرا با فارس مصاحبه نمی کنید ولی با BBC گفتگو می کنید؟"، گفت: من به هیچ سئوال شما جواب ندادم.
محمد حسن.م، که تحت عنوان سرمایه گذار در زمستان اقدام به این ساخت و ساز و تخریب درختان کرده بود، بدون طی مقدمات قانونی شروع یک عملیات ساختمانی از قبیل تعیین مهندس ناظر، اخذ پروانه ساختمانی و مجوز آغاز به کار، نسبت به عملیات گودبرداری به عمق 20 متر اقدام کرد.
این درحالیست که شهرداری شیراز طی نامه ای در تاریخ 6/3/85 دستور به توقف عملیات تا ارئه نقشه و صودر پروانه تأکید کرده بود. با این حال، به دنبال استنکاف مالک از توقف عملیات و مراجعه مأموران شهرداری منطقه یک و کلانتری 18 ولی عصر شیراز به منظور جلوگیری از تخلف ساختمانی، مشارالیه با ایجاد درگیری میان کارگران و مأموران شهرداری و نیروی انتظامی، با تهدید حاضران مدعی انتساب این پروژه به ... شده است!
از سوی دیگر به دنبال عدم برخورد مراجع قضایی استان با تخلفات صورت گرفته، فرد مزبور اقدام به طرح شکایت علیه شهرداری شیراز در دیوان عدالت اداری کرده است که این دیوان نیز تلویحاً نسبت به عدم پیگیری ماجرا و یا صدور حکم انفصال از خدمت به شهردار منطقه یک این شهر هشدار داده است.
خواستم از عدالت بنویسم،گفتم "رطب خورده کی کند منع رطب" هنوز نمی توانم در خانه عدالت را جاری سازم آنوقت بیایم در مورد عدالت در کشور بنویسم!!
دوست داشتم بنویسم، اما در چه مورد نمی دانم و می نویسم.
سهام عدالت دارد توزیع می شود.اولویت اول وابستگان به بهزیستی و کمیته امداد امام (ره). آیا همین کافی است؟؟؟؟
در خیابان دخترکی را می بینم که آدامس می فروشد و در کنارش مشق های زبان انگلیسی اش را می نویسد، آیا به او نیز سهام عدالت می رسد؟؟؟ آیا به او 3 لیتر سهمیه بنزین می رسد؟؟؟
سهام عدالت به کارش می آید؟؟ او الان که جوان است سرمایه می خواهد، سالی 50 هزار تومان،غذلی یک هفته ما هم نمی شود!!!
آنقدر خودمان را مشغول کردیم که یادمان رفته است هستند کودکانی که هر روز صبح از کنارشان عبور می کنیم؛ اما دیگر نظری نمی افکنیم!!!!
آنقدر سرمان به 3 لیتر سهمیه بنزینمان گرم شده است که خودمان را نیز از یاد برده ایم.
حیف... حیف از آن مردان دهه 60!!! اگر می دانستند ما آینده را اینگونه می سازیم هیچ گاه برایمان کشته نمی شدند! گناهشان چه بود که رفتند؟؟؟ غیر از آزادی من و تو می خواستند؟؟؟ غیر از زندگی راحت تو دلیل دیگری برای رفتنشان داشتند؟؟؟
به یاد می آورم آن روزی که کسی می گفت:« رفتند که رفتند، حالا ما باید تاوانشان را پس بدهیم؟؟؟، مختار بودند که بروند یا بمانند؛ دیوانگیشان به ما ربطی ندارد.» از آن روز خیلی نمی گذرد شاید 3 سال پیش بود ...
اما امروز 3 سال گذشته است... 3 سال ... دولتی جدید با آرمان هایی انقلابی تر،آرمان هایی که دیگر به شهیدان پشت نمی کند. هنوز آن فرد هست، با همان عقیده پوچ.
آن شخص مهم نیست مهم اینست که 70 میلیون نفر پشتوانه شهدایند. آن شخص در بین 70 میلیون نفر گم می شود؛ مگر نه؟؟؟
این ها را نوشتم اما هنوز در فکر آن دخترکم، دختری مظلوم که پشتوانه اش خداست،
چه خوب است ما به خدا کمک کنیم!!!
نوشته ام درد دل بود، درد دلی که هیچ کجایش به هم نمی خورد و اصلا به هم مربوط نبود.مهم اینست که خواننده بفهمد..... و بدان که مردم ایران فهیمند.
شخصی که دوست دارد این حرف هایش شنیده شود!!
www.nashenidani.blogfa.com
محمد ستاري فر در برنامه گفتگوي ويژه خبري و مناظره با فرهاد رهبر ادعا كرده بود: «سال 82 خودم در سازمان بودم در پايان سال حتي يك ريال حسب تكاليف قانوني دولت ديون وجود نداشت كه به سالهاي بعد منتقل شود، سال 83 هم دقيقا همين گونه بود و حتي يك ريال تكاليف قانوني دولت به بودجه سال بعد منتقل نشد.
دولت نهم براي اجراي ارتقائ 40 درصدي رديف شغلي معلمان كه سپس آن را به 65 درصد رساند ، 120 ميليارد تومان براي خود تكليف ايجاد كرد سپس اين حكم را براي پرستاران و استادان دانشگاه كه شامل 1100 نفر بودند تعميم داد.
طبق گزارش ذيحسابان رسمي دولت، و نامه فاطمي زاده خزانه دار كشور دولت در سال 83 ديوني نداشت.»
اين درحاليست كه رئيس اسبق سازمان مديريت در تاريخ 25/1/1383 در نامه اي به شماره كلاسه 10190/101 خطاب به مظاهري بر پرداخت مطالبات 850 ميليارد ريالي كاركنان سازمان هاي آموزش و پرورش استان ها كه در تاريخ 3/12/1382 ابلاغ شده بوده، تأكيد كرده است.
در بند ديگري از اين نامه نيز درخواست قرار دادن تنخواه گردان لازم براي پرداخت حقوق و مزاياي فروردين ماه كاركنان آموزش و پرورش استان ها، 300 هزار ريال كمك غيرنقدي به هريك از كاركنان و مطالبات سال 1382 آنها شامل: حق التدريس، كمك هاي غيرنقدي، پاداش پايان خدمت بازنشستگان، معادل يك ماه مرخصي و پاداش مناطق محروم، مطرح شده است.
در پايان اين نامه نيز تأكيد شده كه وجوه پرداختي از محل تنخواه گردان سال جاري (83) در تخصيص اعتبار سه ماهه اول منظور شود.
اين اقدامات كه نمونه هايي از آن پس از به نتيجه نرسيدن سهم خواهي ها، در جريان اظهارات برخي سخنرانان يك همايش سياسي در تهران با مضمون مخالفت با گروه شش نفره شوراي مركزي جبهه متحد اصولگرايان و موافقت با گروه پنج نفره مرضي الاطراف بروز يافت، نگراني هايي را در ميان طيف غالب اصولگرايان پديد آورده است.
همچنين يك سايت وابسته به اين جريان نيز كه طي روزهاي اخير نسبت به تخريب طيف وسيعي از اصولگرايان از جمله رئيس جمهور، رئيس مجلس و برخي وزرا اقدام كرده است، در خبري بدون نام بردن از پدرخوانده اين رسانه و اظهارات وي براي تفرقه انگيزي تحت پوشش مخالفت و موافقت با گروههاي شش و پنج نفره اصولگرايان، به دفاع از اين ايده پرداخت.
شوراي مركزي 6 نفره جبهه متحد اصولگرايان متشكل از 2 نفر به نمايندگي از گروههاي 14گانه پيروان خط امام و رهبري، (صدر و بادامچيان) 2 نفر به نمایندگی از ستادهای حامیان احمدی نژاد(مصلحي و محصولي) و 2 نفر نمايندگان اصولگرايان تحولخواه و جمعيت ايثارگران (فدايي و زاكاني)، در حال تهيه ليست انتخاباتي مجلس هشتم براساس رايزني و بررسي مصاديق با توجه به شاخصه هاي توافق شده هستند.
گفتني است جرياني كه خط تفرقه در ميان اصولگرايان و گل زدن به دروازه خودي را دنبال مي كند، اغلب متشکل از نظاميان سابقي است كه با ورود به عرصه سياست نيز تاكنون موفقيتي كسب نكرده و همچنان در توهم قدرت به سر مي برند.
بر اساس اطلاعات خبرنگار "الف"، یک نهاد امنیتی در گزارشی در خصوص پرونده حسین موسویان معاون مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام آورده است، بر خلاف شیوه های معمول سازمانهای جاسوسی دنیا، موسویان دارای کد کلاسیک نبوده و قرارهای مشخصی جهت انتقال اطلاعات نداشته است و لذا با توجه به این موضوع و بر اساس قوانین موجود، مجازات سنگینی متوجه وی نبوده است.
بر اساس این گزارش، موسویان در یکی از مکالمات تلفنی خود بر تسریع طرف غربی بر صدور قطعنامه در سازمان ملل تاکید کرده و لذا اتهام اقدام علیه امنیت ملی نیز متوجه وی خواهد بود.
سابقه خبر:
بر اساس اطلاعات دریافتی، ماجرای دستگیری موسویان از این قرار بوده که وی در سال گذشته 50 روز مسافرت خارج از کشور داشته است و ملاقات های زیادی با افراد تحت پوشش طرف های اروپایی و دیپلمات های غربی داشته که برخی از آنان به طور قطع از افراد سرویس های امنیتی غرب بوده اند و با این حال موسویان به راحتی با آنها صحبت کرده است. بنا براین گزارش؛ از جمله اتهامات دیگر معاون آقای حسن روحانی این بوده که یک سری اسناد محرمانه در اختیار وی بوده که باید آنها را تحویل مقامات مربوطه می داد ولی این کار را نکرده و آنها را تحویل نداده است.
هم چنین باید گفت که طرف های مقابل مذاکرات هسته ای ایران و اروپا، در جریان مذاکرات هسته ای، اطلاعاتی داشته اند که در زمان های قبل از مذاکره با مراجعه به موسویان آنها را دریافت می کرده و از نقاط ضعفی که ایران داشته مطلع شده و مذاکره کننده ارشد هسته ای، این اطلاعات را به آنها منتقل می کرده است. مهمترین اتهام موسویان، درباره یک سری اسنادی بوده است که در اختیار انگلیسی ها قرار داده و در نهایت به دست سرویس امنیتی MI6 انگلیس افتاده بوده است.
این اسناد در مورد پایگاه های نظامی امنیت ایران در اروپا بوده که طی بخشنامه ای به آنان توصیه هایی شده بود که در زمان حمله احتمالی آمریکا به ایران چه اقدامات و تصمیم های باید اتخاذ کنند. این گزارش که سه نسخه بوده است؛ یکی در اختیار آقای حسن روحانی، دیگری در اختیار آقای علی یونسی و آخری هم در دست حسین موسویان بوده است. بعدها مشخص شد که نسخه ای که در دستان موسویان بوده در اختیار انگلیسی ها قرار گرفته است.
گفتنی است الف چندی پیش از جلسه محسنی اژه ای، وزیر اطلاعات با اعضای کمیسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی درباره پرونده حسین موسویان خبر داده بود. در اواخر این جلسه، یکی از نمایندگان عضو کمیسیون اصل 90، از محسنی اژه ای پرسید، وقتی وزارت اطلاعات از اقدامات آقای موسویان مطلع شد آیا مسوولین بالاتر وی در مجمع تشخیص مصلحت را از این موضوع با خبر ساخت؟ و اگر این اقدام انجام شده، عکس العمل مجمع چه بوده است؟ محسنی اژه ای در پاسخ گفت: وقتی اقدامات حسین موسویان برای ما محرز شد، موضوع را در جلسه ای با آقای روحانی، رییس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام در میان گذاشتیم. لیکن بعد از این جلسه، انتقال اطلاعات از سوی آقای موسویان شدت بیشتری به خود گرفت که تعجب کارشناسان اطلاعاتی کشور را موجب شد و عکس العمل بعدی ما را موجب شد. وزیر اطلاعات در پاسخ به برخی اخبار مطرح شده مبنی بر اینکه موسویان بعد از آزادی با وثیقه در محل کارش ـ مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع ـ حضور می یابد، گفت: چندی است که وی در این مرکز حضور نمی یابد و به فعالیتهای جنبی در منزلش می پردازد.
محسنی اژه ای در مورد میزان وثیقه آزادی موسویان نیز گفت: وثیقه 200 میلیون تومانی را قاضی پرونده مشخص کرده و اگر بنده هم در آن جایگاه قضاوت قرار داشتم همین میزان وثیقه را تعیین می کردم.
ارتش امريكا به فاصله كوتاهي پس از پخش قسمت دوم مستند "به اسم دموكراسي" مدعي دستگيري يك تروريست شده كه با نيروهاي واحد قدس سپاه پاسداران در ارتباط بوده است.
در اين خبر كه طي اطلاعيه اي از سوي ارتش امريكا براي بنگاههاي خبري دنيا ارسال گرديده، هيچ اشاره اي به هويت فرد بازداشت شده، به چشم نمي خورد.
با اين حال ارتش امريكا مدعي است: نيروهاي ائتلاف همچنين در يک رشته حمله در بغداد سه نفر را به قتل رسانده و چهل و چهار نفر را نيز که با القاعده در ارتباط بوده اند بازداشت کرده اند.
در اين اطلاعيه با اشاره به اينكه فرد بي نام و نشان دستگير شده مظنون به تسهيل انتقال سلاح و نيرو از ايران به عراق است، افزوده شده است: اين شخص که در خرنبات شمال شرقي بغداد بازداشت شد با اعضاي رده بالاي نيروي قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران در ارتباط بوده است. وي همچنين متهم به مشارکت در انتقال سلاح از نوع است که قادر است در زره پوش ها نفوذ کند (EFP) صدها نفر از سربازان امريکايي توسط همين سلاح ها کشته شده اند.
واكنش انفعالي امريكا به ماجراي اعترافات 3 تن ا ز عوامل جاسوسي اين كشور، درحالي صورت مي پذيرد كه دستگيري اين افراد در ايران به فاصله اندكي پس از هلي برن نظاميان امريكايي در اربيل و بازداشت 5 ديپلمات ايراني، به وقوع پيوسته بود.
تاكنون شمار زيادي از مقامات امريكايي از جمله جرج بوش؛ رئيس جمهور اين كشور، خواستار آزادي بازداشت شدگان در ايران به ويژه هاله اسفندياري، مدير بخش خاورميانه مؤسسه وودروويلسون؛ از مراكز مشاوره دهنده به بوش، شده اند.
در حالیکه پس از انتشار نامه 57 نفر از اقتصاددانان در انتقاد از سیاستهای دولت نهم، جریان رسانه ای مخالف دولت سعی در بهره برداریهای سیاسی و تخریبي عليه دولت داشتند، خبر پذیرش 57 اقتصاددان برای برگزاری جلسه مشترک با احمدی نژاد از سوی دفتر رئیس جمهور، اين فضا را تحت الشعاع قرار داد.
کارشناسان اقتصادی موافق و مخالف به تمجید این اقدام پرداختند و آن را «اولین گام عملی در جهت پذیرش نقد و احترام به منتقد در کشور» ارزیابی کردند.
رسانه های مخالف دولت در داخل البته تلاش داشتند تا این اقدام رئیس جمهور را با ترفندهای جنگ رسانه ای، بی فایده و شعاری نمایش دهند.
ابتدا رئیس دفتر خاتمی در دوران ریاست جمهوری و سخنگوی نیمه رسمی وی در این روزها، برای جلسه احمدی نژاد با اقتصاددانان زمان تعیین و تاریخ آن را 15 تیرماه اعلام کرد.
با تکذیب این خبر از سوی دفتر رسانه های ریاست جمهوری، روزنامه های زنجیره ای به انعکاس گسترده آن پرداختند و این نتیجه را در تیتر اول روزنامه های خود القاء کردند که رئیس جمهور اساسا قصد برگزاری این جلسه را ندارد.
به هر ترتيب اين جلسه با ارسال دعوتنامه براي هر 57 منتقد برگزار گرديد. در میان مدعوين که 51 تن از آنان در جلسه مذکور، حضور یافته بودند، چهره های آشنا در حوزه اقتصاد سیاسی به چشم می خورد. کسانی که پیش از این و در دولتهای گذشته هم در قالب نامه های 90،11،20 و ... نفره و همچنین مصاحبه های متعدد، انتقادهای تند وتیزی از سیاستهای دولتهای وقت ارائه كرده و حرکت اقتصادی آن ها را مغایر با اصول اساسی علم اقتصاد، و پیش فرضهای اقتصادی آنان را متناقض با شرایط موجود کشور می دانستند.
یکی از این چهره های اقتصادی که برخی رسانه ها نام «منتقدی برای تمامی فصول» را برای وی برگزیده اند، در زمان حاکمیت دولت موسوم به سازندگی در نامه ای سرگشاده ، سیاستهای تعدیل اقتصادی که آن ايام به گونه ای افراطی در کشور در حال اجرا بود را به باد انتقاد گرفت:
«بنام خصوصی سازی و آزادسازی بیشترین فشار بر تولیدكنندگان وارد آمد، وسیع ترین فرصت رانت جویی در اختیار بخش خصوصی غیرمولد قرار گرفت، پانزده هزار صنعتگر زندانی پیامد تدابیر طرفداران اقتصاد بازار، افزایش بهای ارز به افزایش بی سابقه مصرف كالاهای غیراساسی به زیان اكثریت مردم انجامید و...» جملات مزبور، گوشه ای از انتقادات این چهره منتقد سياستهاي اقتصادي دولت هاشمی رفسنجانی است.
نتیجه این نامه نگاریها برای این استاد دانشگاه البته چندان مناسب نبود و وی به دستور مقامات ارشد اجرایی وقت، با برخورد دستگاههای امنیتی مواجه شد.
این استاد دانشگاه که طرفدار اقتصاد دولتی و چپ نامیده می شود،در زمان حاکمیت دولت موسوم به اصلاحات نيز به انتقاد از سياستهاي اقتصادي ادامه داد. در این دولت اگرچه با وی برخورد امنیتی صورت نگرفت اما به انتقادات وی وقعی نيز گذارده نشد:
«ما از قبل با این آقایان (ستاری فر و برادران شرکا) رفیق بودیم،ارتباط داشتیم،حتی یکدیگر را به اسم کوچک و متواضعانه صدا می کردیم، مثلاً به ستاری فر می گفتیم «رئیس»!... همه این آقایان تا پیش از اینکه در دولت خاتمی مسئولیت بگیرند از لحاظ اقتصادی چپ بودند و هم عقیده بودیم. هم فکری علمی داشتیم... اما الان که می خواهند برنامه بنویسند، برنامه چهارم را از اساس راستگرایانه نوشته اند...
وقتی هم که می گوییم انتقاد داریم، حتی به ما وقت نمی دهند تا انتقاد ما را بشنوند.»
این جملات را این چهره اقتصادی– سیاسی مشهور، 3 سال پیش در مصاحبه با خبرنگار یک روزنامه صبح عنوان کرد.
از سوی دیگر یکی ديگر از چهره های مشهور اقتصادی نيز که از شخصیتهای محوری در جمع آوری امضاهای اقتصاددانان بود، نسبت به عدم توجه مسئولین اجرایی به نظرات کارشناسان گلايه می کرد:
«ما در سال 79 که قرار بود طرح ساماندهی اقتصادی را آماده کنیم و برای آن برنامه ریزی کنیم، حتی به ما وقت نمی دادند تا با رئیس جمهور جلسه داشته باشیم...»
این دو اقتصاددان و بسیاری از نخبگان دیگری که پیش از این فقط می نوشتند و می گفتند به همراه آنانی که در سالیان گذشته در «آن سوی میز» بودند و نمی شنیدند، هفته گذشته در حضور مقام ارشد اجرایی کشور در دولت نهم، بيش از 4ساعت گفتند و شنیده شدند و دو ساعت مخاطب قرار گرفتند و شنیدند...
اکنون، فارغ از اینکه انتقادات این اقتصاددانها بجا و یا نامربوط باشد و بدون توجه به این نکته که آیا این انتقادات با توجه به مقایسه عملکرد دولت نهم با سایر دولتها و حجم فعالیتها، منصفانه است یا خیر؛ به نظر می رسد حرکتي که از سوی مقام ارشد اجرایی کشور به عنوان یک سنت حسنه پایه گذاری شده والبته به دلیل بی سابقه بودن، منجر به تعجب همراه با تحسین رسانه های مخالف و حتی موافق دولت نیز گرديده، نباید در این مرحله و به این اشخاص محدود بماند.
تداوم این رویکرد از سوی سایر وزرا و مسوولین دولتی، علاوه بر آنکه آنان را با نظرات نخبگانی که بعضاً به دلیل عدم اقبال رسانه ها به آنان، سخنشان شنیده نمی شود، آشنا می کند و به گونه ای عملی احترام به نقد و منتقدین را در کشور فرهنگ سازی می کند، جریانات سیاسی- رسانه ای بهانه گیر را نيز در سوءاستفاده از بیان ابهامات و انتقادات احتمالی کارشناسان ناکام می گذارد.
بدیهی است که ناکامی این جریانات غوغاسالار رسانه ای در این زمینه هم، به پیشرفت مادی و اخلاقی کشور منجر خواهد شد و بیش از همه، این فضای نقد منصفانه و اطلاع رسانی شفاف است که از گزند آسیب آنان در امان خواهد ماند.
متن اعترافات این سه تن در ادامه مطلب
ادامه مطلب
با آنكه دولت انگليس هدف اصلي از اخراج ديپلماتهاي روسي را خودداري مسكو از تحويل مظنون اصلي عامل قتل "ليتويننکو" عضو سابق "كا.گ.ب"، عنوان مي كنند، منابع داخلي همسو با دولت پوتين از اين اقدام به پروژه اي انگليسي- امريكايي براي منزوي ساختن روسيه ياد كرده اند.
ليتويننکو، عضو سابق سازمان جاسوسي شوروي بود كه نوامبر 2006 (آذر85) در لندن به دليل مسموميت ناشي از يك ماده راديواكتيو (پولوتونیوم)جان سپرد.
مرگ مشكوك ليتويننکو، پس از آن روي داد كه وي به افشاگری در مورد قتل يک روزنامه نگار روسی به دست ماموران سرويس های اطلاعاتی روسيه دست زد. اظهارات بوريس برژونسکي از اعضاي حزب اقليت روسيه، درخصوص تصويب لايحه اي از سوي پوتين در سال 2006 مبني بر جواز ترور مخالفان روسيه در خارج از كشور حتي بدون مجوز دادگاه، به همراه يافته هاي پليس لندن درباره ملاقات كنندگان با ليتويننكو پيش از مسموميت، سبب شد، آندری لوگووا، يكي ديگر از اعضاء سابق كا.گ.ب به عنوان مظنون اصلي اين پرونده شناخته شود.
پس از گذشت 8 ماه از قتل ليتويننكو و خودداري روسيه از استرداد لوگووا به لندن، دولت انگليس، اقدام به اخراج 4 تن از ديپلماتهاي روسيه در اين كشور كرد. با اين حال منابع داخلي همسو با دولت روسيه، اين اقدام لندن را بهانه اي براي منزوي ساختن روسيه در ميان كشورهاي اروپايي دانسته اند.
تلاشهاي پوتين در ماههاي آخر رياست جمهوري براي افزايش سطح روابط با كشورهاي اروپايي به ويژه آلمان، فرانسه، ايتاليا و اسپانيا، با ناخشنودي امريكا و متحد هميشگي آن انگليس همراه بوده و برنامه هاي بلند مدتي براي تخريب اين روابط از سوي اين دو كشور در حال اجراست.
برخي كارشناسان نيز خودداري لندن از استرداد 2 پناهنده اپوزيسيون، بيريزوفسکي سرمايه دار روسي و احمد زاکايف مسئول چچني را كه تحت حفاظت دولت انگليس در لندن به سر مي برند، از دلايل بحراني شدن روابط و فشار كم سابقه انگليس براي استرداد لوگووا، دانسته اند.
همچنين اختلاف نظر اساسي ميان امريكا و روسيه درخصوص استقرار سپر موشكي از سوي امريكا در اروپاي شرقي نيز، در اين بحران بي تأثير نبوده است.
از سوي ديگر روسيه نيز تدابيري تلافي جويانه در مقابل اقدام انگليس انديشيده است. ميخائيل کامينين سخنگوي وزارت امور خارجه روسيه در اين خصوص اعلام کرد: مسکو به زودي 4 ديپلمات انگليسي رادر اقدامي به تلافي تصميم لندن در اخراج 4ديپلمات روسي در ماجراي ليتويننکو اخراج کرد و افزود به هیچ عنوان به کارداران انگلیس ویزا نمی دهیم.

